اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تداخل اسباب و مسببات (7)

بررسی نظر مرحوم آقاضیاء در تعدد و تکرر شرط

0
اصول

مرحوم استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسۀ سی‌ام از سلسله دروس خارج اصول فقه، مبحث تداخل اسباب و مسببات را با بررسی نظر مرحوم آقاضیاءالدین عراقی (رضوان‌الله علیه) در تعدد و تکرر شرط پی می‌گیرد. این جلسه با این پرسش آغاز می‌شود که آیا تعدد یا تکرر شرط در مسئله تداخل یا عدم تداخل مؤثر است؟ پاسخ آقاضیاء منفی است و استاد هم آن را تأیید می‌کند. استاد دیدگاه مرحوم آقاضیاء در تعدد شرط و تعدد جزاء را به صورت تشریحی تبیین می‌کند؛ در این بخش صور تحقق تعدد جزاء تشریح می‌گردد و سپس در حالت تلاقی دو جزاء در یک مجمع، دو اشکال تعارض مفهوم یک شرط با منطوق شرط دیگر و اشکال توارد وجوبین بر وجود واحد طرح و اجوبه محقق عراقی بیان و ارزیابی می‌گردد و بعضاً مورد اشکال استاد واقع می‌گردد. یکی از بخش‌های جالب توجه در این درس، طرح مسئله فقهی و تطبیق مسئله اصولی بحث تداخل بر آن است؛ به این منظور تبیین آقاضیاء در مورد مسئله اغسال همراه با ذکر ادله و روایات مربوطه، مطرح شده و اشکال این بیان توسط استاد توضیح داده می‌شود. تفصیل این مطلب و مطالب مهم دیگر را در متن درس مطالعه کنید.

نسخه عربی

تداخل اسباب و مسببات (7)

8
  • الصاق این صورت به مبحث اجتماع امر و نهی

  • حالا اگر ما در باب اجتماع امر و نهی قائل شدیم بر اینکه بر شیء واحد به دو عنوان ممکن است امر و نهی با همدیگر اجتماع پیدا کنند، در اینجا هم همین حرف را می‌زنیم، به‌جهت اینکه ملاک واحد است. من‌باب‌مثال صلاة فی الحمام، یک صلاة و یک شیء واحد است ولی این صلاة به دو عنوان دو حکم متفاوت پیدا می‌کند. به‌عنوانِ «الصلاة خیر موضوعٍ فمن شاءَ استقل فمن شاء استکثر»1 حکم به استحباب در آن می‌شود. به‌عنوان وجود این صلاة در حمام و خصوصیت فی الحمامیتش، به آن نهی تعلق می‌گیرد. یا من‌باب‌مثال صلاة فی الشارع، هم کراهت دارد، این هم همین‌طور است و امثال‌ذلک که خیلی زیاد است مثل اغسال مستحبه‌ای که از نظر جهات دیگر، به آنها نواهی تعلق می‌گیرد. اگر در اینجا ما قائل به اجتماع امر و نهی شدیم، در مانحن‌فیه هم باید قائل به جواز بشویم؛ به‌جهت اینکه گرچه الآن در این مجمع اکرام، اکرام واحد است ولی دو حیثیت مختلف به خود گرفته است؛ یک حیثیت، حیثیت علم است که «إذا رزقت ولدًا فأطعم العالم»، و حیثیت دیگر، حیثیت هاشمی بودن است که «إذا جاء زیدًا فأطعم هاشمیًا» مثلاً به شکرانه از سفر آمدن زید یک هاشمی را اطعام کن، پس ایشان بحث را به بحث اجتماع امر و نهی به حیثیات مختلف ملصق کردند.2

  • ولی اگر ما قائل به عدم اجتماع امر و نهی بشویم ـ که ایشان در اینجا می‌گویند مطلب همین‌طور است ـ و بگوییم که گرچه در اینجا حیثیات مختلف است ولی حقیقت اکرام، حقیقت واحده است، دیگر معنا ندارد به این اکرام امر تعلق بگیرد و به همین اکرام نهی تعلق بگیرد، من‌باب‌مثال بگویند که آقای فلان شما در این وقت، در این خصوصیت به حیثیت علمتان در اینجا بنشینید، و هم در این وقت، در این خصوصیت به حیثیت زهدتان در اینجا ننشینید! بالأخره نشستن یکی است یا نه؟! صحبت در این است که بالأخره شارع در خارج این نشستن را می‌خواهد یا نمی‌خواهد؟ حالا شما بگویید دو یا صدتا حیثیت بر آن بار می‌شود. سؤال این است که، آن فعلی که در خارج دارد انجام می‌گیرد، آن که در خارج است مطلوب شارع است یا مبغوض شارع؟ بالأخره یا مطلوب است یا مبغوض است دیگر؛ پس اجتماع امر و نهی در جای واحد و در مورد واحد ولو به حیثیات مختلف، نمی‌شود جایز باشد، وقتی که نشد، پس در مانحن‌فیه هم نمی‌شود. نمی‌شود دو وجوب مستقل بالذات تأثیر بگذارند در یک امر خارجی که امر خارجی وجوب پیدا کند و در آنجا تحقق پیدا کند.

    1. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‌3، ص 47.
    2. نهایة الأفکار، ج‌2، ص 491.