
مفهوم غایت (1)
ادلّۀ نفی و اثبات
در جلسۀ سی و چهارم از سلسله مباحث اصول فقه، باب مفاهیم، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، به بررسی مفهوم غایت میپردازند. ایشان در ابتدا دیدگاه خود را مبنی بر مفهوم داشتن غایت بیان کرده و آن را از مفهوم شرط و وصف، متفاوت میدانند و توضیح میدهند که تحدید به غایت در صورت نداشتن مفهوم، بیمعناست. مرحوم استاد در ادامۀ بحث، بعد از بیان دیدگاه آیةالله خویی در پذیرش مفهوم غایت، اشکالات دیگران بر بیان ایشان را بررسی و رد میکنند. این اشکالها و پاسخ، ناظر به آیۀ وضو و اختلاف اهل تشیع و اهلتسنّن در کیفیت شستن دست میباشد. استاد حسینی طهرانی، غایت در این مسئله را ناظر به «ید» میدانند، نه «غَسل» و شستن، و روایات مفسّر آیۀ مورد بحث را نیز توضیح میدهند.
مفهوم غایت (1)
16یا فرض کنید که عضد و بازوی شما مرضی دارد که آب نباید به آن بخورد، میگویم: مواظب باش دستت را که میشویی تا مرفق بشوی و بالاتر را نشوی، آیا این یعنی از پایین بشوی بیا تا بالا؟! پس این کلام هیچ دلالتی ندارد بر اینکه از پایین به طرف بالا بشوی.
منبابمثال شما وقتی که حمام میروید، وقتی پایتان را میشویید، آیا از پایین بهطرف بالا میشویید یا اصلاً عکسِ آن است و از بالا بهطرف پایین میشویید؟! آیا وقتی که لیف میزنید، ابتدا کف پا را لیف میزنید و بعد بهطرف بالا میآیید؟! نهخیر، از اینجا [بالا] شروع میکنید و بهطرف پایین میآیید. وقتی که آدم دست را هم میخواهد زیر شیر بگیرد و بشوید، از بالا به پایین میشوید. بنده که تابهحال اینطور بودهام؛ یعنی اگر وضو هم نخواهم بگیرم ـ حالا دقیقاً از سر مرفق هم نه ـ همیشه از بالا به پایین میشویم. یعنی شیب آب برای شستن از بالا به پایین است و اتفاقاً این مسئله موافق با طبع است؛ یعنی طبع قضیه به مناسبت حکم و موضوع این است که انسان از بالا به پایین بشوید نهاینکه از پایین به طرف بالا بیاید.
پس وقتی که شما حمام میروید و میخواهید لیف بزنید و سر و بدنتان را بشویید، آیا طبع قضیه این است که اول از انگشت شصت پا شروع کنید و بعد بروید سراغ کف پایتان و وقتی که کف پا را خوب شستید سراغ بالاتر میروید و بالاتر، تا اینکه به شستن سر میرسید؟! نهخیر، قاعدهاش این است که اول سر را میشویند، بعد بدن را میشویند، بعد این پا را میشویند، بعد آن پا را میشویند، و همه همین کار را میکنند. حالا این چه راوی نادان بوده که اینطور به امام گفته است، بنده نمیفهمم!
اگر حضرت به من میگفتند: «این آیه را چطور معنا میکنی؟» من یک کاسۀ آب برمیداشتم و از بالا به پایین میریختم. حالا این راوی اینطور دستش را از پایین به بالا شسته است؛ [چون اینطور فهمیده است که] «إلی» به معنای غایت است و غایت هم یعنی انتهای سیر غَسل باید به آن منتهی بشود، پس باید غَسل از بیخ ناخن شروع شود تا به بالا برسد. بنده که در عقل این راوی که هیثم بن عروۀ تمیمی است، شک دارم و ظاهراً یکمقدار قضیهاش اشکال داشته است!
