
تمسک به اطلاق در مفهوم شرط (2)
تقریبی دیگر در تمسک به اطلاق
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه سیزدهم از سلسله دروس خارج اصول، به ادامه مبحث تمسک به اطلاق در مفهوم شرط میپردازد. در این جلسه تقریب دومی از اطلاق به این بیان ارائه میشود: اگر قضیۀ شرطیهای مطلق و بدون قید بیان شود، این عدم قید، دال بر این است که شرط دخالت تام در ترتّب جزاء دارد. از آنجا که مولی در مقام بیان است، اگر شرط دیگری مقارن با این شرط، در جزاء دخالت میداشت، آن را ذکر میکرد؛ پس از عدم ذکر شرط دیگر توسط مولی، کشف میشود که وی آن را لحاظ نکرده است. مرحوم آخوند معتقد است چنین اطلاقی بسیار به ندرت متحقق میشود. استاد با بیان انحاء دخالت شرط در ناحیه عقدالحمل و ارائه بحثی کوتاه در باره حدّ اعتبار اطلاق در مقام اثبات، کلام آخوند را توضیح داده و مورد مداقّه و بررسی قرار میدهد. ایشان بیان میدارد که برای احراز اینکه ثبوتاً جمیع افراد مفرد یا جمله و هیئات نزد مولا علیالسواء هستند، قطعاً نیاز به قرینه داریم و این قرینه می تواند لفظیه یا فعلیه و یا عقلیه باشد.
تمسک به اطلاق در مفهوم شرط (2)
7در اینجا عقل حاکم است بر اینکه افراد این حکم، چه صنفاً و چه نوعاً و چه فرداً، هیچکدام در دخالت در مفاد این حکم مزیتی بر دیگری ندارند. لذا در آیۀ ﴿وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ﴾، حکمِ ﴿بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ﴾ باطلاقه به دلیل عقلی شامل جمیع ابواب فقه میشود. این دلیل، دلیل عقلی و قرینه نیز قرینۀ عقلی میباشد.
بنابراین در اینجا میبینیم که مولا در جمیع ابواب فقه، بالنسبة به مرافعات در مقام اطلاق است. حتی در مورد نماز هم همینطور است؛ منبابمثال شخصی زودتر میآید و سجادهاش را میاندازد که وقتی ظهر میآید در صف اول باشد و بعد به دنبال کار خود میرود. دیگری میآید و میبیند که جا نیست، سجاده را جمع میکند. آن شخص میآید و ادعا میکند که من سجاده انداخته بودم. او میگوید: تو به دنبال کار خود رفته بودی. در اینجا حکمِ ﴿بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ﴾ میگوید: شما بیخود به دنبال کار دیگر رفتهای و بیخود جا گرفتهای! حالا اگر هر دو با هم آمدند و قبلاً جا نگرفته بودند، حکمِ ﴿بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ﴾ حکم به قرعه خواهد بود. پس در جمیع ابواب فقه حکمِ ﴿بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ﴾ به اطلاق جاری است. این یک اطلاق.
یا منبابمثال اطلاق دیگری که در آیه ﴿وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ﴾ فرض میشود اطلاق در مدّعیین است؛ آیا مدّعی مرد است یا زن است؟ آیا مدّعی طفل است یا غیر طفل است؟ آیا مدعی مجنون است یا عاقل است؟ ـ البتّه در صورتی که ولیّ داشته باشد و با ولیّ بیاید. ـ آیا حکمِ ﴿بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ﴾ اختصاص بهصورتی دارد که مترافعین هر دو ذکوریت داشته باشند؟ یا هر دو انوثیت داشته باشند؟ آیا انوثیت را شامل نمیشود؟ طفل را شامل نمیشود؟ مجنون را شامل نمیشود؟ حقوق مجنون محترم نیست؟ نهخیر! میبینیم که همه افراد مترافعین در حکمِ ﴿بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ﴾ علیالسواء هستند و عقل حاکم بر آن است. عقل در اینجا قرینۀ منفصله است بر اینکه حکمِ ﴿بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ﴾ بالنسبة به جمیع افراد مترافعین، مدّعی و مدّعی علیه اطلاق دارد.
