اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مفهوم غایت (2)

و دخول غایت در مغیّیٰ

0
اصول
جلسات

آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سرّه، در جلسۀ سی و پنجم از جلسات درس خارج اصول فقه، در ادامه مباحث مفهوم غایت،‌ بعد از تأکید بر مفهوم داشتن غایت، تفصیل‌هایی را که از سوی عالمان اصول، در رابطه با غایات مختلف و اثر آن در مفهوم داشتن یا نداشتن غایت مطرح شده است، بررسی می‌کنند. در این‌باره کلام مرحوم آیةالله نائینی و آیة‌الله خویی رحمة الله علیهما و نیز دیدگاهی از مرحوم علامه طهرانی قدّس الله سرّه بیان و سپس مورد بررسی قرار می‌گیرد. استاد در ادامه، بحث دخول غایت در مغیّیٰ را طرح فرموده و با بیان دیدگاه برخی از اصولیین،‌ نتیجه می‌گیرند که دخول غایت در مغیّیٰ نیازمند قرینه است. البته از نظر ایشان،‌ این بحث با وجود یا عدم مفهوم در غایت ارتباطی ندارد.

نسخه عربی

مفهوم غایت (2)

3
  • چنانچه عرض شد امکان انفکاک بین حکم و بین متعلّق عقلاً مستحیل است. معنا ندارد که ما وجوب را خالیاً و مفترقاً عن المتعلّق در نظر بگیریم و بعد قید را به وجوب بار کنیم. در «سِر من البصرة إلی الکوفة» چه این «إلی الکوفة» به سیر بخورد و چه به خود وجوب بخورد، در هر دوی اینها مآل و نتیجه واحد است.

  • اشکال وارد شده بر دیدگاه مرحوم نائینی

  • در قبال این کلامِ مرحوم نائینی، گفته‌اند: اتفاقاً در این مثال به‌عکس است،1 یعنی قیدِ غایت در اینجا به حکم نمی‌خورد بلکه به متعلّق می‌خورد؛ به‌جهت اینکه اگر فرض کنیم که در مثال «سِر من البصرة» حکمی نداشتیم، این «إلی الکوفة» در خود سیر از بصره تا کوفه، می‌توانست غایت برای سیر بشود، ولی «إلی الکوفة» که نمی‌تواند غایت برای وجوب باشد؛ پس سیر خارجی که ابتدایش بصره است، انتهایش کوفه است.

  • بناءً علیٰ‌هذا، این سیر خارجی که ابتدایش بصره و انتهایش کوفه است، اگر در اینجا «إلی الکوفة» را بیاوریم باید بگوییم این به سیر می‌خورد؛ چون معنا ندارد ما بگوییم: «واجب است تا کوفه.» چه چیزی واجب است تا کوفه؟ سیر، واجب است. بنابراین این غایت همیشه قبل از تعلّق حکم به متعلَّق، لحاظ می‌شود و وقتی این‌طور شد، پس مستحیل است که این غایت به خود حکم تعلّق بگیرد؛ چون وجوبِ تا کوفه، معنا ندارد. این جوابی است که از مرحوم نائینی داده شده است.

  • نقد استاد به نظر مرحوم نائینی و اشکال وارد شده

  • ولکن از هر دوی اینها باید جواب داد که گرچه در خارج غایت برای سیر، کوفه است ولی بحث در مقام انشاء است. در نفس متکلّم و مولا، مُنشَأ چیست؟ آیا مُنشأ، نفس سیر است یا الزام به سیر است؟ نفس سیر که نمی‌تواند منشأ باشد، پس الزام به سیر، منشأ است. وقتی که الزام منشأ شد، خود الزام بدون متعلّق هم که عقلاً مستحیل است که انشاء بشود و اینها لازم و ملزومِ هم هستند و هر الزامی یک ملزمٌ‌به را در بر گرفته و هر ملزمٌ‌به یک الزام را. اسم الزام را حکم می‌گذاریم و اسم ملزمٌ‌به را متعلّق می‌گذاریم. فلهذا هیچ فرقی نیست بین اینکه این قید، قبل از اتمام عقدالوضع بیاید یا بعد بیاید، بعد از جمله بیاید یا قبل بیاید، تمام اینها بازگشتش ابتدائاً به همان حکم با متعلّق است هر دو با هم؛ و انفکاک بین اینها صحیح نیست.

    1. کفایة الأصول، ص 208.