اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عامّ بدلی و عامّ شمولی (2)

بررسی دیدگاه میرزای نائینی در اقسام عامّ

0
اصول
جلسات

آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ چهل و یکم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، در ادامۀ بیانی کلّی نسبت به تقسیمات عامّ در درس گذشته، در این جلسه دیدگاه مرحوم نائینی را دربارۀ داخل نبودن عامّ بدلی تحتِ اقسام عامّ و قرار گرفتن آن ذیلِ مطلق، بیان کرده و اشکالاتی را متوجه آن می‌سازند. ایشان پس از بیان اشکال مرحوم آقا ضیاء و آیةالله خویی بر این دیدگاه، خود نیز آن را بنابر تعریف حقیقی و اصطلاحی از عامّ، ذیل اقسام عامّ برمی‌شمارند. مرحوم استاد در ادامه، بیانی از مرحوم نائینی در رابطه با اصل در استغراقی بودن عامّ نقل کرده و با ردّ اشکال وارد شده بر آن، این دیدگاه را می‌پذیرند.

نسخه عربی

عامّ بدلی و عامّ شمولی (2)

5
  • فرق اطلاق بدلی و عامّ بدلی

  • حالا می‌آییم سراغ بدلی؛ یک مطلق بدلی داریم، یک عموم بدلی. [فرق در مطلق بدلی و در عموم بدلی] این است که در اطلاق، کلامی که دلالت می‌کند بر سریان حکم واحد بر تک‌تک افراد به‌نحو بدلیّت، با مقدّمات حکمت استفاده می‌شود، ولی [در عموم،] آن لفظی که دلالت می‌کند بر اینکه حکم واحد روی فرد واحد به‌نحو سریان بر افراد، علی‌البدلیّة رفته است با لفظ و با ادات عموم مثل «أیّ» به‌کار برده می‌شود.

  • توضیح نظر مرحوم نائینی

  • نظر مرحوم نائینی این است که شما اصلاً در مورد بدلیّت، عمومی ندارید تا اینکه بخواهید بگویید آیا این عامّ بدلی است یا اینکه مطلق بدلی است. آیا شما در مطلق بدلی می‌توانید بگویید که مفاد مطلق بدلی، عامّ است؟! می‌توانید یک‌هم‌چنین حرفی بزنید؟! نه، چون شمولی در کار نیست. یک حکم است، إکرام واحد برای عالِم واحد؛ ولی آن عالِم واحد به‌نحو بدلیّت، همۀ علماء را شامل می‌شود. ولی حکم واحد است و فردش هم واحد است. یک إکرام، یک چلوکباب، فردش هم واحد است مثلاً زید است؛ اگر نشد، می‌شود عمرو؛ اگر نشد، می‌شود بکر؛ اگر نشد، می‌شود خالد. عمرو و بکر و خالد و زید با هم که إکرام نمی‌شوند؛ مورد إکرام یک نفر است.

  • آیا در اینجا که حکم واحد به فرد واحد تعلّق می‌گیرد، از این استفادۀ عموم و شمول می‌شود؟! این کجایش شمول دارد؟! در اینجا حکم آمده است روی یک فرد، لذا با «أو» می‌آورند، می‌گویند: «أکرِم زَیداً أو عَمرواً» نه‌اینکه «أکرِم زَیدًا و عَمرواً و بَکراً و خالِداً». با «أو» به‌نحو تخییر می‌آورند. مثلاً «تَزوَّج هندًا أو أُختَها»، «جالِس الحَسَن أو ابنَ‌سیرین» که در اینجا با «أو» می‌آورند. «أو» دلالت بر تخییر می‌کند نه اجتماع، نه جمعیت. در عامّ بدلی تخییر داریم، جمعیت که نداریم. در «أکرِم زَیداً أو بکراً أو عَمرواً أو خالِداً»، اجتماع در کار نیست. حالا یک وقت، یک نفر متعیّن است یک وقت یک نفر غیر متعیّن است، غیر متعیّن بودن که آن را عامّ نمی‌کند. این کلام مرحوم نائینی است.