اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تداخل اسباب و مسببات (3)

نظریۀ علامه حلّی و محقق نائینی

0
اصول

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه بیست‌وششم از سلسله دروس خارج اصول و در ادامۀ مبحث تداخل اسباب، ابتدا به ارتباط مؤثر یا معرّف بودن اسباب شرعیه با مبحث تداخل و عدم تداخل اسباب، اشاره می‌نماید و سپس به نظرات مرحوم علامه حلّی و محقق نائینی (رحمةالله علیهما) می‌پردازد. علامه، قائل به عدم تداخل است و استاد سه مطلب از کتاب «قواعد الأحکام» ایشان نقل می‌کند. فخرالمحققین، به بیان پدرش اشکال می‌کند و مرحوم آخوند و محقق نائینی به اشکال ایشان پاسخ می‌دهند. در بخش دیگری از این جلسه پربار، نظرات محقق نائینی مطرح و تبیین می‌شود. مهم‌نرین بخش آراء محقق نائینی، مبحث انحلال قضیه شرطیه به قضایای خارجیه و نتیجه‌گیری قول به عدم تداخل است. مرحوم استاد حسینی طهرانی، این نظر را بررسی نموده و آن را قابل پذیرش ارزیابی می‌کند؛ گرچه بهتر می‌داند ضمیمه‌ای به کلام ایشان داشته باشد.

نسخه عربی

تداخل اسباب و مسببات (3)

2
  •  

  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  •  

  • مرحوم آخوند در بحث تداخل و عدم تداخل چهار وجه را برای قول به تداخل ذکر کردند که البتّه ما در بعضی از اینها تأمل داشتیم.

  • ارتباط مؤثر یا معرف‌بودن اسباب شرعیه با مبحث تداخل و عدم تداخل

  • بعضی‌ها قول به تداخل را مستند به این می‌دانند که اسباب شرعیه معرفات باشند، نه مؤثرات. در علل شرعیه و اسباب شرعیه مثل استطاعت برای وجوب حج، دخول وقت برای صلاة یا حدث برای وضو ـ چه به بول و چه به نوم و امثال‌ذلک ـ چه بلوغ حد نصاب برای وجوب زکات یا زیادی مال برای ادای خمس و به‌طورکلی در تمام اسباب شرعیه، درصورتی باید قائل به تداخل شد که اینها معرفات باشند، نه مؤثرات؛ یعنی اینها صرفاً جنبۀ حکایی از یک سبب واقعی را نشان بدهند.

  • اما اگر ما قائل شدیم که اینها خودشان مؤثرات هستند؛ یعنی هر سببی که در لسان شارع به‌عنوان سبب آمده است در آن حکم تأثیر می‌گذارد، در این‌صورت مسئلۀ عدم تداخل در اینجا مطرح می‌شود. به‌جهت اینکه من‌باب‌مثال خود استطاعت، در وجوب حج تأثیر می‌گذارد و خود حدث بولیه در وجوب وضو تأثیر می‌گذارد و حدث نومیه در وجوب وضو تأثیر می‌گذارد؛ لذا اگر شارع بگوید: «إذا بلت فتوضّأ» بعد بگوید: «إذا نمت فتوضأ» در اینجا ما دو اثر شرعی مستقل داریم که این دو اثر شرعی، دو متأثّر شرعی را که وجوب وضو باشد ایجاب می‌کند.

  • ولکن قائلین به معرفات قائل به این هستند که این بول و نوم جنبۀ حکایی دارند، نه‌اینکه تأثیر دارند بلکه شارع به‌عنوان حکایت اینها را نقل کرده و سبب اصلی چیز دیگری است. آن علت اصلی که علت جعل است چیز دیگری است و اینها که حکایت از آن می‌کنند، معرف هستند و به‌عبارت‌دیگر چون شارع مثلاً نمی‌توانسته آن علت اصلی را بیان کند، آثاری را بیان کرده است و یا چون نمی‌توانسته آن شخص را معرفی کند، با کنایه و اشاره بیان کرده و یا آثارش را گفته است. من‌باب‌مثال می‌گوید: «اگر شخصی را دیدید که این لباس را داشت و یا اگر شخصی را دیدید که این‌طور راه می‌رفت...» در اینجا چون نمی‌تواند اسمش را بیاورد، فرض کنید اگر اسمش را بیاورد ممکن است ضررهایی داشته باشد و یا محاذیری باشد، لذا آثاری را ذکر می‌کند که آن آثار از آن شخص معرَّف حکایت کنند.