
تداخل اسباب و مسببات (1)
بررسی نظر مرحوم آخوند
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه بیستوچهارم از سلسله دروس خارج اصول، به مبحث مهم تداخل اسباب وارد میشوند. ابتدا و پیش از ورود به این بحث، اشکالی را بر مثال مرحوم آخوند در مبحث تعدد شرط و اتّحاد جزاء وارد نموده و مثال صحیح را جایگزین آن میکند. در بحث اصلی این جلسه، استاد ضمن توضیح محل نزاع، میفرماید: در تداخل اسباب، فرق نمیکند که اسباب از نظر جنس متعدد باشد یا متحد؛ چنانچه فرقی نمیکند که تداخل اسباب، مطرح باشد یا تداخل مسببات. مرحوم آخوند معتقد است از آنجایی که اسباب متعدده بر معلول واحد تأثیر میگذارند، مسئلۀ امتناع اجتماع مثلین پیش خواهد آمد؛ پس اگر بول، موجب وجوب وضو شود، دیگر واجب بعد از واجب بهواسطۀ نوم معنا ندارد. استاد به اشکالی که به آخوند شده است، پاسخ داده و از ایشان دفاع میکند، اما بر مثال ایشان، همانند بحث سابق، ایراد میگیرد. پس از آن نظر مرحوم آخوند در توحید اسباب متعدده، مطرح و مورد نقد قرار میگیرد. در پایان این جلسه، خلاصه ای از بحث تداخل و عدم تداخل اسباب و مسببات ارائه میگردد.
تداخل اسباب و مسببات (1)
8بحث تداخل اسباب در آنجایی است که ما بتوانیم مسببات را متعدد اتیان کنیم، نه در آنجایی که اصلاً نتوانیم. اما در اینجا که امکان ندارد ما به دو شیء رفع الحدث کنیم، و اصلاً در اینجا مشخص است که مسئله بهعنوان مشیر است یعنی أحدهما منظور است؛ چه بول باشد و چه نوم باشد؛ اگر نوم مستقلاً باشد، سبب برای وجوب وضو است و اگر بول مستقلاً باشد، سبب برای وجوب وضو است.
اگر شخصی هم نوم از او سر زده و هم بول از او سر زده باشد، دیگر مشخص است که در اینجا مسئلۀ تداخل اسباب نیست؛ بهخاطر اینکه اصلاً در اینجا تعدد جزاء امکان ندارد، اینجا مشخص است که أحدهما است، و بحث تداخل اسباب جایی است که امکان تعدد باشد؛ مثلاینکه فرض کنید بگوید: «إذا کان عالمًا فأکرمه، إذا کان هاشمیًا فأکرمه»؛ اگر یک مورد پیدا شود که شخص هم عالم است و هم هاشمی است، در اینجا مسئله تعدد اسباب و عدم تعدد اسباب پیش میآید که آیا دو بار اکرامش بکنیم یا با همان یک بار اکرام، رفع تکلیف شده است؟ اما در آنجایی که تعدد جزاء امکان ندارد، بحث تداخل اسباب و عدم تداخل اسباب دیگر یعنی چه؟! وقتی که ملاک حاصل میشود، دیگر تداخل اسباب وعدم تداخل اسباب معنا ندارد.
منبابمثال مولا به بندهاش میگوید: روزی یک مرتبه به این درخت آب بده. بعد از آن طرف میگوید: هر وقت دیدی این برگها پژمرده شده است این درخت را آب بده. حالا آن شخص میآید و میبیند این برگها پژمرده شده و آن روز هم به این درخت آب نداده است، آیا باید دو دفعه آب بدهد؟! در اینجا ملاک مشخص است، یعنی آب دادن ملاک نیست، رَیّ این شجره و اینکه این شجره سیراب شود، ملاک است. وقتی که شما دیدید این برگ درخت پلاسیده شده، این پلاسیده شدن سیرآبی را اقتضاء میکند و از آن طرف هم امر مولا بر این است که روزی یک مرتبه این درخت را سیرآبش کن. مشخص است که در اینجا آب دادن، عنوان مشیر است برای سیراب شدن، عنوان مشیر است برای آن معنون. و آن معنون که دیگر اختلاف ندارد، آن معنون یکی است که سیرآبی درخت است.
