اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تمسک به اطلاق در مفهوم شرط (2)

تقریبی دیگر در تمسک به اطلاق

0
اصول

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه سیزدهم از سلسله دروس خارج اصول، به ادامه مبحث تمسک به اطلاق در مفهوم شرط می‌پردازد. در این جلسه تقریب دومی از اطلاق به این بیان ارائه می‌شود: اگر قضیۀ شرطیه‌ای مطلق و بدون قید بیان شود، این عدم قید، دال بر این است که شرط دخالت تام در ترتّب جزاء دارد. از آنجا که مولی در مقام بیان است، اگر شرط دیگری مقارن با این شرط، در جزاء دخالت می‌داشت، آن را ذکر می‌کرد؛ پس از عدم ذکر شرط دیگر توسط مولی، کشف می‌شود که وی آن را لحاظ نکرده است. مرحوم آخوند معتقد است چنین اطلاقی بسیار به ندرت متحقق می‌شود. استاد با بیان انحاء دخالت شرط در ناحیه عقدالحمل و ارائه بحثی کوتاه در باره حدّ اعتبار اطلاق در مقام اثبات، کلام آخوند را توضیح داده و مورد مداقّه و بررسی قرار می‌دهد. ایشان بیان می‌دارد که برای احراز اینکه ثبوتاً جمیع افراد مفرد یا جمله و هیئات نزد مولا علی‌السواء هستند، قطعاً نیاز به قرینه داریم و این قرینه می تواند لفظیه یا فعلیه و یا عقلیه باشد.

نسخه عربی

تمسک به اطلاق در مفهوم شرط (2)

8
  • این قرینه، قرینۀ عقل است. یعنی در حکم خدا هیچ‌کدام از افراد مترافعین ترجیحی بر فرد دیگر ندارد. عالم ترجیحی بر جاهل ندارد، پدر ترجیحی بر فرزند ندارد، همسایه ترجیحی بر دیگری ندارد. البتّه این مطالبی که ما عرض می‌کنیم مربوط به زمان پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلم یا زمان ظهور حضرت مهدی علیه السّلام است و الاّ ما می‌دانیم که در اینجا قرائن عرفیه و خارجیه بر ترجیح هست. این حرف‌ها مربوط به زمان ائمه علیهم السّلام است.

  • لزوم تفکیک بین مقام اجمال و مقام اطلاق 

  • بنابراین ما باید قرینۀ خارجیه ـ چه لفظی باشد و چه غیرلفظی، چه عقلی باشد و چه غیرعقلی ـ داشته باشیم بر اینکه در نظرِ مولا در مقام اطلاق، جمیع افراد آن مطلق در ابراء ذمه و در اجرای حکم علی‌السواء هستند؛ این می‌شود اطلاق. حالا اگر ما یک لفظ را مطلقاً - البتّه اینکه می‌گویم «مطلقاً» از باب ضیق‌خناق است و الاّ باید بگوییم «مهملاً» یا «مجملاً» - و غیر مقیدٍ از مولا شنیده باشیم و در اینجا قرینۀ خارجیه بر استواء جمیع افراد در اجراء حکم و در ابراء ذمه نداشته باشیم، آیا در اینجا اطلاق هست یا اطلاق نیست؟ دیگر در اینجا اطلاق نیست.

  • من‌باب‌مثال مولا می‌گوید: «أعتق رقبةً» و ما شک داریم که آیا منظور مولا ایمان است یا اعم از ایمان است و هیچ‌گونه قرینه‌ای نداشته باشیم، دیگر در اینجا مطلق نمی‌گویند؛ اینجا می‌شود مقام اهمال، اینجا می‌شود مقام اجمال. و باید برای ابراء ذمه به قدر متیقن عمل نمود؛ و این می‌شود قدر متیقن.

  • در همین آیۀ ﴿وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ﴾ ما ببینیم آیا نسبت به حاکم اطلاق دارد؟ حاکم کیست؟ چون می‌خواهیم حکم خدا را اجرا کنیم دیگر، آیا حاکم می‌تواند صبی باشد یا نمی‌تواند؟ آیا حاکم می‌تواند مؤنث باشد یا نمی‌تواند؟ آیا حاکم می‌تواند مجنون باشد؟ آیا حاکم می‌تواند شاب باشد یا حتماً باید پیر یا شیخ باشد؟ آیا حاکم باید مجتهد باشد یا غیر مجتهد را هم شامل می‌شود؟ همۀ اینها افراد مطلق هستند؛ یعنی تمام اینها افرادی هستند که این مفهوم فی‌حدّذاته لو خلّی و طبعه شامل آنها می‌شود.