اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نظریۀ مرحوم آقاضیاء عراقی در مفهوم شرط (1)

و لزوم احتیاط در شبهات مفهومیه

0
اصول

در جلسه 15 از سلسله دروس خارج اصول، استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در ابتدا از باب استطراد، به لزوم رجوع به احتیاط در شبهات مفهومیه اشاره می‌کند و سپس به بحث اصلی خود بازگشته و به دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی در اثبات مفهوم شرط می‌پردازد. ایشان بر خلاف مرحوم آخوند، به مراتب چندگانه قائل نبوده و معتقد است مفهوم شرط با تمسک به اطلاق در قضیه حملیه، اثبات می‌شود. استاد، در باره مهمله بودن عقدالحمل که در کلام آقاضیاء آمده است، توضیح مفصلی ارائه کرده و دو اشکال بر آن وارد می‌نماید. سپس وارد تبیین اصل نظریه ایشان می‌شود. مرحوم محقق عراقی معتقد است پس از پذیرش دلالت قضیه حملیه بر اطلاق حکم نسبت به موضوع، باید جایگاه ادات شرط را مشخص نمود و با توجه به نقش آن، امکان جعل حکم مماثل برای شارع وجود نخواهد داشت، مگر از باب تأکید که مشکلی ایجاد نمی‌کند. استاد در پایان به برخی سئوالات طلاب پاسخ می‌دهد.

نسخه عربی

نظریۀ مرحوم آقاضیاء عراقی در مفهوم شرط (1)

2
  •  

  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  •  

  • لزوم رجوع به احتیاط در شبهۀ مفهومیه

  • در بحث اطلاق که مسئله به اینجا کشیده شد و مطلب به این مطالبی که عرض شد رسید ـ گرچه جایش اینجا نبود ـ مطلبی به نظرم آمد که البتّه بحثش در همان باب برائت و اشتغال است؛ اما قبل از اینکه به مطالب دیگر برسیم، از باب براعت استهلال که ممکن است فرصت نباشد که مطالب به آنجا کشیده شود، اول آن را بیان می‌کنیم.

  • معمول این است که در باب دلیل در صورت فقدان دلیل یا اجمال دلیل و یا تعارض دلیلین برائت جاری می‌کنند؛ گرچه شیخ در اینجا خیلی داد سخن داده و سخن خودش را در رسائل خیلی مبسوط بیان کرده است.

  • اما مطلبی که دربارۀ اهمال دلیل گفتیم این است که ما نمی‌توانیم در مقام اثبات به ادلّۀ اباحیّه مانند «کلّ شی‌ءٍ لک حلال حتی تعلم أنه حرام»1 و امثال ذلک تمسک کنیم. تمام اینها در جایی می‌آیند که بحث فقدان دلیل باشد، ولی اگر مقام اجمال دلیل باشد قاعدۀ قبح عقاب بلابیان جاری نیست و قبح عقاب بلابیان در آن موردی است که مسئلۀ تعارض دلیلین یا فقدان دلیل باشد. اگر ما بتوانیم در مورد اجمال دلیل که در آنجا تکلیف به‌نحو اطلاق بیان شده است اما موردش مورد اهمال است، تکلیف را ولو به‌طور قدرمتیقن اتیان کنیم دیگر در این صورت آن قاعدۀ عقلی جاری نخواهد شد.

  • این تتمه‌ای بود که خواستم عرض کنم تا اینکه وقتی به باب برائت و ادلّۀ شرعی مثل «کلّ شی‌ءٍ لک حلال حتّی تعلم أنّه حرام» و امثال ذلک می‌رسیم، بدانیم که تمام اینها در مواردی است که بحث اجمال دلیل نباشد؛ اما اگر مورد، مورد اجمال دلیل باشد، در این صورت باید همان اشتغال و احتیاط را لحاظ کرد تا انسان بتواند یقین به برائت ذمّه پیدا کند؛ همچون مسئلۀ غناء که اصلاً نمی‌دانیم مفهوماً به چه چیز غناء گفته می‌شود نه مصداقاً، که در اینجا بحث روی اجمال دلیل می‌رود. وقتی که شما قدرمتیقّن را انجام بدهید دیگر یقین پیدا می‌کنید که اتیان کرده‌اید و عرض کردیم که قدرمتیقن هم به چه معنایی است و در هر موردی تفاوت پیدا می‌کند؛ در مورد واجبات، قدرمتیقن یک جور است و در مورد محرمات یک جور است و اینها تفاوت پیدا می‌کنند.

    1. وسائل الشیعة، ج 25، ص 118: «عن أبی عبد الله علیه السّلام فی الجُبُن. قال: کلُ شی‌ءٍ لک حلال حتّى یَجیئک شاهدان یشهدان أن فیه میتةً»