اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مفهوم استثناء (1)

دلالت إنّما و إلاّ بر حصر

0
اصول
جلسات

در جلسۀ سی و ششم از سلسله جلسات خارج اصول فقه، ‌آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سرّه، در ادامۀ بحث از مفاهیم به بحث مفهوم استثناء می‌پردازند. ایشان از ابتدا به این نکته اشاره دارند که حصر، یا همان مفهوم مورد نظرِ اصولیّین در این بحث، از دلالت خود کلام به‌دست می‌آید نه از مفهومی شبیه مفهوم غایت. حضرت استاد در ادامه ادلّۀ مخالفان دلالت إنّما و ترکیب‌های نفی و إلاّ بر حصر را بیان و نقد می‌کنند. در این بخش، قول فخر رازی و ابوحنیفه در نفیِ دلالت این الفاظ بر حصر و جواب آیة‌الله خویی و دیگر بزرگان بر این اقوال، نقل و نقد شده است. ایشان در اخیر، بحثی دربارۀ اقوال اصولیّین در عدم دلالت «لا إله إلّا اللَه» بر حصر را آغاز می‌کنند که نقد آن به جلسۀ بعد موکول می‌شود.

نسخه عربی

مفهوم استثناء (1)

5
  • در اینجا ایشان می‌فرمایند که آیه، [خودِ حیات دنیا را منحصر نکرده به مثل آبی که از آسمان می‌آید، بلکه] مَثل حیات دنیا را منحصر کرده است به مَثل آبی که از آسمان می‌آید، یعنی هر مَثلی که شما بخواهید برای دنیا در نظر بگیرید، آن مَثل، مشابه ﴿مَآءٍ أَنزَلۡنٰهُ﴾ است. شما نمی‌توانید هیچ مَثلی برای دنیا در نظر بگیرید إلاّ اینکه آن با این مَثلی که ما زدیم مشابهت دارد و مانند این است؛ و به این‌ترتیب اشکال ایشان را رفع کرده‌اند.1

  • اشکال به جواب آیةالله خویی

  • جواب این قضیّه روشن است و آن اینکه همان‌طور که یک حادثه را از جهات متعدد بررسی می‌کنند دنیا هم از نقطه‌نظر تمثیل، جهات متعددی دارد. یکی از آن مَثل‌ها همین آبی است که از آسمان بیاید و زمین را سبز کند تا مدّتی طراوت داشته باشد و بعد هم از بین برود. این یک مثلی است که می‌توانیم بزنیم. اما ممکن است ما مَثل‌های دیگری برای دنیا بزنیم که با این مثال این آیه جور در نیاید. یک شخصی که از مادر متولّد می‌شود و در این دنیا می‌آید و چند صباحی در این دنیا زندگی می‌کند و بعد پیر می‌شود ﴿وَمَن نُّعَمِّرۡهُ نُنَكِّسۡهُ فِي ٱلۡخَلۡقِ﴾2 و بعد هم از این دنیا می‌رود، اینجا این مثال به مثال آبی می‌ماند که ﴿أَنزَلۡنٰهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ﴾ است اما ممکن است این دنیا را مثال بزنیم به شخصی که خوابیده و بعد، یک‌مرتبه از خواب بلند می‌شود و می‌بیند که دیگر:

  • کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش***کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی3
  • این ﴿كَمَآءٍ أَنزَلۡنٰهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ﴾ و أمثال‌ذلک، هیچ‌کدام این خواب در آن نیست. حیات دنیا مَثل شخصی می‌ماند که در خواب است یا مانند شخصی می‌ماند که بی‌هوش است و یک‌مرتبه چشمش را باز می‌کند و می‌بیند در عالم برزخ است و عمرش تلف شده است. ما خیلی از مثال‌ها برای دنیا می‌توانیم بزنیم که خصوصیّات این عالَم و این اطوار را آن مثال‌ها برای ما بیان کند. پس اینکه ایشان فرمودند تمام مثال‌هایی که شما برای دنیا می‌زنید همه باید با مَثل ﴿كَمَآءٍ أَنزَلۡنٰهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ﴾ وفق بدهد، [صحیح نیست و] این مطلب جای تأمل دارد.

    1. دراسات فی علم الأصول (شاهرودی)، ج‌2، ص 228.
    2. . سوره یس (36) آیه 68.
    3. دیوان حافظ، غزل 453.