
عامّ بدلی و عامّ شمولی (2)
بررسی دیدگاه میرزای نائینی در اقسام عامّ
آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ چهل و یکم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، در ادامۀ بیانی کلّی نسبت به تقسیمات عامّ در درس گذشته، در این جلسه دیدگاه مرحوم نائینی را دربارۀ داخل نبودن عامّ بدلی تحتِ اقسام عامّ و قرار گرفتن آن ذیلِ مطلق، بیان کرده و اشکالاتی را متوجه آن میسازند. ایشان پس از بیان اشکال مرحوم آقا ضیاء و آیةالله خویی بر این دیدگاه، خود نیز آن را بنابر تعریف حقیقی و اصطلاحی از عامّ، ذیل اقسام عامّ برمیشمارند. مرحوم استاد در ادامه، بیانی از مرحوم نائینی در رابطه با اصل در استغراقی بودن عامّ نقل کرده و با ردّ اشکال وارد شده بر آن، این دیدگاه را میپذیرند.
عامّ بدلی و عامّ شمولی (2)
4تلمیذ: آنجایی که اطلاق هست شمولش فقط بهنحو بدلی است؟
فرق اطلاق شمولی و عامّ شمولی
استاد: نهخیر، ما گفتیم اطلاق دو قسم است؛ یا اطلاق شمولی است یا اطلاق بدلی است. اطلاق شمولی این است که حکم روی جمیع افراد رفته، ولی جملۀ ما ادات عموم ندارد و بنا بر مسلک آقایان ما اطلاق را از مقدّمات حکمت استفاده میکنیم ولکن خود این اطلاق لفظ ندارد؛ مانند: «جُعِلَتْ لِیَ الأرضُ مَسجِداً و طَهوراً؛1 أرض برای من مسجد است و أرض برای من طهور است.» منظور از أرض در اینجا چیست؟ آیا یک فرد و یک قطعۀ از أرض است یا جمیع أراضی است؟ آیا أرض ایران است یا أرض عراق است؟ أرض افریقا است یا أرض سایر ممالک است؟ میبینیم تمام زمین، همه «جُعِلَتْ لِیَ الأرضُ مَسجِداً و طَهوراً» است. شما در اینجا میتوانید نماز بخوانید، در طهران هم میتوانید نماز بخوانید، در مکّه هم میتوانید نماز بخوانید؛ پس در هرجا که باشید «جُعِلَتْ لِیَ الأرضُ مَسجِداً و طَهوراً» اطلاق دارد.
حالا میآییم سراغ طَهور، آیا در تیمّم، فقط این خاک مُطَهِّر است یا آن خاک هم مُطهِّر است؟ آیا خاک رُس مُطهِّر است؟ آیا شن و ماسه مُطهِّر است؟ میبینیم أرض در اینجا اطلاق دارد و به اطلاق شمولی، جمیع بِقاع را در بر میگیرد، ولی خودش لفظی ندارد؛ کُلُّ الأرض یا جَمیعُ الأرض یا تمامُ الأرض که نداریم! بلکه فرمودند: «جُعِلَتْ لِیَ الأرضُ مَسجِداً» پس در اینجا چرا استفادۀ اطلاق میکنند؟ از این «ال» جنس در آن استفاده میکنند، یعنی در اینجا جنسُ الأرض، محطّ و مورد برای حکم قرار گرفته است. این میشود اطلاق شمولی.
در مقابل اطلاق شمولی، عامّ شمولی داریم. عامّ شمولی این است که همین معنای مطلق، با الفاظی که برای عموم وضع شده، افاده میشود؛ مانند کلّ، تمام، جمیع، نکرۀ در سیاق نفی و امثالذلک که بالوضع نه به مقدّمات حکمت دلالت بر عموم میکند.
شما در مورد اول، اطلاق را از مقدّمات حکمت میفهمید. وقتی که پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم، فرمودند: «جُعِلَتْ لِیَ الأرضُ مَسجِداً» و موردی را تعیین نکردند که بفهمیم آیا پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم موردی در نظر داشته یا نداشتهاند، میگوییم که اگر موردی در نظر داشتند بیان میکردند و میفرمودند: منظور من از «جُعِلَتْ لِیَ الأرضُ مَسجِداً و طَهوراً» آن زمینی است که خاکش، خاک رُس است؛ نه آن زمینی که خاکش ماسه است، آن لم یُجعَل لی الأرضُ مَسجِداً و طَهوراً است. پس وقتی که در مقام بیان بودند و مردم، مبتلا به و موردی را معیّن نکردند، و بعد از این هم دیگر قرینه و بیانی نیاوردهاند، تمام این مقدّمات دلیل میشود بر اینکه منظور پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم، مطلق بوده است. این میشود مقدّمات حکمت. این مبنای آقایان است دیگر. اما اگر پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم میفرمودند: جُعِلَت لی جَمیعُ الأرض مَسجِداً و طَهوراً، این دیگر عموم بود. این فرق بین مطلق و عموم شمولی است.
- . وسائل الشیعة، ج 3، ص 350.
