اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تنبیهات مفاهیم(2)

و نقد آراء مرحوم آقاضیاء عراقی

0
اصول
جلسات

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه هشتم از سلسله دروس خارج اصول، به بیان ادامه تنبیهات مفاهیم می‌پردازد. استاد در تنبیه چهارم، موضوع لزوم انتفاء سنخ حکم در صورت انتفاء موضوع را مطرح کرده و ضمن بیان دیدگاه مرحوم آقا ضیاء عراقی، نسبت به آن، دو اشکال وارد می‌کند. تنبیه پنجم در باره وجوه متعدده در عقد الوضع است؛ مانند اینکه مولا بگوید: «إن جاءک زید متلبسًا بهذا اللباس و راکبًا إلی یوم الجمعة فأکرمه»؛ در این قسمت نیز استاد طهرانی، وجوه متعدده را طبق مبنای آقاضیاء تشریح کرده و آنگاه به نقد آن می‌پردازد. تنبیه ششم و آخرینِ آنها، در باره کیفیت تصور طبیعت مطلقه از یک معنای جزئیه مانند هیئت، بحث می‌کند. استاد در دو قسمت، آراء آقاضیاء را مطرح و سپس نقادی می‌کند و البته در اخیر، استفادۀ اطلاق از معانی حرفیه و هیئات را به یک بیان در کلام ایشان تقریر و آن را تأیید می‌نماید.

نسخه عربی

تنبیهات مفاهیم(2)

6
  • قبل از بیان این قضیّه مقدّمتاً برای تنبیه پنجم این مطلب لازم‌الذکر است که ما در باب مفهوم در صدد چه هستیم؟ آیا در باب مفهوم، قائلین به مفهوم قائل هستند به اینکه به انتفاء موضوع، حکم بأیِّ‌نحوٍکان منتفی می‌شود؟ یعنی آیا به‌نحوی است که هیچ حکم مشخص دیگر و هیچ قضیۀ شخصیۀ دیگری جانشین این قضیۀ شخصیه نخواهد شد؟ به‌طوری‌که اگر قضیۀ دیگری بیاید، آیا بین مطلق منفی و بین آن قضیۀ شخصیه دیگر تعارض واقع می‌شود؟ یعنی وقتی می‌گویم: «إن جاءک زید فأکرمه» بنا بر قول به مفهوم این است که به هیچ وجه‌من‌الوجوه، عند عدم المجیء تا قیام قیامت وجوب اکرامی ثابت نخواهد شد؟ و آیا این‌طور است که اگر دلیل دیگری بیاید بر اینکه «إن اشتغل زیدٌ بالدرس و العلم فأکرمه»، یعنی سوای مجیء دلیل دیگری برای وجوب اکرام که اشتغال به علم است آمد، آن قضیۀ اشتغال به علم با این مفهوم منافی است و در تعارض واقع می‌شود؟ یا اینکه نه، مفهوم عبارت است از اینکه لولا دلیل خاص بر جانشینی آن محمول در صورت وجود موضوع دیگر و موضوع ثانی، قضیۀ منفی بإطلاقه متحقّق است. یعنی «إن جاءک زید فأکرمه» با زبان بی‌زبانی خودش می‌گوید که در صورت عدم مجیء، اکرام واجب نیست إلا اینکه دلیل دیگری همچون من بیاید و وجوب اکرام را ثابت کند. قاعدتاً مراد ایشان همین است دیگر.

  • لذا اگر شما در یک عبارت دو دلیل آوردید «إن جاءک زید و إن اشتغل زید بالعلم فیجب إکرامه» یا «فأکرمه»، هر کدام از این دو عقدالوضع دخالت تامّ در وجوب اکرام دارند. یعنی «عند المجیء یجب الإکرام و عند الاشتغال بالعلم یجب الإکرام.» آیا این دو عقدالوضع و این دو دلیل با هم در تعارض هستند؟! نه‌خیر، در تعارض نیستند! پس این‌همه روایاتی که در باب مطلقات و مقیدات داریم چگونه است؟! من‌باب‌مثال «إن أفطرت فیجب عتق الرقبة»، اگر افطار ماه رمضان کنی باید یک رقبه بدهی؛ این یک دلیل. «إن ظاهرت فیجب عتق الرقبة»، اگر ظهار کنی باید یک رقبه بدهی. اینها که با یکدیگر منافات ندارند!