اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مفهوم وصف (1)

تبیین محل نزاع و بررسی دیدگاه آیةالله خویی

0
اصول
جلسات

در جلسۀ سی و دوم از سلسله دروس خارج اصول فقه، مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) بحث از مفهوم وصف را آغاز می‌کنند. از آنجا که تلازم بین شرط و جزاء در قضیه شرطیه، از تلازم بین وصف و حکم در قضیۀ وصفیه، اقویٰ است و استاد مفهوم را در جملات شرطیه نپذیرفتند، می‌فرمایند: در اینجا به طریق أولیٰ باید قائل به عدم مفهوم شویم. ایشان اشکال مرحوم آیةالله خویی بر منطقیین در قضایای شرطیه اتفاقیه را مطرح و سپس پاسخ می‌دهند. مرحوم استاد حسینی طهرانی در مقام تحقیق وجود یا عدم مفهوم وصف، به بیان دو مقدمه می‌پردازد: مقدمه نخست در توضیح صوَر وصف و تبیین محل نزاع و مقدمه دوم در تأثیر احترازیت قید در مفهوم وصف می‌باشد. ایشان در بخش دیگری از درس، به نظر مرحوم آیةالله خویی در ابتنای بحث بر قید ماده بودن وصف یا قید هیئت بودن آن، پرداخته و آن را نقد کرده است.

نسخه عربی

مفهوم وصف (1)

3
  • ولی باید عرض کرد که آنچه که بین قضایای شرطیه باید وجود داشته باشد و لازمۀ انعقاد یک قضیۀ شرطیّه است، لزوم ذهنی است، نه لزوم خارجی و تکوینی. حالا این لزوم ذهنی یا لزوم تکوینی است مانند «کُلمّا کانت الشمس طالعة فالنهار موجود» که آن لزوم، لزوم خارجی است، یا اینکه لزوم، لزوم اعتباری تشریعی است مانند اینکه می‌گویند: «کلّما حدثتَ حدثًا فجَدّد الوضوء»، در اینجا لزوم بین تجدید وضو و تحقق حدث، یک وجوب خارجی نیست بلکه لزوم تشریعی و اعتباری است. و به‌طورکلی در اعتباریات شرع، این مسئلۀ لزوم بین شرط و جزاء می‌آید.

  • و گاهی از اوقات لزوم بین دو قضیّه، نه اعتباری است و نه تکوینی بلکه صرفاً بر اساس استمرار صُدفه و اتفاق به‌وجود می‌آید و کَم لَهُ من نظیرٍ فی المتداوَل العرفی! مثلاً شما به یکی می‌رسید و می‌گویید: «هر وقت من شما را دیدم عمامه سرت بود»، آیا این قضیۀ شرطیه، مستهجن است؟! کجایش مستهجن است؟! یا می‌گویید: «من هر وقت آمدم منزل شما، درِ خانه‌ات باز بود»، این کجایش مستهجن است؟! یا می‌گویید: «من هر وقت شما را دیدم دست پسرت را گرفته بودی و می‌آمدی خرید کنی»، کجای این قضیّه مستهجن است؟! بلکه می‌توانیم بگوییم اغلب محاورات عرفی بر اساس قضایای شرطیۀ اتفاقیه است.

  • ولی صحبت منطقیین در این است که این قضیۀ شرطیه تلازم خارجی را به‌عنوان لزومِ عقلی و تکوینی در بر نگرفته، بلکه در خیلی از این قضایای شرطیه فقط استمرارِ اتفاق است، لعلّ اینکه در هزار مورد یک مورد آن شخص بیاید و ببیند درِ منزل بسته است، یا در خارج ببیند که این شخص بدون بچه‌اش خرید می‌کند، یا بدون عصا آمده است و امثال‌ذلک. بنابراین تعجب از ایشان است که چطور ایشان از این مطلب غافل شده‌اند و قضایای اتفاقیه را مستهجن می‌دانند.

  • قضایای شرطیۀ اتفاقیه در بیان منطقیین 

  • منطقیین می‌خواهند بگویند قضایای شرطیۀ صادقه، دو قسم است؛ یا لزوم خارجی و تکوینی دارد یا لزوم ذهنی دارد. آن لزوم ذهنی بر اساس استمرار اتفاقیات است. مثلاً شخصی یک دفعه آمد و او درِ خانه‌اش باز بود، دفعۀ دوم آمد باز بود، دفعۀ سوم باز بود، دفعۀ چهارم، می‌گوید: «آقا ما هر دفعه آمدیم جلوی خانه‌ات، درِ خانه‌ات باز بود، چرا اصلاً در خانه‌ات را نمی‌بندی؟!».