اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی دیدگاه مرحوم نائینی در مفهوم شرط

0
اصول

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه به بررسی دیدگاه مرحوم محقق نائینی (رضوان الله علیه) در مفهوم شرط می‌پردازد. ایشان معتقد است هریک از دو قضیۀ حملیه و شرطیه به یکدیگر برگشت می‌کند و از آنجا که در قضایای حقیقیه، موضوعِ مقدّر الوجود لحاظ می‌شود نه موضوعِ متحقق الوجود، لذا حکم در قضایای حملیه یا شرطیه، بر اساس تحقّق موضوع خواهد بود. محقق نائینی ضمن بررسی جایگاه شرط در جمله شرطیه به این سئوال پاسخ می‌دهد که شرط، قید نسبت است یا قید هیئت؟ در بخش دیگری از این مبحث اشکال مرحوم نائینی بر مشهور در استفاده علیت منحصره از مقدمات حکمت مطرح شده و سپس طریق خود ایشان در اثبات علیت انحصاری مطرح گردیده است که بر اساس یک دلالت التزامی ناشی از خصوصیت منطوق می‌باشد و توضیح کامل این مطلب را می‌توان در متن درس مشاهده کرد. استاد بعد از پایان تقریر مشروح مطالب مرحوم نائینی، می‌فرماید: «در کلام ایشان من أوله إلی آخره نظر من جهاتٍ» و بیش از ثلث حجم مطالب این جلسه به نقادی آرای محقق نائینی اختصاص می‌یابد و در ذیل پنج عنوان، اشکالات کلمات ایشان را تبیین می‌کند و البته استاد، طبق سیره همیشگی خود به نکات و اشکالات مطرح شده از سوی شاگردان پاسخ می‌دهد.

بررسی دیدگاه مرحوم نائینی در مفهوم شرط

20
  • استاد: علّت ناقصه هم همین است. در علّت ناقصه انتفاء عند الانتفاء است. آیا وقتی که پدر نباشد مادرِ تنها بچه به دنیا می‌آورد؟!

  • تلمیذ: این در جایی است که علیّت ناقصه و جزء العلة است. اما در جایی که علیّت تامّه باشد، عرف علیّت منحصره را می‌فهمد.

  • استاد: نه، عرف چنین چیزی را نمی‌فهمد. عرف فقط می‌فهمد که اگر شرط نباشد جزاء هم نیست، همین؛ و وجوداً و عدماً این شیء دائر مدار این است. یعنی عرف اصلاً در این مسائل نیست و اصلاً علیّت تامّه و ناقصه را نمی‌فهمد. یعنی چیزی که عرف می‌فهمد فقط این است که این شیء وجوداً و عدماً دائر مدار این است. اگر از او بپرسید این علیّت تامّه است یا ناقصه؟ می‌گوید: علیّت چیست؟ اصلاً متوجه مسئله نیست. مثل همان امکان خاص است که عرف اصلاً متوجه امکان خاص نیست، فقط امکان عام را می فهمد.

  • تلمیذ: مثلاً عرف از إن جاءک زیدٌ فأکرمه، چه می‌فهمد؟

  • استاد: عرف فقط می‌فهمد که وجوب اکرام عند مجیء زید است، همین. چیز دیگری را نمی‌فهمد.

  • حالا إن‌شاءالله در بحث ظهورات می‌گوییم که ما اصلاً ظهور عرفی نداریم و تمام ظهورات، ظهورات شخصی هستند، بلکه ظهور نوعی هستند. شما فرض کنید که مولایی به بنده‌اش که می‌داند مولایش امروز انگور می‌خواهد می‌گوید: اگر به خیابان رفتی و انگور دیدی بخر. این حرف یعنی اگر به خیابان نرفتی همین‌طور بنشین؟! ولی آن بنده باید برود و بخرد، چون این شرط را شرط وجود می‌داند. تمام اینها شرط وجود هستند نه شرط وجوب.

  • به‌طورکلی ما هیچ قضیّه‌ای را نداریم که خالی از قرائن نباشد یا محفوف به قرائن نباشد. و هر قضیّه‌ای ظهورش و اصلاً انعقادش به احتفاف به قرائن است. با توجه به آن قرائن این را به‌دست می‌آوریم که آیا در اینجا مفهوم هست یا نیست.

  • این‌طور نیست که هیچ قضیّه‌ای مفهوم نداشته باشد. خیلی از قضایای شرطیه مفهوم دارند. اتفاقاً من در یک جا دیدم که ظاهراً مرحوم سید مرتضی ـ رضوان الله علیه ـ بودند که از قرآن هزار مورد قضایای شرطیه درآورده بودند که اینها مفهوم ندارند! هزار مورد در آیات قرآن درآورده است! نمی‌دانم در کجا دیدم.1

    1. الفوائد الطوسیّه، الفائدة 63، ص 279 ـ 291:
      هذا حال مفهوم الشرط مع اتفاقهم علی أنه أقوی المفهومات قد وجدناه غیر معتبر فی القرآن فی أکثر من مئة و خمسة و عشرین موضعا و لو أردت الأمثلة من غیر قرآن لوجدناه ألوفًا متعدده. الشیخ الحرّ العاملی ـ رحمة الله علیه ـ.