اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تداخل اسباب و مسببات (5)

دیدگاه مرحوم آقاضیاء‌ عراقی

0
اصول

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در بیست و هشتمین جلسۀ درس خارج اصول فقه، نظرات مرحوم محقق عراقی (رضوان الله علیه) را در مبحث تداخل اسباب و مسببات، تبیین و بررسی می‌کند. استاد در ابتدا به تقسیم‌بندی آقاضیاء در این بحث اشاره می‌کند: مواردی که جزاء سنخاً متحد است مع تعدد الشروط به حیثی که لایمکن تعدد الجزاء، و مواردی که جزاء سنخاً متحد است مع امکان تعدّده و تکرُّره. سپس نقد مرحوم آقاضیاء بر مرحوم آخوند در جمع بین دو شرط «إذا خفی الاذان فقصّر» و «إذا خفی الجدران فقصّر» مطرح شده و نظر خود ایشان در همین خصوص بیان می‌گردد. استاد به مرحوم آقا ضیاء در دو مرحله اشکال می‌کند: اول؛ اشکال به نظر خود ایشان به این بیان که چرا شما می‌گویید: اگر از انحصار در دخالت عنوان دست برداشتید، جملۀ شرطیه در استقلال در تأثیر باقی می‌ماند؟! درصورتی‌که در این فرض هر کدام از این دو شرط که زودتر انجام بگیرد تأثیر را ایجاب می‌کند. دوم؛ به اشکال محقق عراقی به مرحوم آخوند که خود متضمن دو ایراد می‌باشد و تفصیل آن را در متن درس می‌توان مطالعه نمود. مرحوم استاد در پایان درس، به نتیجه‌گیری مرحوم عراقی اشاره می‌کند: «مقتضای قاعده، جمع بین هر دو شرط است؛ یعنی وقتی که شرط اول انجام گرفت باید صبر کنیم تا شرط دوم هم انجام بگیرد، چون هنوز بقاء اشتغال تکلیف بر ذمۀ ما هست». ایشان در ضمن درس به پرسش‌های تلامیذ پاسخ می‌دهد.

نسخه عربی

تداخل اسباب و مسببات (5)

7
  • تلمیذ: اذان که همیشه نمی‌گویند بلکه یک مواقع خاصی می‌گویند.

  • استاد: منظور مسافت است.

  • تلمیذ: خفاء جدران بیشتر غلبه دارد.

  • استاد: نه، مسافری که حرکت می‌کند حتماً موقع اذان که حرکت نمی‌کند. اگر این‌طور باشد پس شارع باید به مسافر بگوید که وقتی راه بیفتد که سر ظهر یا سر صبح باشد.

  • تلمیذ: اما خفاء جدران بیشتر واضح است.

  • استاد: می‌دانم، پس روی حساب شما اصلاً خفاء اذان گفتنِ شارع غلط است؛ معنایش این است دیگر!

  • تلمیذ: نه، عنوان مشیر باشد.

  • استاد: احسنت! اگر عنوان مشیر باشد پس خفاء جدران هم عنوان مشیر می‌شود. یعنی منظور شارع این است که این‌قدر از شهر دور بشوید که شأناً و تقدیراً اگر اذان بگویند صدایش به گوش شما نرسد؛ معنایش این است نه‌اینکه حتماً بگذارید سر ظهر بیرون بیایید. بلکه یعنی این‌قدر بیرون بیایید که موقع اذان گفتن صدای اذان را نشنوید.

  • ولی ما می‌خواهیم ببینیم که آیا در اینجا عنوان مشیر قصد شده یا نه. مرحوم آقاضیاء این را می‌خواهد بگوید؛ می‌خواهد بگوید که ما در مقام توجیه، یکی از توجیهاتی که می‌کنیم همین عنوان مشیر است که می‌گوییم: نه این شرط خفای اذان دخالت دارد و نه این شرط خفای جدران دخالت دارد، هر دوی اینها از یک ابتعاد مسافتی حکایت می‌کنند که اگر آن ابتعاد مسافت را به آن عرب بسیط بیابانی بگویند، نمی‌فهمد که چقدر باید دور شود.

  • لذا خیلی از این مسائلی که ما در شرع داریم، همه به‌خاطر رفع محذوریت است، نه‌اینکه خودش در این عنوان دخالت داشته باشد. من‌باب‌مثال در مورد جماعت می‌گویند: «إذا رأی الامام أو یَری مَن یَری الامام؛ یا خودش امام را ببیند، یا کسی را ببیند که او امام را ببیند.» معنایش این است که صف‌ها متصل به هم باشد اما اینکه واقعاً خود شخص امام را ببیند ملاک نیست. حالا اگر یک آدم قدکوتاه و بندانگشتی بود که نه خودش امام را می‌بیند و نه کسی را که او امام را ببیند می‌بیند؛ در اینجا اگر ما بخواهیم به این عنوان خاص عمل کنیم، اولاً این آدم یک متری امام را که نمی‌بیند چون آدم‌های دو متری جلویش هستند، ثانیاً شخصی که امام را ببیند را هم نمی‌بیند، به‌خاطر اینکه فرض کنید در صف چندم است و صف‌ها یک پیچ خورده است، بنابراین دیگر این آدم یک متری نه خودش امام را می‌بیند و نه کسی را که او امام را ببیند، می‌بیند؛ پس باید بگوییم که نماز او باطل است! این دلیل که این‌طور نیست! این عنوان مشیر است، یعنی اتّصال برقرار باشد. حالا چطور به آن عرب این را بگویند؟! مثل سعودی‌ها که آن پاسبانِ سر چهارراه سیصد متر با جماعت فاصله دارد اما همین‌که موقع نماز جماعت می‌شود همان‌جا در کنار آن تابلویی که ایستاده است اقتدا می‌کند! در اینجا شارع می‌گوید که این نماز تو باطل است، چون تو اتّصال نداری، و اتّصال باید برقرار بشود.