
بررسی دیدگاه مرحوم نائینی در مفهوم شرط
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه به بررسی دیدگاه مرحوم محقق نائینی (رضوان الله علیه) در مفهوم شرط میپردازد. ایشان معتقد است هریک از دو قضیۀ حملیه و شرطیه به یکدیگر برگشت میکند و از آنجا که در قضایای حقیقیه، موضوعِ مقدّر الوجود لحاظ میشود نه موضوعِ متحقق الوجود، لذا حکم در قضایای حملیه یا شرطیه، بر اساس تحقّق موضوع خواهد بود. محقق نائینی ضمن بررسی جایگاه شرط در جمله شرطیه به این سئوال پاسخ میدهد که شرط، قید نسبت است یا قید هیئت؟ در بخش دیگری از این مبحث اشکال مرحوم نائینی بر مشهور در استفاده علیت منحصره از مقدمات حکمت مطرح شده و سپس طریق خود ایشان در اثبات علیت انحصاری مطرح گردیده است که بر اساس یک دلالت التزامی ناشی از خصوصیت منطوق میباشد و توضیح کامل این مطلب را میتوان در متن درس مشاهده کرد. استاد بعد از پایان تقریر مشروح مطالب مرحوم نائینی، میفرماید: «در کلام ایشان من أوله إلی آخره نظر من جهاتٍ» و بیش از ثلث حجم مطالب این جلسه به نقادی آرای محقق نائینی اختصاص مییابد و در ذیل پنج عنوان، اشکالات کلمات ایشان را تبیین میکند و البته استاد، طبق سیره همیشگی خود به نکات و اشکالات مطرح شده از سوی شاگردان پاسخ میدهد.
بررسی دیدگاه مرحوم نائینی در مفهوم شرط
18مگر اینکه ما در اینجا چیز دیگری را بگوییم. یعنی نتیجۀ بحث در اینجا بعداً ظاهر میشود که بگوییم: وقتی که مولا در مقام بیان است و هیچ چیزی را ذکر نکرده است و ما احتمال عقلائی جدّی در شرط دیگری بهعنوان علّت ندهیم، آنوقت در اینجا اطلاق منعقد میشود. اما اگر یک احتمال عقلائی جدّی باشد این مقام، مقام اجمال میشود و دیگر مقام اطلاق نیست.
یعنی اگر ما قائل به مفهوم باشیم با این قضیۀ شرطیه میتوانیم آن احتمالات را دفع کنیم؛ ولی اگر قائل به مفهوم نبودیم آن احتمالات به یک نحوی قضیّه را مجمل میکنند. وقتی که مجمل کردند ما فقط به قدرمتیقن که ثبوتاً است میتوانیم رجوع کنیم. و در موارد دیگر باید به ادلۀ خودش رجوع کنیم. اگر عموماتی داشتیم، اگر اطلاقی داشتیم یا اگر بنای عقلائی داشتیم، به آنها رجوع میکنیم.
دلیلش را هم گفتیم. در مسئلۀ ﴿إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ﴾1 مطرح کردیم که بنای عقلائی در اینجا چیست. ظاهر جملۀ ﴿إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ﴾ ـ حالا اگر بگوییم که این جملۀ شرطیه است و ظهور دارد و جملۀ شرطیه در اینجا مفهوم دارد ـ معنایش این است که اگر یک عادل آمد دیگر «فلا تبیّنوا»؛ تبین نکنید.
پس اگر ما احتمال عقلائی دادیم که آیا قضیّه، قضیّۀ مهمی است یا مهم نیست، یا آیا این مسئله از مسائل فرعیّه است یا از مسائل اعتقادیّه است، در تمام اینها اگر احتمال عقلائی دادیم که در اینجا جای تفحص است، جای تحقیق است و جای تأمل است، ما با همین آیۀ ﴿إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ﴾ میتوانیم تمام آنها را تخصیص بزنیم و یا اینکه آنها را کنار بگذاریم.
یا اگر منبابمثال مطلقاتی داشتیم که در مسائل مهم به یک نفر اکتفا نکنیم و باید تحقیق کنیم. ما با ﴿إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ﴾ این مطلقات را مقید میکنیم و میگوییم: تحقیق در آنجایی است که فاسق باشد، اگر عادل باشد تحقیق لازم نیست، ما با همین جملۀ شرطیه آنها را مقید میکنیم.
- . سوره حجرات (49) آیه 6.
