
تنبیهات مفاهیم(2)
و نقد آراء مرحوم آقاضیاء عراقی
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه هشتم از سلسله دروس خارج اصول، به بیان ادامه تنبیهات مفاهیم میپردازد. استاد در تنبیه چهارم، موضوع لزوم انتفاء سنخ حکم در صورت انتفاء موضوع را مطرح کرده و ضمن بیان دیدگاه مرحوم آقا ضیاء عراقی، نسبت به آن، دو اشکال وارد میکند. تنبیه پنجم در باره وجوه متعدده در عقد الوضع است؛ مانند اینکه مولا بگوید: «إن جاءک زید متلبسًا بهذا اللباس و راکبًا إلی یوم الجمعة فأکرمه»؛ در این قسمت نیز استاد طهرانی، وجوه متعدده را طبق مبنای آقاضیاء تشریح کرده و آنگاه به نقد آن میپردازد. تنبیه ششم و آخرینِ آنها، در باره کیفیت تصور طبیعت مطلقه از یک معنای جزئیه مانند هیئت، بحث میکند. استاد در دو قسمت، آراء آقاضیاء را مطرح و سپس نقادی میکند و البته در اخیر، استفادۀ اطلاق از معانی حرفیه و هیئات را به یک بیان در کلام ایشان تقریر و آن را تأیید مینماید.
تنبیهات مفاهیم(2)
12استاد: نه، صبح را میگوید. الآن شارع به شما میگوید: صلِّ، آیا شما از او سؤال نمیکنید که منظور شما ثنایی است یا ثلاثی؟ آیا شارع میگوید که منظور من همۀ آنهاست؟! این که معنا ندارد. یک وقت میگوید که صلّ بر طبق آن صلاةی که قبلاً گفتم؛ قبلاً احکام مقیّده و جزئی صلاة آمده است، صلاة صبح آمده است، صلاة ظهر آمده است، صلاة عصر و مغرب و عشاء و امثالذلک آمده است، بعد حکمی متعاقب آن احکام کلّیِ مشخّصه میآید و میگوید: صلّ. یعنی آن احکامی را که من قبلاً تذکّر دادم و تنبیه بر آنها کردم حالا برو اتیان کن و این حکایت از آن است. ولی صحبت در این است که در مقام انشاء و عمل یک صلّ میآید که الآن صلّ. حالا نمیشود منظور در این صلّ هم ثنائیّه باشد، هم ثلاثیّه و هم رباعیّه. بالأخره یکی از اینهاست. آن صلّای که شما گفتید گرچه انشاء است ولی حکایی است یعنی از یک اوامر سابقه حکایت میکند.
ما دو امر داریم، یکی اوامر مولوی است یکی هم اوامر ارشادی است. اوامر ارشادی حکایت از اوامر مولوی میکنند، نهاینکه خودش فیحدّ نفسه موجب عقاب و ثواب است. لذا شما هیچوقت در اطاعت و اتیان به اوامر ارشادی مستوجب ثواب نیستید؛ بلکه بهلحاظ آن مرشَدالیه بر شما ثواب یا عقاب بار میشود. اگر شارع بگوید که اوامر مرا اتیان کن، شما هیچوقت بهخاطر تخلّف از این کلام معاقب نمیشوید؛ بلکه تخلّف شما از آن اوامری است که در آنجا دارد. مثلاً در صلّ چون از صلاة تخلّف میکنید مستوجب عقاب هستید نه بهخاطر اینکه از این امر فعلی، منبابمثال از «إیتِ بأوامری» تخلّف میکنید.
تلمیذ: این دو امر است؟
استاد: نه این یکی است. همیشه اوامر ارشادی، تابع همان اوامر مولوی هستند، حکایت از همان میکنند، ارشاد به همان اوامر مولوی دارند.
در باب هیئات، مستعملٌفیهِ هیئات خاص است. وقتی که میگوید: صلّ، این صلّ یک امر خاص است و دیگر معنا ندارد که جمیع اقسام را شامل شود، چون در مقام اتیان است نه در مقام ارشاد. آن صلِّای که منظور شما است صلّ ارشادی است که به آن صلّهایی که قبلاً گفته است ارشاد میکند.
