اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد استدلال به تبادر در مفهوم شرط

0
اصول

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه دهم از سلسله دروس خارج اصول، استدلال به تبادر در مفهوم شرط را مورد بررسی قرار می‌دهد. استاد ابتدا اصل استدلال را چنین تقریر می‌کند: متبادر از جملۀ شرطیه، انتفاء جزاء عند انتفاء شرط است و تبادر، دلالت بر وضع می‌کند. سپس در مقام نقد، بیان می‌دارد در دلالت هیئات و حروف، وضع هیچ‌گونه دخالت ندارد، بلکه قطعاً فطرت انسان و عقل سلیم و ذوق ساذج آدمی این معانی را تصور می‌کند، بدون اینکه اطلاعی بر وضع داشته باشد. چنانچه در معاملات و ایقاعات نیز نفس آن معنای کلی، بدون دخالت وضع، در همۀ اذهان به‌عنوان یک ارتکاز ذهنی همیشه وجود دارد. بنابراین در ترتّب جزاء بر شرط، وضع ورودی ندارد و واضع حقّ چنین تصرفی را نخواهد داشت. بلی؛ واضع می‌تواند الفاظی را که این ترتّب را بیان می‌کنند در اختیار ما بگذارد.

نسخه عربی

نقد استدلال به تبادر در مفهوم شرط

2
  •  

  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرّحیم

  •  

  •  

  • استدلال به تبادر برای اثبات مفهوم در جمله شرطیه

  • قائلین به مفهوم در قضیۀ شرطیه برای‌اینکه این مفهوم تمام باشد باید مقدماتی را متعهّد و ملتزم شوند. یکی از آنها را که ذکر کردم این بود که لاشکّ و لاشبهه در اینکه متبادر از جملۀ شرطیه انتفاء جزاء عند انتفاء شرط است و تبادر، دلالت بر وضع می‌کند. بنابراین در قضیۀ شرطیه بالدلالة اللفظیة الوضعیة انتفاء الحکم عند انتفاء الموضوع لازم می‌آید. و بسیاری از آقایان به این مطلب ملتزم شدند که دلالت قضیۀ شرطیه بر مدلول التزامیِ خودش بر اساس دلالت لفظ است بالوضع، و این عبارت است از مفهوم. بنابراین همان‌طور که در دلالت لفظ بر مدلول مطابقی خود که بالوضع است حجّیت مترتّب می‌شود، در دلالت لفظ بر مدلول التزامی بالوضع به‌واسطۀ تبادر مفهوم هم حجّیت بار می‌شود. و فعلاً بحث از علّیت تامّه و ناقصه و... مطرح نیست بلکه بحث از دلالت لفظیه بالوضع به‌واسطۀ تبادر است.

  • عدم دخالت وضع در تحقّق معانی هیئی و حرفی

  • آنچه به‌نظر می‌رسد این است که در دلالت هیئات و دلالات رابط حروف که بالوجود الرابط دلالت بر وجود آن معنای حرفی دارند اصلاً و به هیچ وجه‌من‌الوجوه وضع دخالت ندارد، بلکه قطعاً فطرت انسان و عقل سلیم و ذوق ساذج آدمی این معانی را تصور می‌کند بدون اینکه اطلاعی بر وضع داشته باشد. یک عبد در مقابل مولا معنای جملۀ شرطیه را می‌فهمد اگرچه دلالت بر وضع را نداند؛ حتی یک بچه این ترتّب جزاء بر شرط را ادراک می‌کند اگرچه قطعاً عالم به وضع نیست، مثلاً می‌داند که برای دیدن پدر یا مادر، آمدن آنها شرط و اساس است و بدون آمدن آنها دیدن متحقّق نمی‌شود.

  • تمام معانی حروف از این قبیل هستند. ارتباطاتی که ذهن در وجود رابط بین تصوّر نفسی موضوع و محمول می‌داند از همین قبیل است و طرفینِ معنای حرفی را معدّ برای تحقّق آن معنای حرفی می‌داند بدون اینکه اطلاعی به وضع داشته باشد. ذهن بدون دخالت وضع، ابتدائیّت و انتهائیّت را می‌فهمد. ذهن طلب را از امر می‌فهمد بدون اینکه بداند امر وضعاً در کجا استعمال و وضع شده یا در کجا استعمال و وضع نشده است.