اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مفهوم استثناء (2)

حصر در لا إله إلّا اللَه

0
اصول
جلسات

در جلسۀ سی و هفتم از سلسله جلسات درس اصول فقه که آخرین جلسه از مباحث مفاهیم است، ‌آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، ابتدا به اشکالی که در جلسۀ قبل در رابطه با کلمۀ توحید (لا إله إلّا الله) مطرح شد، می‌پردازند. اشکال، عدم دلالت بر توحید در فرض دلالت این عبارت بر حصر بود. ایشان ابتدا جواب آیة‌الله خویی را نقل و نقد می‌کنند و سپس پاسخ صحیح را از نگاه خود، ‌بیان می‌دارند. این پاسخ، مبتنی بر سازگاری امکان عامّ با وجوب بالغیر، وجوب بالذّات و امکان خاصّ است. استاد، نتیجۀ کلام را وجود حصر در این عبارت و بلکه در تمام ترکیب‌های نفی و إلاّ، بر اساس منطوق و نه مفهوم می‌دانند؛ لذا این بحث، در واقع ‌بحثی لغوی است. استاد حسینی طهرانی ضمن پاسخ به پرسش‌های شاگردان، بحث را با جمع‌بندی و ذکر نتایج در مباحث مفاهیم، ‌خاتمه می‌دهند.

نسخه عربی

مفهوم استثناء (2)

11
  • استاد: چرا؟! کلّی است دیگر!

  • تلمیذ: با این تفسیری که شما فرموده‌اید ما می‌خواهیم معنای جزئیّت را از آن بفهمیم.

  • استاد: یعنی تشخّص؟

  • تلمیذ: بله، تشخّص.

  • استاد: خُب بله! ما بعد از گذشت این دور به اینجا می‌رسیم. اما صحبت در این است که آیا از اوّل از خود «لا إله إلّا الله» شما واجب‌الوجود می‌فهمید؟ طبعاً نمی‌فهمید. ما اوّل می‌فهمیم که خدایی نیست. یک وقت شما با فکر حِکَمی وارد قضیّه می‌شوید، از اوّل یک واجب‌الوجودی را تصوّر می‌کنید و... و بعد می‌گویید معنا این است که واجب‌الوجودی نیست غیر از خدا. یک وقت نه! خدا این «لا إله إلّا الله» را دارد به مردم ارائه می‌دهد! با مردم شما چطوری صحبت می‌کنید؟ می‌گویید هیچ خدایی نیست؛ یعنی از اوّل وجود را از غیر خدا نفی می‌کنید و برای خدا اثبات می‌کنید. حالا این وجودی را که برای خدا اثبات کردید یا وجود بالغیر را می‌خواهید اثبات کنید یا وجود بالذّات را. از اوّل وجود بالغیر را کنار می‌گذارید، به‌خاطر اینکه به بن‌بست می‌رسید؛ می‌گویید اگر وجود بالغیر باشد پس ما باید به یک وجود بالذّات برسیم، نقل کلام در او می‌کنیم و همین‌طور [پیش می‌رویم و] تسلسل پیش می‌آید. پس ما به یک نقطه‌ای می‌رسیم که وجود برای آن «الله» وجود بالذّات می‌شود. وجود بالذّات که [اثبات] شد، پس می‌گوییم این وجود برای این پروردگار، وجود بالذّات است. وجود بالذّات که شد آن وقت شما وجوب را از وجود انتزاع می‌کنید.

  • البتّه در وهلۀ اول هم وجوب را انتزاع می‌کنید؛ در هرجا که وجود باشد، وجوب هم هست. ولی [سخن در این است که وجوب،] وجوب بالغیر است یا وجوب بالذّات؟ وجوب بالذّات است. وجوب بالغیر را حذف می‌کنیم، [در نتیجه] وجوب بالذّات می‌ماند. بنابراین ما می‌رسیم به یک نقطه‌ای که در آن نقطه، از وجود، وجوب بالذّات انتزاع می‌شود. در اینجا برای «الله» اثبات واجب‌الوجود می‌کنید. یعنی بعد از گذشت این مراحل، این را اثبات می‌کنید و برای شریک‌الباری، امتناع را اثبات می‌کنید.