اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نظریۀ مرحوم آقاضیاء عراقی در مفهوم شرط (2)

0
اصول

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه شانزدهم، از سلسله دروس خارج اصول، دیدگاه مرحوم آقاضیاءالدین عراقی (رحمهُ الله) را در بحث مفهوم شرط، پی می‌گیرد. ایشان پس از بیان ملخص نظریه آقاضیاء، وارد نقد آن می‌شود. مرحوم استاد در این جهت، ابتدا جعل را به دو قسم بسیط و مرکب تقسیم کرده و آن دو را توضیح می‌دهد؛ ایشان معتقد است در جعل بسیط، بر خلاف جعل مرکب، اساساً امکان تصور مفهوم وجود ندارد؛ زیرا مثلا در «أکرم زیدًا» که یک جعل بسیط است، اکرام به زید به‌عنوان صرف وجوده، تعلق گرفته است. لذا مرحوم آقاضیاء مرتکب خلط شده است. استاد در ادامه به بیانی از مقرّر آقاضیاء، یعنی مرحوم شیخ محمدتقی بروجردی اشاره کرده و پس از تبیین دیدگاه ایشان، آن را نقد کرده و ناتمام می‌شمارد.

نظریۀ مرحوم آقاضیاء عراقی در مفهوم شرط (2)

9
  • صرف الوجود برای جایی است که مجیء نبود اما حالاکه مجیء است. پس باید این مجیء را در ناحیۀ موضوع لحاظ کرده و دخیل بدانیم؛ و وقتی که دخیل دانستیم دیگر تمام بناهای شما از بین می‌رود.

  • ما هم قبول می‌کنیم که در ناحیۀ تالی اطلاق داریم؛ منتها اطلاق ما در ظرف مجیء است نه در ظرف صرف الوجود. وقتی که اطلاق در ظرف مجیء شد، ما تمام اکرام‌ها را بر زیدِ در ظرف مجیء حمل می‌کنیم، چون گفتیم که ایشان همیشه اطلاق را از ناحیۀ موضوع می‌گیرند.

  • هیچ‌وقت فراموش نکنیم که ایشان اطلاق در ناحیۀ محمول را از ناحیۀ موضوع دانسته‌اند. یعنی می‌گفتند که در خود اکرام اهمال است. ـ البتّه صحبتش را کردیم که اگرچه در اینجا از هیئات است و دلالت هیئت هم دلالت آلی است؛ ولی باز می‌توان در اینجا تقیید و اطلاق را لحاظ کرد ـ حالا بنا بر مبنای ایشان که می‌گویند: اطلاق در ناحیۀ اکرام از ناحیۀ موضوع می‌آید، چون موضوع که زید است بدون قید لحاظ شده است پس اکرام هم بدون قید است. یعنی مقید به اکرامِ در روز جمعه نیست، مقید به اکرامِ در روز شنبه نیست بلکه اکرامِ مطلق است. هر اکرامی را که ما در هر ظرفی و در هر قیدی و در هر خصوصیتی لحاظ کنیم بر زید در هر ظرفی و بر هر خصوصیتی حمل می‌شود. و این اطلاقِ در اکرام از ناحیۀ موضوع آمده است یعنی چون موضوع ما زیدِ بدون قید است پس اکرامش هم اکرام بدون قید می‌شود.

  • می‌گوییم: ما این حرف شما را قبول می‌کنیم ولکن همین را به خود شما بر می‌گردانیم و می‌گوییم: شما در صرف الوجود در ناحیۀ عقدالوضع، موضوع را مطلق دانستید، اما دیگر زید در إن جاءک زیدٌ فأکرمه که زید مطلق نیست؛ بلکه زید مقید است، زید جائی موضوع ما است.

  • مگر شما نمی‌گویید که هر قضیۀ شرطیه‌ای به قضیۀ حملیه برمی‌گردد؟! مثلاً قضیۀ شرطیۀ «إن کانت الشّمس طالعة فالنّهار موجودٌ» می‌شود «النّهار موجودٌ عند طلوع الشّمس» که یک قضیۀ حملیه است. شما همین قضیۀ حملیه را دوباره به قضیۀ شرطیه برگردانید، یعنی النّهار موجودٌ عند طلوع الشّمس، می‌شود إن کانت الشّمس طالعة فالنّهار موجودٌ. این می‌شود برگشت قضیۀ حملیه به شرطیه و شرطیه به حملیه.