
تداخل اسباب و مسببات (6)
ادامۀ دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه بیست و نهم از سلسله دروس خارج اصول و در ادامه بررسی آراء مرحوم آقاضیاءالدین عراقی (رضوانالله علیه) در مبحث تداخل اسباب و مسببات، به مقام دوم تداخل اسباب (بر اساس تقسیمبندی ایشان که در جلسه قبل بیان شده است) یعنی جایی که جزاء بتواند متعدد باشد، میپردازد و این پرسش را طرح میکند که در مثال «إذا ظاهرت فَکَفِّر» و «إذا أفطرت فَکفّر» آیا تعدد شروط، مقتضی تعدد جزاء هست یا نه؟ یک پاسخ این است که چون مقتضای جملۀ جزائیه، صرف الوجود است، پس شرط، ظهور در استقلالِ در تأثیر ندارد و هر دو شرط، یک جزاء را میطلبد. مرحوم آقاضیاء معتقد است که در جملۀ شرطیۀ دو ظهور داریم: یکی ظهور شرط در استقلال تأثیر و دیگری ظهور جزاء در صرف الوجود و ما نمیتوانیم یکی را بدون مُرجِح، بر دیگری ترجیح دهیم؛ از نگاه ایشان اولی بر دومی ترجیح دارد. استدلال آقاضیاء در وجه ترجیح و اشکال استاد بر آن را در متن درس ملاحظه کنید. محقق عراقی بر اساس همین مبنا به عدم تداخل به صورت مطلق، رأی میدهد. ایشان جهت بسط مطلب میفرماید: حال که ما دست به ظهور جملۀ شرطیه در استقلال در تأثیر نزدیم، باید به سراغ جزاءبرویم و در آن تصرف کنیم. سپس انحاء تصرف در جزاء را بررسی میکند. در پایان این درس به اشکال آقاضیاء به مرحوم سید محمد فشارکی اصفهانی اشاره شده است.
تداخل اسباب و مسببات (6)
5و اینکه یک بار این جزاء را اتیان کنیم یا دو بار، این یک مطلبی است ماوراء ظهور جزاء در اتیان به مَرّهِ و عدم اتیان به مَرّه، آن را دیگر عقل حاکم است. همانطوریکه در مباحث گذشته عرض کردیم، وقتی که مکلف جزاء را به مَرّه اتیان بکند، در اینجا عقل حاکم است بر اینکه امتثال بعد از امتثال معنا ندارد و أین هذا من ظهور اللفظ فی صرف الوجود او فی طبیعة المهمله! در اینجا لفظ چنین ظهوری ندارد. بهعبارتدیگر جزاء فانی در شرط است. از خودش استقلالی ندارد تا اینکه شما آن استقلال را با استقلال در شرط بسنجید و آن را در توافق یا در تعارض بیابید و اما اگر نخواهیم این مسئله فنای جزاء در شرط را در نظرِ بگیریم، لااقل باید بگوییم که جزاء ظهور در طبیعت مهمله دارد، لذا بحث مَرَّه و تکرار در طبیعت مهمله میآید، نه در صرف الوجود.
منبابمثال در «إذا ظاهرت فَکَفِّر»، «کَفِّر» دلالت بر طبیعت مهمله میکند و در اینجا مطرح میشود که آیا کفاره یک بار است، یا دو بار، یا صد بار؟ یا در «إذا افطرت فَکَفِّر»، «کَفِّر» دلالت بر طبیعت مهمله میکند لذا بحث مَرَّه و تکرار در طبیعت مهمله میآید که کفاره یک بار است، یا ده بار، ولی در اینجا عقل حاکم است به اینکه وقتی که شما یک کفاره را اتیان کردید دیگر در اینصورت اتیان بعد از اتیان این بدعت است و تشریع، مگر در آنجایی که دلیل داشته باشیم که اتیان بعد از اتیان مستحسن است همانطور که میفرماید: «الوضوء علی وضوء، نور علی نور»1 یا «الصَّلوةُ خیر موضوعٍ فمن شاء استقل و من شاء استکثر»2 که اتیان صلاة بعد از صلاة ممدوح است.
منبابمثال کسی که نماز ظهر را خوانده است فرض کنید که جماعتی منعقد میشود حالا دوباره میخواند و یا حال خوشی به او دست میدهد و با خود میگوید که من در آن صلاة اول، حالم خیلی خوب نبود؛ این فرد اشکال ندارد، میتواند دوباره بخواند. این بدعت به حساب نمیآید. ولی نه، اگر کسی بخواهد آن امتثال اولی را دوباره اتیان کند؛ چون آن امتثال اولی مطلوب واحد بوده است بنابراین دیگر این عقلاً مستحیل است. این مطلبی بود که نسبت به فرمایش مرحوم آقاضیاء میشود مطرح کرد.
- . الوافی، ج6، ص 367.
- . مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج3، ص 47.
