
تداخل اسباب و مسببات (3)
نظریۀ علامه حلّی و محقق نائینی
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه بیستوششم از سلسله دروس خارج اصول و در ادامۀ مبحث تداخل اسباب، ابتدا به ارتباط مؤثر یا معرّف بودن اسباب شرعیه با مبحث تداخل و عدم تداخل اسباب، اشاره مینماید و سپس به نظرات مرحوم علامه حلّی و محقق نائینی (رحمةالله علیهما) میپردازد. علامه، قائل به عدم تداخل است و استاد سه مطلب از کتاب «قواعد الأحکام» ایشان نقل میکند. فخرالمحققین، به بیان پدرش اشکال میکند و مرحوم آخوند و محقق نائینی به اشکال ایشان پاسخ میدهند. در بخش دیگری از این جلسه پربار، نظرات محقق نائینی مطرح و تبیین میشود. مهمنرین بخش آراء محقق نائینی، مبحث انحلال قضیه شرطیه به قضایای خارجیه و نتیجهگیری قول به عدم تداخل است. مرحوم استاد حسینی طهرانی، این نظر را بررسی نموده و آن را قابل پذیرش ارزیابی میکند؛ گرچه بهتر میداند ضمیمهای به کلام ایشان داشته باشد.
تداخل اسباب و مسببات (3)
8استدلال به ظهور جزاء در مرّه، برای اثبات تداخل و ردّ مرحوم نائینی
در اینجا به خلاف ایشان افرادی قائل هستند که ظهور جزاء در مرّه است و با اتیان مرّه دیگر امتثال بعد از امتثال امکان ندارد. وقتی که شما حقیقت آن ماده را اتیان کردید دیگر امتثال بعد از امتثال یعنی چه؟! شما وقتی که وضو گرفتید دیگر وضوی بعد از وضو یعنی چه؟! دیگر امتثال بعد از امتثال معنا ندارد؛ چون غرض مولا حاصل شد و امتثال بعد از امتثال بدعت میشود. بنابراین وقتی از انسان صرف الوجود متحقق شد دیگر اتیان ثانی معنا ندارد. لذا اینها قائل به تداخل میشوند و میگویند: وقتی که دو شرط از شما سر زد ـ هم حدث بولیه و هم حدث نومیه ـ و شما صرف الوجود را اتیان کردید یعنی وضو گرفتید، وضوی دوم امتثال بعد از امتثال میشود و امتثال بعد از امتثال هم که امکان ندارد، پس در اینجا قائل به تداخل میشویم.
مرحوم نائینی در اینجا میفرمایند که در جملۀ جزائیه، برای مرّه ظهور لفظی نیست؛ اگر ظهور لفظی برای مرّه بود دیگر در اینجا دعوای در مرّه و تکرار در مطلوب امر نبود. پس در اینجا ظهور لفظی نیست و باید ببینیم عقل در اینجا حاکم به چیست؟ آیا در اینجا عقل حاکم به مرّه است یا اینکه عقل حاکم به تکرار است؟ عقل در اینجا حاکم است بر اینکه وقتی شما صرف الوجود را اتیان کردید، دیگر امتثال امر مولا را کردهاید و اگر بخواهید دوباره آن را امتثال بکنید، دیگر آن امتثال بدون امر میماند و بدعت است. امتثال اول، امتثال ناشی از امر است، مثلاً چون امر به «صلّ» آمده است شما نماز ظهر را خواندید، وقتی که نماز ظهر را خواندید صرف الوجود را اتیان کردید و دیگر در اینجا دوباره خواندن به چه دلیل است؟! به چه دلیل شما دوباره میخوانید؟! دیگر معنا ندارد. پس در اینجا ما ظهور لفظی بر مرّه نداریم؛ ظهور لبّی است، ظهور مقامی است، ظهور از باب حکومت عقل است.
