اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مفهوم وصف (2)

استدلال‌های اصولیّین بر وجود یا عدم مفهوم در وصف

0
اصول
جلسات

در جلسۀ سی و سوم که دوّمین جلسه از مباحث مفهوم وصف است، آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) به استدلال‌های اصولیّین بر وجود یا عدم مفهوم در وصف پرداخته‌اند. در رابطه با نفی مفهوم وصف، کلام مرحوم آخوند خراسانی را نقل و یکی از دو استدلال ایشان را رد می‌کنند. علاوه بر اینکه در قسمت‌های پایانی درس نیز استناد به آیۀ «ربائب» را برای نفی مفهوم وصف، نمی‌پذیرند. ایشان در مقابل، استدلال به امکان تقیید مطلق را از سوی قائلان به مفهوم داشتن وصف، بیان و نقد مرحوم آخوند را در این‌باره ذکر کرده و قبول می‌کنند. حضرت استاد در اخیر، نکته‌ای را در تکمیل طرح محل نزاع ذکر می‌کنند و نتیجۀ بحث را مفهوم نداشتن وصف دانسته و این نتیجه را نیز بر بحثی فقهی تطبیق فرموده‌اند.

نسخه عربی

مفهوم وصف (2)

2
  •  

  •  

  • أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم

  • بسم الله الرّحمٰن الرّحیم

  •  

  •  

  • استدلال مرحوم آخوند بر ردّ مفهوم وصف

  • مرحوم آخوند در باب وصف قائل به عدم مفهوم برای وصف شدند. ایشان دو مطلب را ذکر می‌کنند؛ مطلب اول اینکه موضوعاً و وضعاً از نظر لغوی وصف مفهوم ندارد، و مطلب دوم عدم لزوم لغویّت در صورت عدم مفهوم است.1

  • اشکال بر مطلب اول مرحوم آخوند در عدم وضع وصف برای مفهوم

  • در مورد مطلب اول خیال می‌کنم این مطلب را در باب مفهوم شرط هم عرض کردیم که اصلاً دلالات التزامی، به وضع مربوط نیست و مطرح کردن این قضیّه که آیا وصف یا شرط یا غایت و امثال‌ذلک در وضع، دالّ بر مفهوم هستند یا نیستند صحیح نیست.

  • آنچه که لغت متصدی بیان آن است فقط همین مفهوم مطابقی الفاظ است، اما اینکه این مفهوم مطابقی چه دلائل التزامی و چه لوازمی را، به معنای بیّن بالمعنی الأخصّ و یا [به معنای بیّن بالمعنی] الأعمّ، در بر گرفته است، اصلاً لغت به این معنا هیچ‌گونه دخلی نمی‌تواند داشته باشد. استعارات، مجازات، کنایاتی که اهل محاوره و عرف استعمال می‌کنند، تمام اینها به ذوق سلیم و به ملابسات عرفیّۀ آن قوم بستگی دارد. مثلاً لغت فقط می‌تواند بگوید که «أسد» معنای مطابقی‌اش، همان حیوان مفترس است. اما اینکه شما «أسد» را استعارةً در کجا به‌کار ببرید، لغت در این معنا اصلاً دخالتی ندارد. اینکه شما «أسد» را مجازاً در «رجل شجاع» استعمال کنید یا به‌طور استهزاء در یک «رجل جَبان» بخواهید به‌کار ببرید، لغت در اینها دخالتی ندارد.

  • من‌باب‌مثال در «فلانٌ کثیر الرّماد»، کثیر دلالت بر کثرت می‌کند و رماد دلالت بر خاکستر، اما اینکه شما منظورتان از «کثیر الرّماد» چیست، و از این معنا چه معنای کنایی را قصد می‌کنید، اصلاً به لغت ربطی ندارد. تمام اینها بسته به ذوق عرفی و استعمال مستعمِل در عرف عام یا در عرف خاص است و به وضع، هیچ ربطی ندارد. لذا در خیلی از موارد ما می‌بینیم که واضع یا هر کس دیگر، در لغت لفظی را در یک معنا مجازاً به‌کار بردند، ولی آن معنا در نزد ما مستهجن است. آیا چون رائحۀ فمِ شیر، مُنتِن2 است بنابراین استعمال لفظ «أسد» در کریهُ رائحةِ الفم اشکالی ندارد؟! نه‌خیر! این خیلی مستهجن است. و از این قبیل موارد زیاد است.

    1. کفایة الأصول، ص 206.
    2. . گندیده و بدبو.