
عامّ و مقدّمات حکمت
بررسی دیدگاه میرزای نائینی
در جلسۀ چهل و دوم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به بررسی دیدگاهی از مرحوم نائینی قدّس سرّه، در رابطه با دلالت عامّ میپردازند. براساس این دیدگاه، ادات عموم برای دلالت بر شمول یا استغراق، به مقدّمات حکمت نیز نیازمند هستند. مرحوم استاد دو اشکال را متوجّه این دیدگاه میسازند و با بحث از اقسام قضیۀ حملیّه، علاوه بر ردّ دیدگاه فوق از مرحوم نائینی، تعبیر ایشان در رابطه با برخی قضایا را مخالف روش مشهور و اصطلاح متداول میدانند. ایشان در پایان بحث نکتهای را از کلام مرحوم نائینی مبنی بر اینکه الفاظ عموم در بیان شارع بر چه قضایایی وارد نمیشوند؛ متذکّر شده و آن را میپذیرند.
عامّ و مقدّمات حکمت
5قضایای حقیقیّه
قضایای حقیقیّه آن قضایایی میشود که حکم روی طبیعةالشّیء رفته است؛ روی حقیقةالشّیء لا بما هو موجودٌ فی الخارج، بلکه ممکن است حتی اصلاً در خارج هم وجود پیدا نکند؛ مثلاً میگویند که اگر فرض کنید یک شکلی دارای صد هزار ضلعِ ایننحوی باشد این دارای فلان خصوصیّات هم حتماً خواهد بود.1 خب یکهمچنین شکلی اصلاً در خارج تا حالا وجود پیدا نکرده، شاید بعدها هم وجود پیدا نکند ولی ما حکم را بردیم روی طبیعةالشّیء، روی حقیقةالشّیء. حکم رفته روی طبیعةالشّیء، نه به لحاظ اینکه ظرف عروض و اتّصافش در عقل است بلکه احتمال وجود خارجی را هم دارد؛ امتناع ندارد ولیکن تا حالا وجود پیدا نکرده است.
بهطورکلی تمام احکام ریاضی و احکام هندسی قضایای حقیقیّه هستند، اینها قضایای خارجیّه نیستند؛ یعنی حکم روی طبعیت اضلاع میرود، حکم روی طبیعةالعدد میرود، حکم روی طبیعة الشّکل التّعلیمی میرود. حکم روی طبیعت حجم تعلیمی و شکل تعلیمی میرود. هیچوقت احکام روی جسم طبیعی بار نمیشود. حالا ممکن است جسم طبیعی آن هم در خارج وجود پیدا بکند.
منبابمثال این عدد مابإزائش در خارج وجود پیدا کند، یا این شکل در خارج مابإزائش وجود پیدا کند، ولی ما اصلاً کاری به مابإزاء نداریم، ما فقط به یک سلسله احکامی که اینها قضایایشان قضایای ذهنیّه هستند کار داریم و با اینکه در خارج هم وجود پیدا کنند، منافانی ندارد. این را میگوییم قضایای حقیقیّه.
قضایای شخصیّه
ما یک قضیه هم داریم که به آن قضیۀ شخصیّه میگوییم. قضیۀ شخصیّه آن است که حکم روی افرادی که در خارج وجود دارد رفته است، نه بهلحاظ وجود و عدم وجود، بلکه به لحاظ افرادی که در خارج وجود دارد. ما این را گفتیم که قضایای شخصیّه است.
انواع قضیۀ شخصیّه
قضایای شخصیّه را هم به دو نوع تقسیم کردیم که یا قضایای شخصیّۀ خاصّه هستند و یا قضایای شخصیّۀ عامّه. قضایای شخصیّۀ خاصّه مثل «زیدٌ جاءَ» و عامّهاش هم مثل «کُلُّ مَن فی العَسکرِ قَد قُتِل»، که حکم روی افراد خارجی بهنحو عموم رفته است ولی افرادی که الآن هستند و وجود دارند، نه مقدّرةالوجود. باز این دو، قضیه را از قضیۀ شخصیّه خارج نمیکنند و قضیۀ خارجیّهاش نمیکنند؛ باز قضیه همان قضیۀ شخصیّه است. ولی یکی شخصیّه بهنحو جزئیّه است و یکی شخصیّه بهنحو کلّیه.2
- . برای اطلاع بیشتر رجوع شود به شرح مبسوط منظومه، ج 1، ص 290 - 294.
- . برای اطلاع بیشتر رجوع شود به شرح مبسوط منظومه، ج 1، ص 291 و ج 2 ص 384.
