اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تداخل اسباب و مسببات (1)

بررسی نظر مرحوم آخوند

0
اصول

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه بیست‌وچهارم از سلسله دروس خارج اصول، به مبحث مهم تداخل اسباب وارد می‌شوند. ابتدا و پیش از ورود به این بحث، اشکالی را بر مثال مرحوم آخوند در مبحث تعدد شرط و اتّحاد جزاء وارد نموده و مثال صحیح را جایگزین آن می‌کند. در بحث اصلی این جلسه، استاد ضمن توضیح محل نزاع، می‌فرماید: در تداخل اسباب، فرق نمی‌کند که اسباب از نظر جنس متعدد باشد یا متحد؛ چنانچه فرقی نمی‌کند که تداخل اسباب، مطرح باشد یا تداخل مسببات. مرحوم آخوند معتقد است از آنجایی که اسباب‌ متعدده بر معلول واحد تأثیر می‌گذارند، مسئلۀ امتناع اجتماع مثلین پیش خواهد آمد؛ پس اگر بول، موجب وجوب وضو شود، دیگر واجب بعد از واجب به‌واسطۀ نوم معنا ندارد. استاد به اشکالی که به آخوند شده است، پاسخ داده و از ایشان دفاع می‌کند، اما بر مثال ایشان، همانند بحث سابق، ایراد می‌گیرد. پس از آن نظر مرحوم آخوند در توحید اسباب متعدده، مطرح و مورد نقد قرار می‌گیرد. در پایان این جلسه، خلاصه ای از بحث تداخل و عدم تداخل اسباب و مسببات ارائه می‌گردد.

تداخل اسباب و مسببات (1)

12
  • بنابراین اینکه شارع گفته است: إن سافرتَ فتصدق، آیا این سافرتَ را برای وجوب صدقه متفرداً و منفرداً لحاظ کرده یا منضماً به یوم الإثنین؟ اگر از شارع سؤال کنیم که اگر شما این را منفرداً لحاظ کرده‌اید، پس چرا می‌گویید: باید به یوم الإثنین ضمیمه بشود؟ اگر شما مسافرت را به انضمام شرط دیگر که یوم الإثنین باشد لحاظ کردید پس مسافرت تنها در غیر یوم الإثنین موجب صدقه نیست.

  • این اشکالی که از این نقطه‌نظر به کلام مرحوم آخوند وارد می‌شود درصورتی است که ما در آن چهار وجهی که ایشان ذکر کردند قائل به تقیید اطلاق شویم.

  • لا یقال بر اینکه شما در مسئلۀ تعارض بین ادله، اگر مسئله عام من وجه بود من‌باب‌مثال بین «أکرم العلماء» و دلیل دیگر «لا تکرم الفساق» چه می‌گویید؟ در آنجا می‌گویید: هر کدام از اینها ظهوری دارند در یک مرتبه؛ فرض کنید که أکرم العلماء ظهور دارد در علمای غیر فاسق و لاتکرم الفساق ظهور دارد در فاسق غیر عالم و مادۀ اجتماع می‌ماند که در مسئلۀ اجتماع با همدیگر تعارض می‌کنند. آن وقت در آنجا باید بگوییم که کدام‌یک بر دیگری غلبه دارد؟ اگر یکی از نظر دلیل بر دیگری غلبه داشت آن را می‌گیریم و اگر غلبه نداشت آن وقت قائل به تساقط می‌شویم و رجوع به ادلۀ دیگر می‌کنیم؛ شما در آنجا چه می‌گویید؟ بنابراین شما قائل شدید که یک کلام واحد دارای دو ظهور است؛ یک ظهور مادۀ افتراق است، یک ظهور مادۀ اجتماع است.

  • ما در جواب می‌گوییم: در مسئلۀ عام من وجه، وقتی که مولا کلامی را می‌گوید کلامش از اول منصرف به آن مادۀ افتراق است، نه‌اینکه ما برای آن مادۀ افتراق درست کنیم. از اول که می‌گوید: أکرم العلماء، یعنی علمای غیر فاسق، نه‌اینکه أکرم العلماء من دو ظهور دارد؛ در مورد فاسق این‌طور است و در مورد غیر فاسق آن‌طور، بلکه وجوب أکرم العلماء اولاً بلااول منصرف به عالم غیر فاسق است و لاتکرم الفساق هم اولاً بلااول انصراف به فاسق غیر عالم دارد و از این نقطه‌نظر با همدیگر اختلاف ندارند.