اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی دیدگاه مرحوم نائینی در مفهوم شرط

0
اصول

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه به بررسی دیدگاه مرحوم محقق نائینی (رضوان الله علیه) در مفهوم شرط می‌پردازد. ایشان معتقد است هریک از دو قضیۀ حملیه و شرطیه به یکدیگر برگشت می‌کند و از آنجا که در قضایای حقیقیه، موضوعِ مقدّر الوجود لحاظ می‌شود نه موضوعِ متحقق الوجود، لذا حکم در قضایای حملیه یا شرطیه، بر اساس تحقّق موضوع خواهد بود. محقق نائینی ضمن بررسی جایگاه شرط در جمله شرطیه به این سئوال پاسخ می‌دهد که شرط، قید نسبت است یا قید هیئت؟ در بخش دیگری از این مبحث اشکال مرحوم نائینی بر مشهور در استفاده علیت منحصره از مقدمات حکمت مطرح شده و سپس طریق خود ایشان در اثبات علیت انحصاری مطرح گردیده است که بر اساس یک دلالت التزامی ناشی از خصوصیت منطوق می‌باشد و توضیح کامل این مطلب را می‌توان در متن درس مشاهده کرد. استاد بعد از پایان تقریر مشروح مطالب مرحوم نائینی، می‌فرماید: «در کلام ایشان من أوله إلی آخره نظر من جهاتٍ» و بیش از ثلث حجم مطالب این جلسه به نقادی آرای محقق نائینی اختصاص می‌یابد و در ذیل پنج عنوان، اشکالات کلمات ایشان را تبیین می‌کند و البته استاد، طبق سیره همیشگی خود به نکات و اشکالات مطرح شده از سوی شاگردان پاسخ می‌دهد.

بررسی دیدگاه مرحوم نائینی در مفهوم شرط

6
  • بله، نسبت به طهارت واجب مطلق است. نسبت به استقبال قبله واجب مطلق است، نسبت به ثیاب طاهر واجب مطلق است. نسبت به زمین غیر غصبی واجب مطلق است، ولی نسبت به وقت، واجب مشروط است. پس نباید در اینجا این‌طور حکم کنند. بنابراین در اینجا واجب، واجب مطلق می‌شود؛ چون قید به صلاة خورده است نه‌اینکه به وجوب خورده باشد.

  • اما اگر قید به وجوب خورد و وجوب مقیّد به مجیء شد، وجوب مقید به دخول وقت شد دیگر در این صورت آن واجب نسبت به این قید می‌شود واجب مشروط ولو اینکه ممکن است نسبت به بقیۀ قیود، واجب مطلق شود.

  • مرحوم نائینی می‌فرمایند که در جملۀ إن جاءک زیدٌ فأکرمه، ما نمی‌توانیم مجیء زید را به ماده برگردانیم، چون اگر بخواهیم به ماده برگردانیم در این صورت واجب، واجب مطلق می‌شود، در حالتی که سیاق کلام و ظهور کلام در واجب مشروط است نه در واجب مطلق.

  • جملۀ شرطیه در جایی آورده می‌شود که آن جزاء وجوداً دائر مدار شرط باشد ـ حالا به عدمش هم می‌رسیم ـ حدّاقل در وجودش این‌گونه باشد. بنابراین اگر ما این قید را به ماده زدیم و به اکرام زدیم، دیگر در این صورت واجب مشروط از مشروط بودن ساقط می‌شود و واجب مطلق می‌شود و این خلاف جملۀ شرطیه است. جملۀ شرطیه همیشه ظهور در واجب مشروط دارد، یعنی خود وجوب در شرط، مشروط به قید است نه اکرام که در آن‌صورت واجب، واجب مطلق بشود.

  • وقتی که نتوانستیم قید را به اکرام بزنیم، خواهی‌نخواهی باید به وجوب بزنیم. به وجوب هم که بزنیم به‌جهت انمحاء و فناء معانی هیئی در متعلق خودشان ـ مانند معانی حرفی که قابل برای اطلاق و تقیید نیستند ـ امتناع تعلق قید به وجوبِ در صلِّ که همان هیئت باشد پیش می‌آید؛ همچون امتناع تقییدِ نسبت در قضیۀ جزائیه به این قید.

  • به‌خاطر اینکه هیئت یکی از معانی حرفیه است و قائم بالغیر است بلکه اصلاً معنا متحقق در غیر است. صلِّ با «یجب علیک الصلاة» از نقطه‌نظر معنای استقلالی و معنای غیری تفاوت دارد. آن وجوب، وجوب در صلاة است اما وجوب در یجب علیک الصلاة به‌عنوان یک امر استقلالی است. چون آن وجوب قائم بنفسه نبود پس این قید نمی‌تواند به خود وجوب در صلِّ تعلق بگیرد. اگر به آن تعلق بگیرد خواهی‌نخواهی به صلاة تعلق می‌گیرد، چون هیئت از خود استقلال ندارد.