
عامّ بدلی و عامّ شمولی (1)
و بررسی معارضه عام با انواع اطلاق
استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، بعد از بیان تعریف عامّ در جلسات گذشتۀ درس خارج اصول فقه، در ادامۀ بیان اقسام عامّ، به بحث از این مطلب میپردازند که آیا عامّ بدلی نیز از مصادیق عامّ به شمار میآید یا نه؟! ایشان ابتدا این دیدگاه را مطرح میکنند که عامّ بدلی از مصادیق عامّ نبوده و باید ذیل مباحث مطلق و مقیّد، قرار بگیرد؛ مرحوم استاد با بیان اشکالی بر این دیدگاه، تفاوت شمول در عامّ و مطلق و نیز عدم نیاز به مقدّمات حکمت در عامّ را مورد بحث قرار میدهند. استاد حسینی طهرانی در بخش پایانی درس، انواع کشف اطلاق از کلام را بیان کرده و به تعارض مطلق با عامّ میپردازند.
عامّ بدلی و عامّ شمولی (1)
12تلمیذ: آنجا که بیان لفظیّه است قوّت و قدرت بیشتری دارد.
استاد: ابداً! چهبسا قرائن خارجیّه از این بیان لفظیّه خیلی قویتر هستند، شما که الآن یقیناً و صد در صد با قرائن خارجیّه میدانید که نظر مولا این است، و مولا بر این علمِ شما اعتماد کرده است، حالا در یک مورد دیگری یک عامّ دیگری گفته است؛ چه فرقی میکند؟! قرینه، قرینه است.
همانطور که قبلاً در باب مفاهیم عرض کردیم، لفظ غیر از اینکه از مراد مولا حکایت میکند، دیگر چه کاری انجام میدهد؟! هیچ کاری انجام نمیدهد! چهبسا قرائن خارجیّه از دلالت خود لفظ در اینجا قویتر باشد و شما به یقین برسید. تازه لفظ دلالت میکند بر اینکه فرض کنید که منبابمثال، شاید مولا در اینجا عوضی گفته است، چهبسا اتّفاق میافتد که مولا یک حرفی را میزند، مثلاً یک کلمهای را زیاد میکند و... و شما بهاشتباه استفادۀ قیدیّت از آن میکنید، و این غیر از این است که شما بیست سال صبح و روز و شب با این مولا بودهاید؛ تمام این موارد برای شما یقین میآورد که امکان ندارد اصلاً نظر مولا غیر از این باشد.
تلمیذ: بههرصورت شما بحث تقییدات لفظی را برگرداندید به اطلاق. چون عند تعارض بین شواهد و قرائن و بیان لفظی اگر ما بگوییم که مولا ممکن است در اینجا قیودی در ذهنش بوده ولی نگفته است، در اینجا ما باز به اطلاق تمسّک کردیم که در اینجا قیودی نبوده یا ممکن است بوده باشد و احتمال قیود را بدهیم و نفی کنیم.
استاد: ما در اینجا تمسّک به اطلاق نمیکنیم. در اینجا از باب تعارض بین دو دلیل، ما به مرجّحات عمل میکنیم.
تلمیذ: وقتی لفظ تعارض پیدا کرد، لفظ، بهعنوان اطلاق است.
استاد: نهخیر، ما در اینجا به تعارض عمل میکنیم؛ گاهی اوقات آن قرائن بر اینجا قوّت دارد، با قرائن خارجیّه ما میفهمیم که مولا عوضی گفته است. اصلاً قرینه دلیلش از دلیل لفظی بالاتر است، ما در اینجا طبق قرینه میفهمیم مولا که اینجا این حرف را زده است عوضی گفته است. اصلاً جایی برای این حرف نبوده که این حرف را زده و اصلاً نمیشود به این حرف عمل کرد.
