اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تداخل اسباب و مسببات (4)

تنبیهات مرحوم نائینی در مبحث تداخل اسباب و مسببات

0
اصول

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه بیست‌وهفتم از سلسله دروس خارج اصول، به ادامۀ آراء محقق نائینی (رضوان‌الله علیه) در مبحث تداخل اسباب و مسببات می‌پردازد. در ابتدای درس، به نظر مرحوم نائینی در تداخل و عدم تداخل مسبّبات اشاره شده و اشکال آن، تبیین می‌گردد و سپس به تنبیهاتی پرداخته می‌شود که ایشان در ذیل بحث به آنها اشاره داشته است. در تنبیه اول تبیین می‌شود که نظر عدم تداخل اسباب، منوط بر آن است که کفایت امتثال واحد به‌وسیلۀ اصل حاکم اثبات نشود. مثلا نوم، بول و ... با اینکه اسباب متعدده وجوب وضو هستند، اما روایت داریم که وضوی واحد از همه آنها کفایت می‌کند. هم‌چنین کسی که مرتکب مفطرات متعدد در روزه ماه رمضان می‌شود، تمام آنها موجب یک حقیقت، یعنی کسر صومیت می‌شوند و در نتیجه یک کفاره کفایت می‌کند. تنبیه دوم در پی پاسخ به این پرسش است که آیا اغسال، حقیقت واحده هستند یا حقایق متباینه؟ دو قول مطرح است: بعضی به وحدت حقیقت آن قائل شده‌اند؛ در نتیجه اگرچه قائل به عدم تداخل شویم، اما اینجا متداخل شده و یک غسل کافی خواهد بود. قول دوم معتقد است در ماهیت غسل، تباین وجود دارد و لذا اگرچه قائل به تداخل در اسباب باشیم، اما باید بقیّۀ اغسال را نیت کنیم تا برائت ذمه حاصل شود.در پایان درس خلاصه نظر مرحوم نائینی در تداخل و عدم تداخل اسباب و مسببات بیان شده است.

نسخه عربی

تداخل اسباب و مسببات (4)

4
  • البتّه اگر ما بخواهیم راجع به این طریق کنکاش و مناقشه کنیم جای مناقشه هست؛ به‌جهت اینکه صرف الوجود، همیشه در خود این عنوان باید لحاظ شود. معنا ندارد که شما صرف الوجود را در یک عنوان اخذ کنید و در عنوان دیگر اخذ نکنید، اگر شما قائل به تباین در شروط هستید، پس صرف الوجود در هر کدام از این عنوان‌ها با عنوان دیگر تفاوت دارد؛ مگر اینکه شما بگویید چون مصداق این دو عنوان، واحد است، صرف الوجود از هر عنوانی همان مصداق برای عنوان دیگر هم خواهد بود، که همان صورت أولیٰ می‌شود؛ به‌خاطر اینکه تمام اینها جنبۀ حکایی و عنوان مشیر برای همان سبب اصلی دارند. پس در این مسئله می‌توانیم قدری قائل به تأمل بشویم.

  • طریق سوم این‌گونه است که ایشان بحث را در مسببات برده‌ و فرموده‌اند که اگرچه در اینجا شروط متباینین هستند، یکی نوم است، یکی بول است، یکی حدث کذا است و امثال‌ذلک، ولی مسبب اینها که همان طهارت است، آن طهارت واقعیه واحد است، و چون واحد است بنابراین تکرر یک طبیعت واحده، عقلاً مستحیل است؛ مگر اینکه آن طبیعت تفاوت پیدا بکند و چون طبیعت، طبیعت واحد است، بنابراین وقتی که آن طهارت حاصل شد دیگر معنایی برای امتثال بعد از امتثال وجود ندارد. لذا ایشان در این طریق سوم، توجیه را در خود مسببات بردند.1

  • ب - کفاره

  • یکی از موارد، کفاره است. من‌باب‌مثال داریم که در ماه رمضان اگر کسی غذایی بخورد باید کفارۀ روزۀ ماه رمضان را بدهد، اگر کسی آب بخورد باید کفارۀ روزۀ ماه رمضان را بدهد، اگر کسی دخان غلیظی در حلق ببرد باید کفاره بدهد و امثال‌ذلک. در اینجا ادلۀ کفارۀ صوم در یک جا منضبط نیست؛ بلکه مانند ابواب دیگر، تکه‌تکه است. گرچه اینها از نقطه‌نظر ماهیت همه با هم تفاوت پیدا می‌کنند، یکی اکل است، یکی شرب است، یکی ادخال دخان است، یکی ارتماس و سر را در زیر آب بردن است؛ لکن تمام اینها موجب یک حقیقت می‌شوند و آن حقیقت کسر صومیت است و وقتی کسر صومیت متحقق شد، دیگر کسر بعد الکسر معنا ندارد. لذا از این نقطه‌نظر هم ما در اینجا قائل به تداخل در مسببات هستیم، به‌خاطر اصل محکّمی که در اینجا طبق ادله هست؛ چون در اینجا مشخص است که این صوم وقتی که از بین رفت، دیگر از بین رفته است و دیگر صومی وجود ندارد تا اینکه یک مفطر دیگری بخواهد آن را ازبین ببرد.2

    1. همان.
    2. همان، ص 499.