
عامّ و مقدّمات حکمت
بررسی دیدگاه میرزای نائینی
در جلسۀ چهل و دوم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به بررسی دیدگاهی از مرحوم نائینی قدّس سرّه، در رابطه با دلالت عامّ میپردازند. براساس این دیدگاه، ادات عموم برای دلالت بر شمول یا استغراق، به مقدّمات حکمت نیز نیازمند هستند. مرحوم استاد دو اشکال را متوجّه این دیدگاه میسازند و با بحث از اقسام قضیۀ حملیّه، علاوه بر ردّ دیدگاه فوق از مرحوم نائینی، تعبیر ایشان در رابطه با برخی قضایا را مخالف روش مشهور و اصطلاح متداول میدانند. ایشان در پایان بحث نکتهای را از کلام مرحوم نائینی مبنی بر اینکه الفاظ عموم در بیان شارع بر چه قضایایی وارد نمیشوند؛ متذکّر شده و آن را میپذیرند.
عامّ و مقدّمات حکمت
2أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
دیدگاه مرحوم نائینی در باره دخالت مقدّمات حکمت در افادۀ شمول ادات عموم
مرحوم نائینی در عامّ استغراقی برای افادۀ شمول و استغراق ادات عموم، قائل به دخالت مقدّمات حکمت در استفادۀ استغراق عامّی یا شمول عامّی هستند.1 ایشان میفرمایند: آنچه که ادات عموم در مقام افادهاش هستند شمول و استجماع مصادیق این مفهوم در تحتِ آن اطلاق عامّ است؛ اما اینکه تمام افراد از جمیع اصنافی که در تحتِ حقیقیت نوعیّۀ واحده هستند برای این الفاظ مدلول واقع بشوند، دیگر الفاظ عموم از دلالت بر آنها ناتوان هستند.
مثلاً در مورد «أکرِم کُلَّ عالِمٍ» عالم بر اصناف مختلفهای اطلاق میشود؛ عالم نحوی، عالم فقهی، عالم فلسفی و امثالذلک؛ حال باید دید این اطلاق عالم بر اصناف مختلفه، از کجا در تحتِ مدلول این «کلّ» قرار گرفته است؟ آیا «کلّ» بر این مطلب دلالت دارد؟ [ایشان میفرمایند:] نه، «کلّ» دلالت ندارد. «کلّ» میگوید که تمام افراد علماء داخل در تحتِ این مفهوم من هستند. آیا همهشان [را بیان میکند] یا اینکه یک صنف خاصّ را بیان میکند، ولی آن صنف خاصّ را بهنحو استغراق شامل میشود؟
آیا جمیع افراد علماء در تحتِ مدلول عامّ داخل هستند یا اینکه عالمان فقیه در تحتِ مدلول عامّ داخل هستند ولی بهنحو شمول؟ مولا گفته است: «أکرِم کُلَّ العُلماء» در اینجا آیا گفته است که تمام عالمان فقیه و عالمان فلسفی و امثالذلک را إکرام کن؟! این را که نگفته است. پس ما از کجا بدانیم که مدلول کلام مولا، جمیع علماء از هر صنفی است؟ در کلام مولا که نیست. در کلام متکلّم که این قرینه وجود ندارد.
در اینجا مقدّمات حکمت برای ما این افاده را میکند که چون مولا در مقام بیان است و اطلاق علماء بر هر صنفی اطلاق جایزی است، بناءًعلیٰهذا بهلحاظ عدم بیان مورد خاصّ و صنف خاصّ که اگر منظور مولا فرد خاصّی بود، یعنی منظور صنف خاصیّ از این علماء بود، در مقام رفع اشتباه بیان میکرد. چون بیان نکرده لذا ما در اینجا بالنّسبة به اصناف علماء یک استفادۀ اطلاق میکنیم که آن اطلاق را در تحتِ مدلول لفظ عامّ و ادات عموم میآوریم. لهذا برای استفادۀ جمیع اصناف علماء ما نمیتوانیم فقط به ادات عموم اکتفا کنیم بلکه در اینجا به مقدّمات حکمت هم نیاز داریم.
- . أجود التقریرات، ج 1، ص 440.
