
تبیین اقسام اطلاق
و بینتیجهبودن آن در اثبات مفهوم جمله شرطیه
در جلسه هجدهم از سلسله دروس خارج اصول، مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) به بیان اقسام اطلاق و بررسی آنها در جهت اثبات مفهوم قضایای شرطیه میپردازد. ایشان ضمن تبیین دو قسم کشفی و لفظیِ اطلاق، بررسی میکند که اطلاق در باب مفهوم شرط، کدام یک از این اقسام میباشد؟ با توجه به اینکه متکلم، جزای شرط را مطلق بیان کرده و قیدی نیاورده است، اثباتاً کشف میکنیم که وی در مقام بیان، فقط این شرط را لحاظ کرده است و این اطلاق کشفی میشود و دائر مدار وجود قید، قرینه، احتمال جدّی و عدم آن میباشد؛ در نتیجه اگر احتمالی جدّی بر اینکه ممکن است علت دیگری جایگزین این علت شود وجود داشته باشد، این اطلاق از بین رفته و تبدیل به اجمال میشود. استاد در مقام بیان ماحصل مباحث گذشته، تأکید میکند از آنجا که جمله شرطیه صرفا بر ترتب جزا بر شرط به نحو لزوم دلالت دارد، دارای مفهوم نیست و اگر علیت را هم بپذیریم، نهایتا انتفای شخص حکم را نتیجه میدهد و نه سنخ حکم را. در ادامه استاد به این پرسش میپردازد که مقام بیان یعنی چه؟ و ضمن پاسخ به این سئوال توضیح میدهد که اطلاق روایات به اطلاق کشفی بازمیگردد.
تبیین اقسام اطلاق
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اطلاق کشفی و لفظی
محصّل مطالبی که گذشت این شد که ما دو اطلاق داریم؛ اسم یکی را اطلاق کشفی و دیگری را اطلاق لفظی میگذاریم.
اطلاق کشفی
اطلاق کشفی به آن اطلاقی میگوییم که انسان بهواسطۀ مقدّمات حکمت ـ که یکی از آنها این است که متکلّم در مقام بیان است ـ درصورت نبودن قید و یا نبودن قرینۀ مقامیّه و یا مقالیّه کشف میکند که منظور مولا اطلاق است. در اینجا از عدم قرینه و عدم قید قرار دادن یک شیء اطلاق را انتزاع میکنیم.
لا محاله وجود این اطلاق، دائر مدار عدم وجود قرینۀ مشکّکهای است که قبلاً عرض کردیم و با وجود این قرینۀ مشکّکه یا با وجود یک احتمال جدّی عقلایی، این اطلاق تبدیل به اجمال میشود. وقتی که تبدیل به اجمال شد طبعاً باید اخذ به قدرمتیقن شود و این دیگر اطلاق نیست.
اطلاق لفظی
و اطلاق لفظی این است که خود کلام و لفظ با وجود قرینۀ لفظیّه و یا قرینۀ مقامیّه، بر این معنا دلالت کند که متکلّم و مولا جمیع مصادیق آن عنوان را به لحاظ واحد و یکسان و در یک ردیف، موردِ برای تکلیف و متعلق تکلیف قرار داده است. اطلاق به این کیفیت همدوش و همطراز با عامّ خواهد بود.
عام، به دلالت لفظیه بر جمیع مصادیقش علیالسواء دلالت میکند، مانند دلالت «أکرم العلماء» که بر تکتک افراد علماء، بهصورت علیالسواء دلالت میکند و وجوب به تعداد افراد عالِم، منحل میشود. این وجوب بر همۀ آنها بهصورت تکتک تعلق میگیرد. و همینطور اطلاق لفظی و کلامی که بهوسیلۀ قرینه، چه مقامیّه و چه مقالیّه احراز شده باشد نیز بر جمیع افراد تحت تکفل خود علیالسواء و به لحاظ واحد دلالت میکند.
بنابراین وقتی که شارع میگوید: «توضّأ بالماء القراح» این وضوءِ به ماء قراح که اطلاق دارد هم شامل ماء بئر میشود، هم شامل نهر جاری میشود و هم شامل آب باران و امثالذلک میشود. و این دلالت میکند بر اینکه تمام مصادیق این مطلق به لحاظ واحد در تحتِ تکفل این تکلیف قرار گرفتهاند، بهنحوی که هر کدام از این مصادیق متعلِّق برای تکلیف هستند.
