اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مفهوم استثناء (1)

دلالت إنّما و إلاّ بر حصر

0
اصول
جلسات

در جلسۀ سی و ششم از سلسله جلسات خارج اصول فقه، ‌آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سرّه، در ادامۀ بحث از مفاهیم به بحث مفهوم استثناء می‌پردازند. ایشان از ابتدا به این نکته اشاره دارند که حصر، یا همان مفهوم مورد نظرِ اصولیّین در این بحث، از دلالت خود کلام به‌دست می‌آید نه از مفهومی شبیه مفهوم غایت. حضرت استاد در ادامه ادلّۀ مخالفان دلالت إنّما و ترکیب‌های نفی و إلاّ بر حصر را بیان و نقد می‌کنند. در این بخش، قول فخر رازی و ابوحنیفه در نفیِ دلالت این الفاظ بر حصر و جواب آیة‌الله خویی و دیگر بزرگان بر این اقوال، نقل و نقد شده است. ایشان در اخیر، بحثی دربارۀ اقوال اصولیّین در عدم دلالت «لا إله إلّا اللَه» بر حصر را آغاز می‌کنند که نقد آن به جلسۀ بعد موکول می‌شود.

نسخه عربی

مفهوم استثناء (1)

3
  • در اینجا می‌گویند ظاهراً فقط دو نفر قائل به عدم حصر در «إنّما» و «إلاّ» شده‌اند. یکی فخر رازی است و دیگری هم ابی‌حنیفه؛ که ابی‌حنیفه در «إلاّ» می‌گوید دلالت بر حصر نمی‌کند، و فخر رازی در «إنّما».

  • دلیل فخر رازی بر عدم دلالت «إنّما» بر حصر

  • دلیلی که فخر رازی می‌آورد، آیۀ ﴿إنّما وَلِيُّكُمُ ٱللَهُ وَرَسُولُهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُمۡ رٰكِعُونَ﴾ را ذکر می‌کند. ایشان در اینجا علیٰ ما حُکی عنه می‌گوید که این آیه بر حصر ولایت در علیّ بن أبی‌طالب علیهما  السّلام دلالت ندارد. البتّه در اینجا یک مقدرای مسائل زائدی است که دیدم که لا طائلَ تحتَه است، آنها را حذف کردم و این لبّ مطلب فخر رازی است.

  • [او می‌گوید:] به‌جهت اینکه ما آیات دیگری مانند آیۀ ﴿ٱعۡلَمُوٓاْ إنّما ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا لَعِبٞ وَلَهۡوٞ وَزِينَةٞ وَتَفَاخُرُۢ بَيۡنَكُمۡ وَتَكَاثُرٞ فِي ٱلۡأَمۡوٰلِ وَٱلۡأَوۡلٰدِ﴾1 و یا آیۀ: ﴿إنّما مَثَلُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا كَمَآءٍ أَنزَلۡنٰهُ﴾2 را هم داریم، در اینجا مَثَل حیات دنیا را حصر کرده به آبی که از آسمان می‌آید و زمین سبز می‌شود و زرع و امثال اینها همه از زمین بیرون می‌آید و بعد هم موقع تابستان و پاییز می‌شود و باد می‌آید و همه را خشک می‌کند و از بین می‌برد.

  • مشخص است که مَثل حیات دنیا فقط اختصاص به ﴿مَآءٍ أَنزَلۡنٰهُ﴾ ندارد، بلکه ما حیات دنیا را به خیلی از موارد دیگر هم می‌توانیم مثال بزنیم؛ مثلاً به شخصی که خواب است، یا به سیّالاتی که در حال حرکت هستند، مثل راکبی که سوار بر مرکبش شده و دارد حرکت می‌کند، یا مانند منزلی که در آن منزل مسافری می‌آید و چند ساعتی توقّف می‌کند و بعد حرکت می‌کند.

  • به‌طور کلّی مَثل حیات دنیا اختصاص به ﴿مَآءٍ أَنزَلۡنٰهُ﴾ ندارد و در این‌صورت این «إنّما» دلالت بر حصر نمی‌کند و چون دلالت بر حصر نمی‌کند لذا در آیۀ ﴿إنّما وَلِيُّكُمُ ٱللَهُ وَرَسُولُهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُمۡ رٰكِعُونَ﴾3 هم ما نمی‌توانیم استفادۀ حصر کنیم.

    1. . سوره حدید (57) آیه 20.
    2. . سوره یونس (10) آیه 24.
    3. . سوره مائده (5)آیه 55.