
مفهوم استثناء (1)
دلالت إنّما و إلاّ بر حصر
در جلسۀ سی و ششم از سلسله جلسات خارج اصول فقه، آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سرّه، در ادامۀ بحث از مفاهیم به بحث مفهوم استثناء میپردازند. ایشان از ابتدا به این نکته اشاره دارند که حصر، یا همان مفهوم مورد نظرِ اصولیّین در این بحث، از دلالت خود کلام بهدست میآید نه از مفهومی شبیه مفهوم غایت. حضرت استاد در ادامه ادلّۀ مخالفان دلالت إنّما و ترکیبهای نفی و إلاّ بر حصر را بیان و نقد میکنند. در این بخش، قول فخر رازی و ابوحنیفه در نفیِ دلالت این الفاظ بر حصر و جواب آیةالله خویی و دیگر بزرگان بر این اقوال، نقل و نقد شده است. ایشان در اخیر، بحثی دربارۀ اقوال اصولیّین در عدم دلالت «لا إله إلّا اللَه» بر حصر را آغاز میکنند که نقد آن به جلسۀ بعد موکول میشود.
مفهوم استثناء (1)
12میگویند مرحوم آقا شیخ محمدحسین در اینجا یک حکایت لطیفی را هم ذکر کردهاند، گفتهاند:
در اصفهان سید صدر الدّینی بود که در آنجا عرفان میگفت. یک روز همین ابنحاجب معروف وارد در بحثش میشود، ایشان هم راجع به «لا إله إلّا الله» صحبت میکرده است؛ ابنحاجب بهخاطر اینکه این بنده خدا را مقداری خجل کند میگوید که من در این جمله یک اشکالی دارم. ایشان هم متوجه میشود که میخواهد همین اشکال را بکند، و چون بندۀ خدا آن قدر هم از نظر فلسفه قوی نبود که بتواند جوابش را بدهد رو میکند به او و میگوید: «تا بهحال خیال میکردیم شما فقط در ولایت اشکال دارید حالا فهمیدیم که در توحید هم مثلاینکه اشکال دارید!» اینطوری او را [خجل] کرد و دیگر بندۀ خدا را ردّش کرد و بعد شروع کرد به ادامۀ بحث و صحبت.
آقای خویی یک جوابی را در اینجا دادهاند که إنشاءالله میماند برای فردا.
اللَهمّ صلّ علیٰ محمّدٍ و آلِ محمّد
