اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تداخل اسباب و مسببات (3)

نظریۀ علامه حلّی و محقق نائینی

0
اصول

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه بیست‌وششم از سلسله دروس خارج اصول و در ادامۀ مبحث تداخل اسباب، ابتدا به ارتباط مؤثر یا معرّف بودن اسباب شرعیه با مبحث تداخل و عدم تداخل اسباب، اشاره می‌نماید و سپس به نظرات مرحوم علامه حلّی و محقق نائینی (رحمةالله علیهما) می‌پردازد. علامه، قائل به عدم تداخل است و استاد سه مطلب از کتاب «قواعد الأحکام» ایشان نقل می‌کند. فخرالمحققین، به بیان پدرش اشکال می‌کند و مرحوم آخوند و محقق نائینی به اشکال ایشان پاسخ می‌دهند. در بخش دیگری از این جلسه پربار، نظرات محقق نائینی مطرح و تبیین می‌شود. مهم‌نرین بخش آراء محقق نائینی، مبحث انحلال قضیه شرطیه به قضایای خارجیه و نتیجه‌گیری قول به عدم تداخل است. مرحوم استاد حسینی طهرانی، این نظر را بررسی نموده و آن را قابل پذیرش ارزیابی می‌کند؛ گرچه بهتر می‌داند ضمیمه‌ای به کلام ایشان داشته باشد.

نسخه عربی

تداخل اسباب و مسببات (3)

10
  • اما اگر جملۀ شرطیه واحد بود یعنی اگر شارع گفت: «إذا بلت فتوضّأ» و این مکلف دو مرتبه بول کرد یا شارع گفت: «إذا سهوت فاسجد سجدَتی السهو» و این مکلف در نماز دو بار سهو کرد ـ مثلاً یک سهو کرد و سوره را نخواند و یک سهو هم کرد و ذکر تشهد را بجای نیاورد یا اینکه یکی از سجدتین را سهو کرد ـ بعد از نماز باید دوتا سجدۀ سهو به‌جای بیاورد یا چهارتا؟ یعنی دوتا سجده برای یک سهو که سوره را ترک کرد یا حمد را ترک کرد و دوتا سجده هم برای‌اینکه یکی از سجدتین را ترک کرد؛ یا اینکه تنها دوتا سجده کفایت می‌کند؟ و اگر شما در یک نماز دو رکعتی ده تا سهو هم کردید، دوتا سجدۀ سهو بعد از نماز کفایت می‌کند، یعنی در اینجا وحدت مطلوب لحاظ شده است.

  • به‌عبارت‌دیگر در واقع ما شک داریم که آیا منظور از جملۀ شرطیۀ «إذا سهوت» این است که جملۀ شرطیه به تعداد سهوها جزاء را اقتضاء می‌کند یا نه، همین‌قدر که سهو از آن شخص متحقق شد ولو ده تا هم باشد باز یک سهو به‌حساب می‌آید؟ یعنی تعدد شرط در اینجا نیست و در واقع شرط واحد است. اگر ما شک کردیم چه کنیم؟

  • ایشان در اینجا همان مطلبی را که هر قضیۀ شرطیه‌ای برگشت به قضیۀ حقیقیه می‌کند و هر قضیۀ حقیقیه‌ای برگشت به یک قضیۀ شرطیه می‌کند را مطرح می‌کنند که قبلاً بحثش در اینجا شد.

  • فرض کنید در «إن استطعت فحجّ»، این إن استطعت گرچه جملۀ شرطیه، صریح در شرط است، اما متضمن عنوان المستطیع است، یعنی «المستطیع لابدّ أن یحجّ» و همین‌طور در قضیۀ حقیقیۀ «المستطیع یحجّ»، گرچه این قضیۀ حقیقیه صریح در عنوان المستطیع است ولکن متضمن شرط است که آن شرط إن استطعت باشد. یعنی هم قضیۀ شرطیه برگشتش به قضیۀ حقیقیه است و هم قضیۀ حقیقیه برگشتش به قضیۀ شرطیه است.