اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مفهوم استثناء (2)

حصر در لا إله إلّا اللَه

0
اصول
جلسات

در جلسۀ سی و هفتم از سلسله جلسات درس اصول فقه که آخرین جلسه از مباحث مفاهیم است، ‌آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، ابتدا به اشکالی که در جلسۀ قبل در رابطه با کلمۀ توحید (لا إله إلّا الله) مطرح شد، می‌پردازند. اشکال، عدم دلالت بر توحید در فرض دلالت این عبارت بر حصر بود. ایشان ابتدا جواب آیة‌الله خویی را نقل و نقد می‌کنند و سپس پاسخ صحیح را از نگاه خود، ‌بیان می‌دارند. این پاسخ، مبتنی بر سازگاری امکان عامّ با وجوب بالغیر، وجوب بالذّات و امکان خاصّ است. استاد، نتیجۀ کلام را وجود حصر در این عبارت و بلکه در تمام ترکیب‌های نفی و إلاّ، بر اساس منطوق و نه مفهوم می‌دانند؛ لذا این بحث، در واقع ‌بحثی لغوی است. استاد حسینی طهرانی ضمن پاسخ به پرسش‌های شاگردان، بحث را با جمع‌بندی و ذکر نتایج در مباحث مفاهیم، ‌خاتمه می‌دهند.

نسخه عربی

مفهوم استثناء (2)

8
  • سازگاری امکان عامّ با وجوب بالغیر، وجوب بالذّات و امکان خاصّ

  • اینکه می‌گوییم امکان عامّ یعنی هم با ضرورت از جانب موافق می‌سازد و هم با سلب ضرورتین می‌سازد. در امکان عامّ می‌گوییم جانب مخالف برایش ضرورت ندارد اما جانب موافق ساکت است. حالا اینکه ساکت است یا باز جانب موافق ضرورت ندارد، می‌شود امکان خاصّ؛ یا جانب موافق ضرورت دارد که می‌شود واجب‌الوجود 

  • در تمام ممکناتی که اینها وجودشان از ناحیۀ علّت است، جانب موافق ضرورت ندارد. ولی جانب موافق به‌خاطر اتّکاء به علّت، ضرورت پیدا می‌کند. مثلاً می‌گوییم: زیدٌ ممکنٌ به امکان عامّ؛ درحالی‌که زید وجود دارد، اینکه می‌گوییم: زیدٌ ممکنٌ به امکان عامّ، یعنی عدم برای زید ضرورت ندارد، ولی وجود چطور؟ بله! الآن زید وجود دارد، از ناحیۀ علّت به او وجود افاضه شده است.

  • حالا می‌گوییم: الله ممکنٌ به امکان عامّ؛ اینکه می‌گوییم: الله ممکنٌ بالإمکان العامّ، یعنی عدم برای خدا ضرورت ندارد. برای شریک‌الباری عدم ضرورت دارد ولی برای خدا عدم ضرورت ندارد، اما وجود ضرورت دارد و آن وجود را هم از خودش گرفته است نه از غیر. پس امکان عامّ، هم با وجوب بالغیر و هم با وجوب بالذّات و هم با امکان خاصّ می‌سازد. ممکنِ عامّ با هر سه می‌سازد.

  • بنابراین «لا إله إلّا الله» یعنی هیچ خدای موجودی نیست مگر آن خدا. در ناحیۀ خدا ما اثبات وجود کردیم؛ فقط این خدا موجود است. غیر از این خدا رفت کنار، پس ما شریک‌الباری نداریم. آمدیم سراغ این خدا، حالا این وجودی که برای خدا اثبات کردیم آیا این وجود واجب است؟ یا واجب بالذّات است یا واجب بالغیر است؟ می‌گوییم اگر واجب بالغیر بود پس بر خود این خدا امکان خاصّ بار می‌شد، چون سلب ضرورت از طرفین باید باشد. همان‌طور که به ما امکان خاصّ بار می‌شود. بنابراین چاره نداریم از اینکه بگوییم این وجودی که بر خدا اثبات کردید این وجود، وجود مستقلّ بالذّات است و نیازی به غیر ندارد. وقتی که این‌طور شد، واجب، از این وجود که وجود بحت و بسیط باشد، انتزاع می‌شود. پس این کلمه، کلمۀ توحید می‌شود و اشکالی هم بر آن وارد نمی‌شود.