
تداخل اسباب و مسببات (2)
بررسی نظر مرحوم نائینی
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه بیستوپنجم از سلسله دروس خارج اصول، به ادامه مبحث تداخل اسباب و مسببات پرداخته و نظر مرحوم محقق نائینی (رضوانالله علیه) را مطرح و بررسی میکند. محقق نائینی این بحث را با تفریق بین تداخل اسباب و تداخل مسببات مطرح کردهاند. استاد به این طرح مطلب چنین مناقشه میکند که وجود مسبب، نه در اعیان خارج و نه در عالم تشریع، بدون وجود سبب معنا ندارد و لذا اگر در جانب اسباب، قائل به تداخل یا تعدد شدیم، در مسببات نیز همان خواهد بود. محقق نائینی ثمرهای را بر این تفریق، مترتب میکند که استاد، آن را نقد مینماید.در ادامه، مقتضای اصل عملی هنگام شک در تداخل اسباب و مسببات از نظر مرحوم نائینی بررسی شده است. ایشان میفرمایند: اصل، هنگام شک در تداخل اسباب برائت ذمه است؛ اما استاد معتقد است در اینجا باید به اصل لفظی مراجعه کنیم نه به اصل عملی. محقق نائینی هنگام شک در تداخل مسببات، اشتغال ذمه را جاری میداند؛ لذا از نظر ایشان مکلفٌبه باید دوباره اتیان شود؛ اما استاد این دیدگاه را نپذیرفته و آن را نقد میکند. در پایان، مقتضای اصل هنگام شک در تداخل اسباب و مسببات در باب وضعیات نیز مطرح و مورد ارزیابی قرار میگیرد.
تداخل اسباب و مسببات (2)
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
طرح بحث تداخل اسباب و مسببات از نظر مرحوم نائینی
تفریق بین تداخل اسباب و تداخل مسببات
مرحوم نائینی بحث تداخل و عدم تداخل را با تفریق بین تداخل اسباب و تداخل مسببات مطرح کردهاند؛ یعنی یک بحث در تداخل و عدم تداخل اسباب است و بحث دیگر در تداخل و عدم تداخل مسببات.
تداخل اسباب به معنای موجب تکلیف با سبب واحد و تأکّد آن به اسباب متعددۀ متعاقبه. و عدم تداخل هم به همین کیفیت، یعنی تعدد تکالیف اعم از اینکه تعدد مکلفٌبه باشد یا نباشد.
ایشان برای این مطلب ثمرات و اموری را مطرح میکنند و بین تداخل اسباب و تداخل مسببات تلازمی را بهنحو تلازم مَعی قائل نیستند؛ یعنی ممکن است شخصی قائل به تداخل اسباب و تداخل مسببات بشود که این قهری است، و ممکن است شخصی قائل به عدم تداخل در اسباب و عدم تداخل در مسببات بشود، و ممکن است شخصی قائل به عدم تداخل در اسباب و تداخل در مسببات بشود.1
مناقشه استاد به طرح مطلب مرحوم نائینی
طرح مطلب به این کیفیت قابل مناقشه است بهجهت اینکه مسبب هیچ وجودی عینًا و لا ذهنًا ندارد اِلّا عن سببه؛ نه در اعیان خارج و نه در عالم تشریع، در هیچکدام وجودی ندارد، مسببِ بدون سبب معنا ندارد. و لذا اگر ما قائل به تعدد اسباب بشویم قطعاً تعدد مسبب را هم لازم میگیرد و اگر قائل به تداخل در اسباب بشویم قطعاً تداخل در مسبب را هم لازم میگیرد. در عالم تشریع هم همینطور است. علاوه بر عالم تکوین، امکان ندارد که متکلم از نقطهنظر تأثیر، نظر وُحدانی و فردانی بر یک سبب بکند ولی مسبب آن را قابل برای قرار گرفتن در تحتِ مصداق یک عنوان عام بداند.
قبلاً عرض شد که ما در بحث تداخل اسباب قطعاً باید قائل بشویم که عنوان ثالثی وجود دارد که آن عنوان ثالث دارای مصادیقی است که آن مصادیق گاهی از اوقات از نظر ظاهر به تعدد اسباب تحدید میشود. ولی اگر چنانچه عنوان ثالثی در کار نباشد خود این سببِ واحد موجب مسبب واحد و علیٰحده است. ظهور مقامی و ظهور لفظی در باب تداخل و عدم تداخل این است.
- . فوائد الاصول، ج 2، ص 489.
