
تداخل اسباب و مسببات (7)
بررسی نظر مرحوم آقاضیاء در تعدد و تکرر شرط
مرحوم استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسۀ سیام از سلسله دروس خارج اصول فقه، مبحث تداخل اسباب و مسببات را با بررسی نظر مرحوم آقاضیاءالدین عراقی (رضوانالله علیه) در تعدد و تکرر شرط پی میگیرد. این جلسه با این پرسش آغاز میشود که آیا تعدد یا تکرر شرط در مسئله تداخل یا عدم تداخل مؤثر است؟ پاسخ آقاضیاء منفی است و استاد هم آن را تأیید میکند. استاد دیدگاه مرحوم آقاضیاء در تعدد شرط و تعدد جزاء را به صورت تشریحی تبیین میکند؛ در این بخش صور تحقق تعدد جزاء تشریح میگردد و سپس در حالت تلاقی دو جزاء در یک مجمع، دو اشکال تعارض مفهوم یک شرط با منطوق شرط دیگر و اشکال توارد وجوبین بر وجود واحد طرح و اجوبه محقق عراقی بیان و ارزیابی میگردد و بعضاً مورد اشکال استاد واقع میگردد. یکی از بخشهای جالب توجه در این درس، طرح مسئله فقهی و تطبیق مسئله اصولی بحث تداخل بر آن است؛ به این منظور تبیین آقاضیاء در مورد مسئله اغسال همراه با ذکر ادله و روایات مربوطه، مطرح شده و اشکال این بیان توسط استاد توضیح داده میشود. تفصیل این مطلب و مطالب مهم دیگر را در متن درس مطالعه کنید.
تداخل اسباب و مسببات (7)
7صورت دوم: جزاءهای متعدد از قبیل عام و خاص من وجه هستند
صورت بعدی که ایشان ذکر میکنند این است که این طرفین از قبیل عام من وجه هستند، مثل اکرام عالم و اکرام هاشمی، اینها عام من وجه هستند. عالمِ غیر هاشمی و هاشمی داریم، هاشمی عالم و غیر عالم داریم، اینها یک مادۀ اجتماع دارند که عالم هاشمی است. وقتی مولا میگوید: «إذا جاء زیدٌ فأکرم عالمًا» و «إذا رُزقت ولدًا فأکرم هاشمیًا» در مجمع، این دوتا با همدیگر تلاقی میکنند، در این مجمع چه باید کنیم؟ بنابراین صحبت در این است که شما در این مجمع هر حکمی میکنید پس در شق اول هم باید همین حکم را کنید؛ چون ما گفتیم که جنس و فصلی در خارج نداریم، شما باید در خارج یا مطلق و مقید بیاورید یا عام و خاص، پس شق اول را هم باید ملحق به شق دوم کنید و بحث را در اینجا جاری کنید.
ایشان در اینجا یک ملاکی را به دست ما میدهند که از نظر رفع اشکال خوب است، و آن ملاک این است که آن چیزی که مطلب را گیر میدهد چیست؟ آن چیزی که مطلب را گیر میدهد این است که یک شیء، به یک عنوان واحد، به دو وجوب مستقل بالذات تعلق بگیرد. اکرام زید در امشب بهنحو اطلاق؛ نه بهعنوان علمش، نه بهعنوان سیادتش، این اکرام زید در امشب به دو وجوب مستقل تعلق بگیرد.
این اشکال دارد، چون این سؤال پیش میآید که آیا این شرط اول موجب وجوب این اکرام شده یا اینکه شرط دیگر موجب وجوب این اکرام شده است؟ اینجا هم مثل بحث خفاء جدران و خفاء اذان است، همانطوریکه در آنجا گفتیم چون حکم قابل تعدد نیست پس گیر میکنیم که آیا خفاء اذان موجب قصر است یا اینکه خفای جدران موجب قصر است؟ پس در اینجا هم مطلب همین است، یک شیء واحد به یک عنوان واحد به دو وجوب مستقل تعلق بگیرد، این میشود توراد حُکمین مِثلین بر یک شیء واحد که اشکال دارد. ولی اگر قرار باشد یک شیء واحد دو حیثیت متخالفه داشته باشد، این وجوب به حیثیت تعلق میگیرد، نه به وجود. شرط، وجوب یک شیء را ثابت میکند، وجوب اکرام عالم را، نه زید را، به زید کاری ندارد. این شرط دیگر هم وجوب اکرام هاشمی به وصف هاشمی را ثابت میکند.
