
بررسی استدلالات سید مرتضی ـ رضوان الله علیه ـ بر ردّ مفهوم شرط
و تنبیهات مفهوم شرط
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) در جلسه نوزدهم از سلسله دروس خارج اصول، به استدلالات مرحوم سید مرتضی (رضوان الله علیه) بر ردّ مفهوم شرط پرداختهاند که عبارت از سه استدلال ذیل میباشد: 1. به لحاظ مقام ثبوت، ممتنع نیست که مولی شرط دیگری را در ردیف شرط اولی، منشأ ترتّب حکم قرار دهد. با این احتمال، انحصار قضیۀ شرطیه در شرط از بین رفته و دیگر مقدمات حکمت جاری نخواهند بود. 2. اگر قضیۀ شرطیه بر مفهوم دلالت کند، علیالقاعده باید به یکی از دلالات ثلاث باشد؛ یا مطابقت یا تضمن یا التزام. و چون هیچکدام از اینها نیست پس ملازمه هم باطل است. 3. جملات شرطیهای در قرآن داریم (مانند آیه 33 سوره نور) که مسلماً مفهوم مخالف ندارند. استاد پاسخهایی را که مرحوم آخوند به این استدلالها دادهاند، بیان و اشکالات این پاسخها را بیان میکند و در بعضی موارد، خود به سید پاسخ میدهد. در بخش پایانی درس، مرحوم استاد به مبحث «تنبیهات» وارد میشود؛ اولین تنبیه، بررسی سنخ یا شخص حکم است که در قدم نخست، به بیان مرحوم آخوند اشاره کرده و آن را تشریح مینماید.
بررسی استدلالات سید مرتضی ـ رضوان الله علیه ـ بر ردّ مفهوم شرط
13شخص حکم یعنی ارتباط بین محمول و بین موضوع بهنحوی است که با عدم این موضوع، خصوص این محمول هم منتفی خواهد شد، گرچه شرط دیگری به جای آن بیاید و یا نیاید. ما اسم آن ارتباط خاص بین محمول و موضوع و ارتباط بین حکم و موضوع را شخص حکم میگذاریم. یعنی شارع در مقام تشریع مجیء زید را علت برای وجوب اکرام قرار داده است؛ حالا ما به آن علت نمیگوییم ولی از باب تسامح علت میگوییم. بالأخره مجیء زید را از باب ترتب، منشأ برای وجوب اکرام قرار داد، این را میگوییم شخص حکم.
هم قائلین به مفهوم و هم قائلین به عدم مفهوم قائل به انتفاء شخص حکم هستند. یعنی اگر زید نیامد قطعاً شخص حکمِ وجوب اکرام از این زید منتفی خواهد شد، حالا یک شرط دیگری به جایش بیاید یا نیاید آن یک مسئلۀ دیگر است.
آنچه که در باب مفهوم لحاظ میشود سنخ حکم است. سنخ حکم یعنی وجوب مطلق نه وجوب مستند به مجیء. وجوب مستند به مجیء قطعاً با عدم مجیء منتفی شده است. ولی صحبت در این است که آیا وجوب مطلق اکرام زید با عدم مجیء منتفی میشود ـ که از او تعبیر به سنخ الحکم میآورند ـ یا خیر؟ آیا سنخ حکم انتفاء پیدا میکند یا خیر؟ برداشته میشود یا برداشته نمیشود؟ صحبت در اینجا است.
دیدگاه مرحوم آخوند در باره شخص و سنخ حکم
مرحوم آخوند میفرمایند: ما در بسیاری از موارد داریم که غیر از شخص حکم، اصلاً وجود سنخ حکم معنا ندارد و فقط شخص حکم است. فرض کنید در باب وصایا و یا در باب القاب که در آنجا نیز برگشتش به شرط وجود است، وقتی که میگویم: «أکرم زیدًا العالم» یا «أکرم هذا العالم» این اکرام بر این عالم مترتب است. آیا در اینجا این جمله دلالت دارد بر اینکه اگر این عالم مُرد، این اکرام به یک عالم دیگری تعلق بگیرد؟ هیچ دلالتی ندارد، زیرا در اینجا شخص حکم است و اصلاً سنخ حکم معنا ندارد. یعنی اکرام یک اکرام شخصی است که به این زید تعلق گرفته است. اگر این زید از بین برود این اکرام هم اصلاً از بین رفته است. ما در اینجا سنخ حکم نداریم که بگوییم: ما بالنسبة به جمیع افراد یک اکرام مطلق داریم و وقتی که این زید از بین رفت آن اکرام مطلق باقی میماند و حال که این زید از بین رفته است عمرو را اکرام میکنیم.1
- . کفایة الأصول، ص 198.
