اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تنبیهات مفاهیم(2)

و نقد آراء مرحوم آقاضیاء عراقی

0
اصول
جلسات

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه هشتم از سلسله دروس خارج اصول، به بیان ادامه تنبیهات مفاهیم می‌پردازد. استاد در تنبیه چهارم، موضوع لزوم انتفاء سنخ حکم در صورت انتفاء موضوع را مطرح کرده و ضمن بیان دیدگاه مرحوم آقا ضیاء عراقی، نسبت به آن، دو اشکال وارد می‌کند. تنبیه پنجم در باره وجوه متعدده در عقد الوضع است؛ مانند اینکه مولا بگوید: «إن جاءک زید متلبسًا بهذا اللباس و راکبًا إلی یوم الجمعة فأکرمه»؛ در این قسمت نیز استاد طهرانی، وجوه متعدده را طبق مبنای آقاضیاء تشریح کرده و آنگاه به نقد آن می‌پردازد. تنبیه ششم و آخرینِ آنها، در باره کیفیت تصور طبیعت مطلقه از یک معنای جزئیه مانند هیئت، بحث می‌کند. استاد در دو قسمت، آراء آقاضیاء را مطرح و سپس نقادی می‌کند و البته در اخیر، استفادۀ اطلاق از معانی حرفیه و هیئات را به یک بیان در کلام ایشان تقریر و آن را تأیید می‌نماید.

تنبیهات مفاهیم(2)

16
  • اگر من بگویم: «سرت من البصرة»، ابتدائیّت در اینجا ابتدائیّت عام می‌شود، چون سیر من که از بصره است مشخّص نیست که آیا از فلان نقطۀ بصره است یا از نقطۀ دیگری است. پس چه اینکه طرفینِ در معانی حروفیه عام باشند یا اینکه یکی از دو طرف آن عام باشد عمومیت حاصل می‌شود. من‌باب‌مثال در «سیر من البصرة»، سیر عمرو یک سیر است، سیر بکر یک سیر است، سیر خالد یک سیر است؛ حالا منظور از سیر از بصره کجای بصره است؟ آیا اول بصره است؟ آیا وسط بصره است؟ آیا انتهای بصره است؟ از کدام خیابانش است؟ از کدام محله‌اش است؟ تمام اینها سیرهای متفاوت از مناطق متفاوت است. بناءًعلیٰ‌هذا وقتی که این‌طور است پس این معانی حرفیه معانی عمومی می‌شوند. اما اگر گفتم: «سرت من النقطة الکذائیّة من البصرة» چون هم سیر من خاص است و هم آن نقطه مشخّص است پس این معنای ابتدائیّه فانی در آن دو جهت تعلّق خود است؛ یکی سیر من و یکی نقطۀ کذایی. لذا این معنای ابتدائی هم خاص می‌شود. چون معانی حرفیّه فانی در طرفین تعلّق خودشان هستند. بنابراین این معانی حروفی معنای خاص می‌شوند.

  • در مورد هیئات هم همین‌طور است؛ یک‌وقت مولا هیئت را به‌عنوان مفاد کلّیِ ملقای به مخاطبین متعدّده بیان می‌کند؛ فرض کنید که می‌گوید: «صلّوا»، این صلّوا، یعنی امر به صلاة دلالت می‌کند بر امر به صلاة بر تمام مخاطبین بأنحائهم؛ یا اینکه به مخاطب می‌گوید: «صلّ من هذا الساعة الی یوم الجمعة». این وجوب صلاة روی تک‌تک افراد صلاتى که از الآن تا روز جمعه محقق است رفته است. یک‌وقت شارع می‌گوید: صلّ همین الآن، اینجا صلاة خاص می‌شود. روی‌این‌حساب آن حکم منشأ، دائر مدار تعلّق موضوعش است. اگر موضوعش خاص باشد، حکم منشأ آن هم خاص می‌شود و اگر موضوعش عام باشد حکم منشأ هم عام می‌شود.1 البتّه این حرف تا حدودی قابل صحّت و پذیرش است.

    1. همان، ص 477.