اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عامّ و مقدّمات حکمت

بررسی دیدگاه میرزای نائینی

0
اصول
جلسات

در جلسۀ چهل و دوم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به بررسی دیدگاهی از مرحوم نائینی قدّس سرّه، در رابطه با دلالت عامّ می‌پردازند. براساس این دیدگاه، ادات عموم برای دلالت بر شمول یا استغراق، به مقدّمات حکمت نیز نیازمند هستند. مرحوم استاد دو اشکال را متوجّه این دیدگاه می‌سازند و با بحث از اقسام قضیۀ حملیّه، علاوه بر ردّ دیدگاه فوق از مرحوم نائینی، تعبیر ایشان در رابطه با برخی قضایا را مخالف روش مشهور و اصطلاح متداول می‌دانند. ایشان در پایان بحث نکته‌ای را از کلام مرحوم نائینی مبنی بر اینکه الفاظ عموم در بیان شارع بر چه قضایایی وارد نمی‌شوند؛ متذکّر شده و آن را می‌پذیرند.

نسخه عربی

عامّ و مقدّمات حکمت

3
  • اشکال اول بر کلام مرحوم نائینی

  • اولاً کلام ایشان مردود است به اینکه در این‌صورت، در استفادۀ «کلّ» دیگر فرقی بین اطلاق شمولی و بین عامّ شمولی وجود ندارد. چون در این‌صورت همان‌طور که شما در اطلاق شمولی با مقدّمات حکمت، جمیع افراد و اصناف علماء را داخل در تحتِ مدلول اطلاق می‌آوردید؛ در مورد عامّ هم همین کار را انجام می‌دهید. بنابراین ادات عموم در اینجا چه‌کاری انجام دادند؟!

  • بناءًعلیٰ‌هذا لفظ «کلّ» و «جمیع» و اقسام‌ذلک، نه به ملاحظۀ مقدّمات حکمت بلکه به دلالت لفظیّۀ وضعیّه بر جمیع مصادیقی که عالِم بر آن مصادیق صدق می‌کند، دلالت دارد. حالا آن مصداق از هر صنفی می‌خواهد باشد، در این‌صورت دیگر اشکالی ندارد. آن بحث راجع به اطلاق شمولی است که لفظ مطلق به طبیعت و به آن حقیقت خودش، بر جمیع افرادی که در تحتِ اصناف مختلفه‌ای داخل هستند، دلالت می‌کند.

  • من‌باب‌مثال در«جُعِلَتْ لِیَ الأرضُ مَسجِداً و طَهوراً»1 لفظ «أرض» دلالت می‌کند بر جمیع افراد أرضی که آنها در تحتِ صنف خاصّی داخل هستند؛ جمیع افراد خاک‌های رُس، جمیع افراد خاک‌های شن، جمیع افراد خاک‌های صخره‌ای، جمیع افراد خاک‌های رَملی و امثال‌ذلک. آن [بحثی که ایشان مطرح کردند، راجع] به اطلاق شمولی است. اما این با لفظ عامّ تفاوت پیدا می‌کند. لفظ عامّ خودش دلالت می‌کند و نیازی به مقدّمات حکمت نداریم.

  • بنابراین خود لفظ عامّ دلالت دارد بر جمیع افرادی که در تحتِ آن ماهیّت داخل هستند؛ چه آن ماهیّت، خودش مطلق باشد و چه آن ماهیّت، مقیّد باشد. مثلاً اگر گفتیم: «أکرِم جَمیعَ العُلماء» این ماهیّت می‌شود ماهیّت مطلقه و لفظ عامّ به دلالت وضعیّه بر جمیع افراد این ماهیّت مطلقه دلالت می‌کند. اگر گفتیم: «أکرِم عُلماءَ الإلـٰهی» یا «أکرِم کُلَّ العالِم النَّحوی» این لفظ عامّ دلالت می‌کند بر جمیع افرادی که در تحتِ این صنف خاصّ داخل هستند و این دلالت به دلالت لفظیّه است.

  • اشکال دوم بر مرحوم نائینی

  • ثانیاً اگر قرار باشد شما در دلالت عامّ بر جمیع افراد به مقدّمات حکمت متوسّل شوید، در قضایای خارجیّه و به تعبیر خودتان در قضایای حقیقیّه هم نیاز دارید که باز به مقدّمات حکمت متوسّل شوید. حالا در قضایای حقیقیّه نه؛ در قضایای حقیقیّه باز تفاوت پیدا می‌کند، ولی در قضایای خارجیّه‌ای که بنا بر اصطلاح خود ایشان مورد نظر است هم بایستی که به مقدّمات حکمت متوسّل شویم.

    1. وسائل الشیعه، ج 3، ص 351.