اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تعریف عامّ (1)

بررسی دیدگاه مرحوم آخوند و آیةالله خویی

0
اصول
جلسات

در جلسۀ سی و هشتم از سلسله مباحث درس خارج اصول فقه، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، بحث عامّ و خاصّ را آغاز می‌کنند. ایشان ابتدا در تعریف عامّ می‌فرمایند: عامّ عبارت است از شمول یک مفهوم و یک لفظ به مصادیقی که متّحدةالنّوع هستند. مرحوم استاد در ادامه، بحث خارج بودن «عشره» از تعریف عامّ را مطرح کرده‌ و در ضمن آن، دیدگاه مرحوم آخوند مبنی بر خروج عشره از تعریف عامّ پذیرفته شده و اشکال و جواب‌هایی متوجه دیدگاه آیة‌الله خویی گردیده است. استاد حسینی طهرانی در بخش پایانیِ درس، با اشارۀ مجدّد به تعریف عامّ و ذکر تقسیم آن از سوی بعضی اصولیین، به عامِّ بدلی و شمولی، این تقسیم را بنابر دیدگاه مرحوم آخوند، ناظر به حکمی می‌دانند که بر عامّ بار می‌شود نه خودِ عامّ. ادامۀ بحث از این نکته در جلسات بعد خواهد آمد.

نسخه عربی

تعریف عامّ (1)

3
  • جواب به اشکال خروج عشره از عامّ

  • جواب این است که عامّ عبارت است از آن لفظی که خود آن لفظ بمفهومه بر فرد فردِ خارج دلالت می‌کند. عشره، مادّه‌ای ندارد که آن مادّه بر آن فرد فردِ خارج دلالت کند. بله، در عالم خارج، عشره از واحد تشکیل شده است، ولی مادّۀ عشره که واحد نیست. آیا آن هم واحد است؟ عشره عبارت است از عین و شین و راء.1

  • فرق بین عامّ و الفاظِ دارای دلالت مجموعی

  • تلمیذ: در اینجا می‌توانیم بحث را به بحث حقایق و اعتباریّات بکشانیم؟

  • استاد: اصلاً در اینجا بحث، بحث حقایق و اعتباریّات نیست. بحث، بحثِ وضع لغوی است.

  • تلمیذ: بحث اصطلاحی که در اصول است چطور؟

  • استاد: بحث اصطلاحی هم برگشتش به بحث لغوی است. ما به آن لفظی عامّ می‌گوییم که وضعاً در لغت برای افراد متّحدة‌الحقایقِ در نوع، نه در جنس، وضع شده باشد؛ این را ما عامّ می‌گوییم. بنابراین اگر لفظی من‌باب‌مثال، اسمِ جمع به‌عنوان قبیله، گروه یا مجموعه و امثال‌ذلک داشته باشیم، گرچه اینها دلالت بر افراد می‌کنند، ولی خصوص تک‌تک آن افراد، موضوعٌ‌لهِ قبیله نیستند، بلکه قبیله بر آن افراد به‌عنوان مجموع دلالت می‌کند نه به‌عنوان تک‌تک و به‌عنوان اینکه هر کدام از اینها مصداق هستند.

  • پس فرقی که در عامّ و در اسمِ مجموعی هست این است که ما در عامّ، لفظی داریم که آن لفظ، بالوضع بر افراد متّحدةالنّوعیه دلالت می‌کند، ولی در اسمِ مجموعی ـ مانند گروه و قبیله و دسته و امثال‌ذلک و یا حتی خود عشره ـ لفظی است که بالوضع دلالت بر تک‌تک مصادیق نمی‌کند، بلکه دلالت بر یک مجموعه‌ای می‌کند که آن مجموعه، من‌حیث‌المجموع لحاظ شده است. لذا اگر از آن عشره، یک نفر حذف شود دیگر عشره نیست، ولی اگر از آن عامّ، یک نفر بمیرد [باز هم عامّ صدق می‌کند].

  • مثل‌اینکه من به شما می‌گویم: «أکرم کلَّ عالِمٍ فی قُم». الآن فرض کنید که قم هزار تا، دو هزار تا، عالم دارد؛ این کلُّ عالمٍ بر تک‌تک افرادی که در قم هستند صدق می‌کند. اگر یکی از اینها مُرد باز صدق می‌کند، اگر ده تای آنها هم مُردند باز صدق می‌کند، اگر هزار تای آنها هم مُردند باز هم این کلُّ عالمٍ به بقیّه صدق می‌کند.

    1. همان، ص 446.