اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تداخل اسباب و مسببات (2)

بررسی نظر مرحوم نائینی

0
اصول

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه بیست‌وپنجم از سلسله دروس خارج اصول، به ادامه مبحث تداخل اسباب و مسببات پرداخته و نظر مرحوم محقق نائینی (رضوان‌الله علیه) را مطرح و بررسی می‌کند. محقق نائینی این بحث را با تفریق بین تداخل اسباب و تداخل مسببات مطرح کرده‌اند. استاد به این طرح مطلب چنین مناقشه می‌کند که وجود مسبب، نه در اعیان خارج و نه در عالم تشریع، بدون وجود سبب معنا ندارد و لذا اگر در جانب اسباب، قائل به تداخل یا تعدد شدیم، در مسببات نیز همان خواهد بود. محقق نائینی ثمره‌ای را بر این تفریق، مترتب می‌کند که استاد، آن را نقد می‌نماید.در ادامه، مقتضای اصل عملی هنگام شک در تداخل اسباب و مسببات از نظر مرحوم نائینی بررسی شده است. ایشان می‌فرمایند: اصل، هنگام شک در تداخل اسباب برائت ذمه است؛ اما استاد معتقد است در اینجا باید به اصل لفظی مراجعه کنیم نه به اصل عملی. محقق نائینی هنگام شک در تداخل مسببات، اشتغال ذمه را جاری می‌داند؛ لذا از نظر ایشان مکلفٌ‌به باید دوباره اتیان شود؛ اما استاد این دیدگاه را نپذیرفته و آن را نقد می‌کند. در پایان، مقتضای اصل هنگام شک در تداخل اسباب و مسببات در باب وضعیات نیز مطرح و مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

نسخه عربی

تداخل اسباب و مسببات (2)

6
  • اشکال استاد بر جریان اصل عدم سببیت زائد و استصحاب 

  • جوابی که در اینجا هست این است که این اصل در اینجا و این استصحابی که شما در اینجا جاری می‌کنید و خیار را بعد از ثلاثة ایّام گسترش می‌دهید آیا اصل سببی است یا مسببی؟ خیار در اینجا یا مسبب از حیوان است و یا مسبب از عیب است و یا مسبب از مجلس است، غیر از اینها که نیست؟! این در آن مواردی است که می‌گویند: مسببات متعلق هستند؛ یعنی مسبب ما متعلق و منتسب به یک امر دیگری است. مانند اینکه فرض کنید یک قتل اتفاق افتاده و این قتل ممکن است به موارد متعدده‌ای منتسب باشد؛ یک‌وقت قتلی باشد که این قتل ناشی از قصاص است، یک‌وقت قتلی باشد که ناشی از ارتداد است، یک‌وقت قتلی باشد که ناشی از زنا باشد و این قتل گرچه قتل واحد است و گرچه مسبب، مسبب واحد است اما انتسابش به امور متعدده است. انتساب خیار هم در اینجا به امور متعدده است؛ ممکن است به‌خاطر غبن باشد، به‌خاطر عیب باشد، به‌خاطر حیوان باشد، به‌خاطر مجلس باشد و هر کدام از اینها انتساب جداگانه‌ای دارد.

  • حالا استصحابی را که شما در اینجا مطرح می‌کنید و این خیار را بعد ثلاثة ایام مقتضی اصل استصحاب می‌دانید، این استصحاب سببی است یا مسببی است؟ استصحاب در اینجا قطعاً باید مسببی باشد. وقتی که شما در تداخل در اسباب، مقتضا را تداخل در اسباب می‌گیرید چطور در اینجا استصحاب می‌کنید درحالی‌که استصحاب در اینجا مسببی است؟! اگر شما مقتضای اصل را تداخل و عدم تکلیف زائد بر تکلیف اول می‌گیرید، یعنی ثبوت خیار زائد بر ثبوت ثلاثة ایّام را به‌وسیلۀ اصل نفی یا منتفی می‌کنید، دیگر در این‌صورت نوبت به استصحاب نمی‌رسد که قائل به استصحاب بشوید؛ پس یا نباید تداخل در اسباب را در آن‌صورت اثبات بکنید و یا استصحاب را جاری نکنید، به‌هرحال یا این و یا آن.