
تعدد شرط و اتحاد جزاء
بررسی راهحلهای تعارض از نظر مرحوم آخوند
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه بیستوسوم از سلسله دروس خارج اصول، به مبحث «تعدد شرط و اتحاد جزا در جملات شرطیه» میپردازد. استاد ابتدا در مقام تبیین اشکال تعارض، بر اساس مثال مرحوم آخوند، میفرماید: اگر شارع دو شرط مجزّا را برای قصر نماز، در نظر گرفته و بگوید: «إذا خفی الأذان فقصّر» و «إذا خفی الجدران فقصّر»، این دو شرط با یکدیگر تعارض میکنند؛ چون مفهوم دلیل خفاء جدران، بر انتفاء قصر در صورت انتفاء خفاء، دلالت میکند و بالتبع با منطوق دلیل خفاء اذان تنافی پیدا میکند. مرحوم آخوند چهار راهحل برای این تعارض مطرح میکند که عبارتند از: تخصیص مفهوم هریک با منطوق شرط دیگر، الغاء ظهور جمله شرطیه در صورت تعدد شرط، تقیید اطلاق مفهومی در ناحیه جزاء به قید شروط، بازگشت حقیقت شرط به یک عنوان کلی، که شروط، عناوین مشیر به آن میباشند. آخوند، راه اخیر را به این بیان ترجیح میدهد که هر معلولی قائم به علت خودش است و ورود علل متعدده بر معلول واحد عقلاً محال است؛ ولی استاد غالب این راهها را نقد کرده و اشکال آنها را بیان میکند. در ضمن، پرسش و پاسخهایی نیز میان استاد و تلامیذ رد و بدل شده است.
تعدد شرط و اتحاد جزاء
4اینکه میگوید: چون این کلام را با شرط آورده پس مفهوم دارد؛ معنایش این است که اگر شرط دیگری بیاید آن شرط دیگر را ضمیمۀ شرط اول میکند، نهاینکه دست از مفهوم این برمیدارد. همانطور که اگر دو شرط در جملۀ واحده بودند عرف همین کار را انجام میداد، الآن هم که دو شرط در جملۀ متعدده هست همینطور است.
اگر شارع در جملۀ واحده میگفت: إذا خفی الأذان و الجدران فقصّر، شما میگفتید که در اینجا چون کلام، کلام واحد است و ناظر به ثبوت واحد است، این وحدت اثبات با وحدت ثبوت دلالت میکند که هر دوی اینها حکم شرط واحد را دارند، پس به انتفاء هر دو، مفهوم منعقد میشود، نهاینکه یکی از اینها را جدا بگیرید و با آن معاملۀ یک جملۀ جدا بکنید و دیگری را هم جدا بگیرید و با آن معاملۀ جدا بکنید.
ما همین مطلب را در اینجا میآوریم و میگوییم که وقتی شارع دو جمله آورده، این دو جمله دلالت بر وحدت ثبوت میکند. یعنی این دو جمله، دو جملهای است که یک نفر آنها را القاء کرده است. وقتی که دو جمله را یک نفر القاء بکند مثل توالی مستثنیات در جملۀ واحده است، مثل توالی قیود در یک جمله است، مثل توالی شروط متعدده در یک جمله است و هیچ فرقی نمیکند. از این نقطهنظر بین تعدد جمله و وحدت جمله فرقی نیست.
بهنظر ما اشکالی که در اینجا به قائلین به ظهور وارد است این است که شما در آن جایی که شرط واحد باشد ظهور را منعقد میکنید و همینطور در آن جایی که تعدد شرط باشد نیز ظهور را منعقد میکنید. سؤال ما از شما این است که وقتی متکلم حکیم یک جملۀ شرطیه را به مخاطب القاء میکند، آیا مخاطب احتمال شرط دیگری را میدهد یا نمیدهد؟ اگر بگویید: احتمال نمیدهد که خلاف است و اگر شرط دیگری را احتمال میدهد پس با احتمال شرط دیگر که ممکن است مولا بعداً بگوید، چه ظهوری در اینجا منعقد میشود؟! در اینجا دیگر اصلاً ظهور منعقد نمیشود.
