اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تنبیهات مفاهیم(2)

و نقد آراء مرحوم آقاضیاء عراقی

0
اصول
جلسات

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه هشتم از سلسله دروس خارج اصول، به بیان ادامه تنبیهات مفاهیم می‌پردازد. استاد در تنبیه چهارم، موضوع لزوم انتفاء سنخ حکم در صورت انتفاء موضوع را مطرح کرده و ضمن بیان دیدگاه مرحوم آقا ضیاء عراقی، نسبت به آن، دو اشکال وارد می‌کند. تنبیه پنجم در باره وجوه متعدده در عقد الوضع است؛ مانند اینکه مولا بگوید: «إن جاءک زید متلبسًا بهذا اللباس و راکبًا إلی یوم الجمعة فأکرمه»؛ در این قسمت نیز استاد طهرانی، وجوه متعدده را طبق مبنای آقاضیاء تشریح کرده و آنگاه به نقد آن می‌پردازد. تنبیه ششم و آخرینِ آنها، در باره کیفیت تصور طبیعت مطلقه از یک معنای جزئیه مانند هیئت، بحث می‌کند. استاد در دو قسمت، آراء آقاضیاء را مطرح و سپس نقادی می‌کند و البته در اخیر، استفادۀ اطلاق از معانی حرفیه و هیئات را به یک بیان در کلام ایشان تقریر و آن را تأیید می‌نماید.

نسخه عربی

تنبیهات مفاهیم(2)

8
  • اما در مورد رکوبش، اگر زید آمد و چون شخصیّت زید اقتضاء می‌کند که با یک راننده بیاید و خودش عقب بنشیند، پس اکرام زید باید در صورتی باشد که راکباً بیاید و یک شخص فانوس به دست هم جلویش باشد، یکی هم زمام ناقه و استر و الاغ را گرفته باشد تا اینکه اکرام واجب باشد. اما اگر این زید بیچاره نه فانوس‌کشی دارد و نه کسی زمام خرش را گرفته است، خود بیچاره‌اش باید سوار خرش شود، اگر این‌طور باشد آیا باز اکرام واجب است یا نه؟ می‌گوییم: شاید زید در اینجا خواسته شکسته‌نفسی کند. به فانوس‌کش و زمامداری پول نداده که برایش مسئله‌ای شود و... هنوز آلوده به این مسائل نشده است، در این‌صورت می‌گوییم که این مولا در ترتّب این حکم در مقام اهمال است. یعنی اگر هم من‌باب‌مثال با این‌حال نیامد اشکالی ندارد؛ نسبت به این قضیّه در مقام اهمال است. و در مورد قید إلی یوم الجمعة هم حکم همین‌طور بر آن بار می‌شود.1

  • سؤال در اینجا به این نحو است که شما بعضی از این قیود متعدّده را در این قضیّه دخیل گرفتید و بعضی را دخیل نگرفتید، آیا این تعدّد قیود منحلّ به تعدّد قضایای مقیّدۀ در ناحیۀ عقدالوضع می‌شود یا نمی‌شود؟ قطعاً منحلّ می‌شود! یعنی وقتی که قضیۀ ما که می‌گوید: «إن جاءک زید راکباً متلبّساً الی یوم الجمعة» کأنّ مولا چهار قید آورده است: «إن جاءک زید فأکرمه، إن کان زید راکباً فأکرمه، إن کان زید متلبّساً فأکرمه، إن جاءک الی یوم الجمعة فأکرمه.» چهار قضیّه آورده و هر کدام از اینها را در ترتّب حکم دخیل قرار داده است.

  • نقد مبنای مرحوم آقاضیاء

  • اشکال اول

  • اشکال اول بر این مبنا این است که چطور شما بعضی از این قیود را مهمل می‌دانید درحالی‌که بقیّه را مطلق می‌دانید؟! یعنی اگر این قید محقق نشد آیا باز اکرام هست یا اکرام نیست؟ شما در اینجا به چه چیزی حکم می‌کنید؟ اگر بگویید که این قید اگر محقق نشد و بقیّۀ قیود محقق بودند حکم باقی است، بنابراین وجود و عدم وجود این قید در این قضیّه چه نفعی دارد؟ چون شما می‌گویید با انتفاء این قید باز اکرام واجب است، به‌لحاظ اینکه بقیّه قیودات وجود دارند.

    1. نهایة الأفکار، ج 2، ص 473.