
تداخل اسباب و مسببات (7)
بررسی نظر مرحوم آقاضیاء در تعدد و تکرر شرط
مرحوم استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسۀ سیام از سلسله دروس خارج اصول فقه، مبحث تداخل اسباب و مسببات را با بررسی نظر مرحوم آقاضیاءالدین عراقی (رضوانالله علیه) در تعدد و تکرر شرط پی میگیرد. این جلسه با این پرسش آغاز میشود که آیا تعدد یا تکرر شرط در مسئله تداخل یا عدم تداخل مؤثر است؟ پاسخ آقاضیاء منفی است و استاد هم آن را تأیید میکند. استاد دیدگاه مرحوم آقاضیاء در تعدد شرط و تعدد جزاء را به صورت تشریحی تبیین میکند؛ در این بخش صور تحقق تعدد جزاء تشریح میگردد و سپس در حالت تلاقی دو جزاء در یک مجمع، دو اشکال تعارض مفهوم یک شرط با منطوق شرط دیگر و اشکال توارد وجوبین بر وجود واحد طرح و اجوبه محقق عراقی بیان و ارزیابی میگردد و بعضاً مورد اشکال استاد واقع میگردد. یکی از بخشهای جالب توجه در این درس، طرح مسئله فقهی و تطبیق مسئله اصولی بحث تداخل بر آن است؛ به این منظور تبیین آقاضیاء در مورد مسئله اغسال همراه با ذکر ادله و روایات مربوطه، مطرح شده و اشکال این بیان توسط استاد توضیح داده میشود. تفصیل این مطلب و مطالب مهم دیگر را در متن درس مطالعه کنید.
تداخل اسباب و مسببات (7)
10این مسئله مثل داین است که خمس را از باب قرضی که به یک شخص دارید بخواهید بدهید چطور در اینجا برائت ذمه پیدا نمیکنید، در اینجا هم همینطور است. یک تیر و دو نشان که نمیشود! حالا در واقع به او خمس میدهد ولی میگوید: بیا قرضت را بگیر! در اینصورت برائت ذمه نمیشود. آن شخص باید بفهمد که این پولی که الآن به او داده شده است، پول خمس است، یا اینطور باید عمل شود و یا اینکه ولو نفهمد پول خمس است، باید این پول از طرف دهنده لحاظ نشود! مثلاً بدهد به یک غریبه که آن غریبه بدهد.
اینکه جهت انتساب دهنده لحاظ بشود، این میشود زرنگی! این میشود کلاه شرعی سر یکی گذاشتن! بله، در اینجا انسان میتواند به شخص زکات بدهد و نگوید که این زکات است، اما نهاینکه این شخص هم خیال کند که این الآن دارد به او کمک میکند، اینطور نمیشود؛ چون اگر فکر کند که این دهنده دارد کمک میکند برائت ذمه برای او پیدا نشده و ابراء ذمه نشده است. باید زکات را به یک شخص دیگر بدهد که او برود به این شخص بدهد. این نیّت کمک کردن در اینجا موجب اخلال میشود.
در اینجا هم ایشان میفرمایند که وجوب تعلق گرفته است به حیثیت اکرام، یعنی وقتی که تو داری عالم را اکرام میکنی، به نیّت هاشمی بودنش اگر بخواهی اکرام کنی الآن برائت ذمه از این وجوب اکرام پیدا نکردی! ولی علم را در اینجا نیّت کن؛ یعنی که من الآن به نیّت علم دارم این کار را انجام میدهم، اگر شما این کار را کردی بنابراین دو وجوب تعلق گرفته است به دو متعلّق و به دو حیثیت، حیثیت علم و حیثیت سیادت، گرچه خود اصل اکرام در خارج اصل واحد است.
اشکال به توجیه مرحوم آقاضیاء
این توجیهی است که ایشان از طرف آنها میکنند ولیکن در درس بعد عرض میکنیم که این توجیه غیر موجّه است؛ بهخاطر اینکه توارد دو وجوب مستقل بر یک امر واحد مستحیل است و ما این بحث را چند روز پیش در بحث تداخل مطرح کردیم که اگر شما قائل به عدم تداخل در اسباب هستید لا محاله باید قائل به عدم تداخل در مسببات بشوید و عدم تداخل در اسباب، عدم تداخل در مسببات را لازم گرفته است و مسببات فانی در اسباب هستند، فنای جزاء در شرط و فنای مسبب در سبب و فنای معلول در علت تامّۀ خودش. معنا ندارد دو علت تامّه در یک معلول مؤثر واقع بشوند، این مستحیل است، این بههیچوجه انجام نمیشود. جواب این مطلب بماند برای فردا ولی ما فعلاً تیتروار بیان کردیم.
