
عامّ بدلی و عامّ شمولی (1)
و بررسی معارضه عام با انواع اطلاق
استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، بعد از بیان تعریف عامّ در جلسات گذشتۀ درس خارج اصول فقه، در ادامۀ بیان اقسام عامّ، به بحث از این مطلب میپردازند که آیا عامّ بدلی نیز از مصادیق عامّ به شمار میآید یا نه؟! ایشان ابتدا این دیدگاه را مطرح میکنند که عامّ بدلی از مصادیق عامّ نبوده و باید ذیل مباحث مطلق و مقیّد، قرار بگیرد؛ مرحوم استاد با بیان اشکالی بر این دیدگاه، تفاوت شمول در عامّ و مطلق و نیز عدم نیاز به مقدّمات حکمت در عامّ را مورد بحث قرار میدهند. استاد حسینی طهرانی در بخش پایانی درس، انواع کشف اطلاق از کلام را بیان کرده و به تعارض مطلق با عامّ میپردازند.
عامّ بدلی و عامّ شمولی (1)
4دلالت عامّ بدلی بر شمول
بنابراین ما باز در عامّ بدلی نیازی به استیعاب وشمولِ حکم برای تکتک افراد داریم، و دلیل این قضیه این است که اگر این میّت دفن نشد، حکم مخالفت و عصیان میرود روی تکتک افراد و جمیع افراد اهلبلد معاقَب واقع میشوند. اگر حکم نرفته باشد روی تکتک آنها چرا بقیّه معاقَب بشوند؟ چرا یک نفر فقط معاقَب نمیشود؟ پس حکمِ وجوب رفته است روی آنها ولی در اینجا چون صرفالوجود محقّق نشده است، همه در اینجا مشمول این عقاب قرار میگیرند.
پس اینکه میبینیم در اینجا بعضیها فرمودهاند که حکم رفته روی یک نفر ولی این یک نفر بهنحو بدلیّت است، [باید بگوییم:] نهخیر! حکم رفته روی همۀ افراد، لذا همۀ افراد، معاقَب هستند. در واجب کفایی همۀ افراد معاقَب هستند.
وقتی که منبابمثال مولا میگوید: «قَلِّد أیَّ مجتهدٍ تَشاء» حکم وجوب تقلید را عندالنّفس و در عالَم ثبوت برده روی جمیع مجتهدین فیالبلد یا در خارج بلد. ولی از باب اینکه در عالَم إثبات و در عالَم تحقّقِ خارجی، امکان تقلید از دو مجتهد وجود ندارد، از باب تحقّق صرفالوجود، دیگر اصلاً رفع موضوع میشود. وقتی که شما از یک نفر تقلید کردی، دیگر وجوب خودبهخود از باب رفع موضوع برداشته میشود، نه از باب اینکه مولا حکم را برداشته است، نهخیر! چون صرفالوجود محقّق شده است.
پس در وهلۀ اول، حکم رفته است روی همۀ افراد، بعد وقتی که آن شخص إتیان به یک نفر کرد، خودش رفع موضوع میشود و این جهتی است که باعث شده است که بعضیها غافل بشوند از این نکته و عامّ بدلی را از باب اطلاق بگیرند نه از باب عموم، و اعتراض مرحوم آقاضیاء بر آنها از این باب است.1 گرچه آقاضیاء از این باب وارد نشدند، ایشان یک بیانی در اینجا دارند که آن بیانشان خالی از اشکال نیست که آن را بعداً عرض میکنیم. پس از این نقطهنظر عامّ بدلی هم داخل در افراد عموم است.
- . نهایة الأفکار، ج 2، ص 506.
