اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تعدد شرط و اتحاد جزاء

بررسی راه‌حل‌های تعارض از نظر مرحوم آخوند

0
اصول

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه بیست‌وسوم از سلسله دروس خارج اصول، به مبحث «تعدد شرط و اتحاد جزا در جملات شرطیه» می‌پردازد. استاد ابتدا در مقام تبیین اشکال تعارض، بر اساس مثال مرحوم آخوند، می‌فرماید: اگر شارع دو شرط مجزّا را برای قصر نماز، در نظر گرفته و بگوید: «إذا خفی الأذان فقصّر» و «إذا خفی الجدران فقصّر»، این دو شرط با  یکدیگر تعارض می‌کنند؛ چون مفهوم دلیل خفاء جدران، بر انتفاء قصر در صورت انتفاء خفاء، دلالت می‌کند و بالتبع با منطوق دلیل خفاء اذان تنافی پیدا می‌کند. مرحوم آخوند چهار راه‌حل برای این تعارض مطرح می‌کند که عبارتند از: تخصیص مفهوم هریک با منطوق شرط دیگر، الغاء ظهور جمله شرطیه در صورت تعدد شرط، تقیید اطلاق مفهومی در ناحیه جزاء به قید شروط، بازگشت حقیقت شرط به یک عنوان کلی، که شروط، عناوین مشیر به آن می‌باشند. آخوند، راه اخیر را به این بیان ترجیح می‌دهد که هر معلولی قائم به علت خودش است و ورود علل متعدده بر معلول واحد عقلاً محال است؛ ولی استاد غالب این راه‌ها را نقد کرده و اشکال آن‌ها را بیان می‌کند. در ضمن، پرسش و پاسخ‌هایی نیز میان استاد و تلامیذ رد و بدل شده است.

نسخه عربی

تعدد شرط و اتحاد جزاء

8
  • از اول که شما به «إذا ظاهرت فاعتق رقبة»، نگاه می‌کنید می‌گویید که این یکی از آن موارد عتق است، دومی را نگاه می‌کنید مثلاً «إذا افطرت الصیام فأعتق رقبة»، می‌گویید: این هم یکی از آن مواردش است، سومی را نگاه می‌کنید مثلاً وقتی که در حج فلان کار را انجام دادید «فأعتق رقبة»، می‌گویید: این هم یکی از آن موارد است، چهارمی را نگاه می‌کنید «إذا نظرت فلان فأعتق رقبة»، می‌گویید: این هم یکی از آن موارد است. اصلاً معنا ندارد که مفهومی در اینجا منعقد بشود. منظور من این است که اصلاً ظهور جایش در اینجا نیست. چون ظهور مانند نص، منجِّز است، ظهور در آنجایی است که تنجّز باشد.

  • وقتی که شارع از اول جزایی را مترتب بر شرط می‌کند مخاطب از همان اول احتمال شرط دیگری را می‌دهد، پس چطور اصلاً مفهومی‌ها در ذهنشان ظهور می‌آید تااینکه بنا بر قول آقایان بگویند: بین آن مفهوم و بین منطوق دلیل دیگر تعارض برقرار شود؟! لذا اشکال به مرحوم آخوند این است که اصلاً از اول ظهوری به ذهن نمی‌آید و مطرح کردن اینکه قائلین به ظهور بگویند که تعدد شرط دلیل بر عدم ظهور در مفهوم است، این اصلاً با اصل مبنا تنافی دارد.

  • تلمیذ: فایده این شرط چیست؟

  • استاد: این هم مثل همه فوائد دیگر هست. فرض کنید که می‌گویند: وقتی که ظهر آمد نماز بخوان، فایده‌اش این است که وقتی این موضوع منعقد شد این حکم هم بر آن منعقد می‌شود. چطور در مورد واجبات و محرمات و مستحبات یک موضوع می‌خواهید، یک محمول می‌خواهید، یک حکم می‌خواهید در اینجا هم خود شرط، انعقاد موضوع می‌کند.

  • آیا قصر حکم هست یا نه؟ این قصر باید در ظرفی واقع بشود یا نه؟ همین شرط، ظرف آن می‌شود. آیا اتمام صلاة حکم است یا نه؟ این اتمام صلاة باید در چه ظرفی واقع بشود؟ در ظرف حضر. قصر در چه ظرفی باید واقع بشود؟ در جواب می‌گوییم: «إذا سافرت فقصّر». تمام ادلّۀ ما مبتنی بر یک موضوع و محمول هستند. این محمول که حکم است بر این موضوع مترتب می‌شود، حالا گاهی اوقات این موضوع را به‌صورت جملۀ شرطیه بیان می‌کنند، گاهی اوقات به‌صورت جملۀ وصفیه بیان می‌کنند، گاهی اوقات به‌صورت مطلق بیان می‌کنند و گاهی اوقات به‌صورت مقید بیان می‌کنند.