
مفهوم غایت (2)
و دخول غایت در مغیّیٰ
آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سرّه، در جلسۀ سی و پنجم از جلسات درس خارج اصول فقه، در ادامه مباحث مفهوم غایت، بعد از تأکید بر مفهوم داشتن غایت، تفصیلهایی را که از سوی عالمان اصول، در رابطه با غایات مختلف و اثر آن در مفهوم داشتن یا نداشتن غایت مطرح شده است، بررسی میکنند. در اینباره کلام مرحوم آیةالله نائینی و آیةالله خویی رحمة الله علیهما و نیز دیدگاهی از مرحوم علامه طهرانی قدّس الله سرّه بیان و سپس مورد بررسی قرار میگیرد. استاد در ادامه، بحث دخول غایت در مغیّیٰ را طرح فرموده و با بیان دیدگاه برخی از اصولیین، نتیجه میگیرند که دخول غایت در مغیّیٰ نیازمند قرینه است. البته از نظر ایشان، این بحث با وجود یا عدم مفهوم در غایت ارتباطی ندارد.
مفهوم غایت (2)
6دخول غایت در مغیّیٰ
مطلبی که میماند این است که آیا غایت داخل در مغیّیٰ است یا خارج از مغیّیٰ؟ آنچه که بهدست میآید این است که از این نقطهنظر که ظهورِ غایت به این عنوان که حدُّ الشیء است و حد داخل در شیء است، میتوانیم بگوییم که همانطور که ابتدای یک امر در آن شیء داخل است، انتهای امر هم در آن داخل است و بهعنوان جزء باید بهحساب آورده شود. این قول به نظر قویتر میآید.
ولکن باز منحیثالمجموع ما نمیتوانیم در اینجا حکمی را به ضرس قاطع بگوییم که غایت خارج است یا نه. در اینجا باید به قرائن مراجعه کنیم. ممکن است که در یک جا، آن غایت داخل در آن مغیّیٰ باشد، مثلاً در «کُل حتّی العاشرة» یا «إلی العاشرة» در اینجا دلالت میکند که شما از یک تا ده را بخور، اما در جای دیگر مثلاً آیۀ ﴿أَتِمُّواْ ٱلصِّيَامَ إِلَى ٱلَّيۡلِ﴾1 چنین دلالت نمیکند بلکه بهحسب قرائن دلالت عکس دارد بر اینکه دخول شب موجب بطلان صوم است.
پس در اینجا باید به قرائن مراجعه کنیم و ما از نظر وضعی و لغوی دلیلی بر اینکه غایت داخل یا خارج است نداریم، مگر همان ظهوری که عرض کردم که چون غایت، نهایت شیء است و نهایة الشیء بهعنوان جزء شیء تلّقی میشود، از این نقطهنظر [ظهور در دخول دارد] وإلاّ باز در هر موردی نیاز به قرینه داریم.
تفصیل مرحوم آقای نائینی بین «إلی» و «حتی»
بعضیها مانند مرحوم نائینی فرمودند که اگر غایت را با «إلی» بیاوریم این دلالت بر خروج غایت از مغیّیٰ میکند، و اگر با «حتّی» بیاوریم این دلالت بر دخول میکند.2
نقد آیةالله خویی به تفصیل بین «إلی» و «حتّی»
مرحوم آقای خویی جواب دادند و فرمودند که «حتّی» که دلالت بر دخول میکند، بهعنوان عطف است نه بهعنوان غایت، لذا میگوییم که «ماتَ النّاسُ حتّی الأنبیاء» یا «أکلتُ السّمکةَ حتّی رأسَها» ولی این بهعنوان عطف است. یعنی چون عاطف، بر معیّت معطوف با معطوفعلیه دلالت میکند از این نقطهنظر ما بعد «حتّی» داخل در ما قبل «حتّی» است ولی این بهعنوان غایت نیست. کجای این قضیّه غایت را میرساند؟! در اینجا «حتّی» بهعنوان عاطفه است.3
- . سوره بقره (2) آیه 187.
- . أجود التقریرات، ج 1، ص 436.
- . أجود التقریرات، ج 1، ص 436.
