
عامّ بدلی و عامّ شمولی (2)
بررسی دیدگاه میرزای نائینی در اقسام عامّ
آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ چهل و یکم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، در ادامۀ بیانی کلّی نسبت به تقسیمات عامّ در درس گذشته، در این جلسه دیدگاه مرحوم نائینی را دربارۀ داخل نبودن عامّ بدلی تحتِ اقسام عامّ و قرار گرفتن آن ذیلِ مطلق، بیان کرده و اشکالاتی را متوجه آن میسازند. ایشان پس از بیان اشکال مرحوم آقا ضیاء و آیةالله خویی بر این دیدگاه، خود نیز آن را بنابر تعریف حقیقی و اصطلاحی از عامّ، ذیل اقسام عامّ برمیشمارند. مرحوم استاد در ادامه، بیانی از مرحوم نائینی در رابطه با اصل در استغراقی بودن عامّ نقل کرده و با ردّ اشکال وارد شده بر آن، این دیدگاه را میپذیرند.
عامّ بدلی و عامّ شمولی (2)
6بنابراین بهصرفاینکه من میگوییم: «أکرِم أیَّ عالِمٍ»، این «أیّ» نمیتواند در اینجا آن اطلاق را به عموم برگرداند. چون مفاد که یکی است؛ همانطوریکه در اطلاق، حکم واحد داشتیم و با «أو» میآوردیم در این عامّ هم همینطور است. فقط در مطلق بدلی لفظی که دالّ بر وضع باشد نبوده، و با مقدّمات حکمت بوده است؛ ولی در عامّ بدلی ما لفظی که دالّ بالوضع است، داریم. پس این عامّ بدلی را مسامحتاً عامّ گفتند، اما باید بگویند هر دو جزء مطلقات است، یکی مطلق بالوضع یکی مطلق بالمقدّمات. این کلام مرحوم نائینی بود مع إضافةٍ مِنّا.
اشکال آقا ضیاء عراقی و آیةالله خویی بر محقق نائینی
اشکالی به مرحوم نائینی وارد میشود که مرحوم آقا ضیاء این اشکال را وارد کردند و تعبیر به بعضی از أعلام در ایشان آوردهاند،1 و همینطور مرحوم آقای خویی هم این اشکال را به او وارد کردند که با توضیحی از ما به همین مطلب برمیگردد.2
ایشان میفرمایند: چیزی که در عامّ به دنبالش هستیم شمول است برای افرادی که لفظی بر آن افراد دلالت میکند؛ افرادی که در تحتِ حقیقت نوعیّۀ واحده، مندرج هستند. همانطوریکه قبلاً گفتیم. مثلاً وقتی که میگوییم: أکرِم العُلَماء، ما یک لفظی داریم «علماء». این علماء دلالت میکند بر شمول إکرام برای تکتک افرادی که منطبقٌعلیه علماء است. منطبقٌعلیه آن، حسن و حسین و تقی و نقی و امثالذلک است. پس ما در هر عبارتی که شمول را بفهمیم، این میشود عامّ.
اما اگر شما اشکال کنید و بگویید: پس ما در اطلاق شمولی هم شمول را میفهمیم، چرا در آنجا نمیگویید عامّ است؟ میگوییم: گرچه مفادّ اطلاق شمولی هم عامّ است ولی همانطوریکه عرض شد، اصطلاحاً عامّ به آن لفظی میگوییم، که خود لفظ دلالت بر شمول کند و مقدّمات حکمتی در کار نباشد، ولی در باب اطلاق شمولی به زور و ابزار مقدّمات حکمت، شمول را به این جمله میچسبانیم. در «جُعِلَتْ لِیَ الأرضُ مَسجِداً و طَهوراً» با مقدّمات حکمت گفتیم که منظورِ این کلام، عموم است، ولی اصطلاحاً به آن لفظی عامّ میگویند که نیازی به مقدّمات حکمت نداشته باشد.
- . نهایة الأفکار، ج 2، ص 506.
- . أجود التقریرات، ج 1، ص 443.
