اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عامّ بدلی و عامّ شمولی (1)

و بررسی معارضه عام با انواع اطلاق

0
اصول
جلسات

استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، بعد از بیان تعریف عامّ در جلسات گذشتۀ درس خارج اصول فقه، در ادامۀ بیان اقسام عامّ، به بحث از این مطلب می‌پردازند که آیا عامّ بدلی نیز از مصادیق عامّ به شمار می‌آید یا نه؟! ایشان ابتدا این دیدگاه را مطرح می‌کنند که عامّ بدلی از مصادیق عامّ نبوده و باید ذیل مباحث مطلق و مقیّد،‌ قرار بگیرد؛ مرحوم استاد با بیان اشکالی بر این دیدگاه، تفاوت شمول در عامّ و مطلق و نیز عدم نیاز به مقدّمات حکمت در عامّ را مورد بحث قرار می‌دهند. استاد حسینی طهرانی در بخش پایانی درس، انواع کشف اطلاق از کلام را بیان کرده و به تعارض مطلق با عامّ می‌پردازند.

نسخه عربی

عامّ بدلی و عامّ شمولی (1)

8
  • در مورد اطلاق، ما باید برویم جان بکّنیم، و از قرائن و شواهد خارجی ببینیم که آیا منظور مولا جمیع افراد است یا نیست؟ اگر ما از قرائن خارجی استفاده کردیم که منظور مولا از این لفظی که [در آن] لفظ، دالّ بر استیعاب نیاورده، جمیع افراد است، این می‌شود مطلق شمولی؛ اگر ما از قرائن خارجیّه استفادۀ یک‌هم‌چنین قرینه‌ای که دلالت بر استیعاب کند پیدا نکردیم، آن‌موقع می‌شود جایگاه مقدّمات حکمت.

  • پس مقدّمات حکمت در جایی آورده می‌شود که آن مقدّمه از باب عدم بیانِ قید، کشف کند که منظور مولا استیعاب جمیع افراد این ماهیّت و طبیعت محکومٌ‌علیها است. یعنی مقدّمات حکمت از باب ناچاری که چون دلیلی بر استیعاب نداریم، ناچار کشف می‌کنیم که منظور مولا استیعاب جمیع افراد است و در آنجا دلالت بر اطلاق می‌کند.

  • تعارض عام با اطلاق

  • وقتی که قضیه به این کیفیّت شد، آن‌موقع فرق است بین اینکه ما اطلاق را از قرائن و از شواهد استفاده کنیم یا اطلاق را از مقدّمات حکمت استفاده کنیم. اگر اطلاق را از قرائن استفاده کردیم، عامّ دیگر نمی‌تواند با آن معارضه کند و حاکم شود. اما اگر اطلاق از مقدّمات حکمت استفاده شد، در این‌صورت دیگر عامّ می‌شود بیان. در اینجا ما کشف می‌کنیم که این اطلاق، اطلاق نبوده، بلکه اجمال بوده است.

  • پس اطلاقی که ما از مقدّمات حکمت استفاده می‌کنیم تا چه موقع حکم اطلاق بر آن می‌کنیم؟ تا وقتی‌که دلیل حاکم نیاید. اما اگر دلیل حاکم آمد کشف می‌کند که منظور مولا در اینجا اطلاق نبوده است، بلکه در اینجا إهمال یا إجمال بوده است، مانند مطلق و مقیَّد و مبیَّن؛ مگر در مجمَل و مبیّن نمی‌گوییم که مبیِّن، آن مجمل را بیان می‌کند؟! در اینجا هم همین‌طور است. ولکن اطلاقی که از روی قرائن و شواهد خارجی استفادۀ اطلاق شمولی از آن بشود، حجیّت آن همچون حجیّت عامّ است و در اینجا بیان است نه‌اینکه عدم‌البیان است.