
تنبیهات مفاهیم (1)
و نقد نظریه مرحوم آقاضیاء عراقی در تقر یر محل نزاع مفاهیم
مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در جلسه هفتم از سلسله دروس خارج اصول و در ادامه مباحث مربوط به مفهوم و منطوق، تنبیهاتی را مطرح میکند. استاد، در تنبیه اول به تقریر محل نزاع در باب مفاهیم میپردازد و ضمن بیان دیدگاه دو تن از بزرگان اصول، یعنی مرحوم آخوند خراسانی و مرحوم آقاضیاء عراقی، چهار نقد به نظر مرحوم آقاضیاء وارد میکند و در نهایت نظریه صاحب کفایه را برمیگزیند. تنبیه دوم در باره مدالیل التزامیه کلام است؛ از نظر ایشان اصل وجود این مدالیل، به قصد و اراده متکلم، بستگی ندارد؛ اما اخذ به آن لوازم، نیازمند احراز اراده جدی متکلم میباشد و در این زمینه، بین کلام شارع و غیر او، تفاوتی وجود دارد که استاد به آن اشاره میکند. تنبیه سوم در باره ملاک مفهوم اولویت میباشد و استاد، ضمن تبیین ملاک آن و نیز ملاک تنقیح مناط، به این نتیجه میرسد که ملاک هردو، یکی است و این معنا را در قالب امثله قرآنی و روایی تبیین مینماید.
تنبیهات مفاهیم (1)
3إنّما الکلام در اینکه آنهایی که قائل به اخذ به مفهوم هستند، حکم در ناحیۀ محمول را بهعنوان سنخ الحکم و بهعنوان طبیعت مطلقه میدانند و آنهایی که قائل به اخذ به مفهوم نیستند حکم را حکم شخصی یا طبیعت مهمله میدانند.
فرق بین طبیعت مطلقه و طبیعت مهمله در این است که در اطلاق، جهت عموم و جهت استیعاب تمام مصادیق لحاظ شده است؛ مثلاً وجوب اکرام به جمیع أنحائه و بهطور مطلق و در همۀ أزمنه و در همۀ شرائط بهنحو اطلاق مترتّب بر مجیء زید است. اگر مجیء زید منتفی باشد آن وجوبِ اطلاقی اکرام هم منتفی میشود. این میشود مفهوم. و همینطور قائلین به مفهوم، در «إن جاءک زید فأکرمه» سنخ الحکم را معلق بر مجیء میکنند نه خصوص وجوب اکرامِ مقیّد بر مجیء را. یعنی اصلاً اکرام به تمام سنخیّته و به تمام أنحائه معلق بر مجیء است، نه اکرام خاص که شخص باشد. پس قائلین به مفهوم در ناحیۀ عقدالحمل، آن حکم را سنخ الحکم یا طبیعت مطلقه میدانند که عند عدم المجیء ینتفی اصل الوجوب و یبقی زید بلا اکرام. مسئله را به این نحو مطرح کردند.
بنابراین برطبق نظریۀ مرحوم آقاضیاء میتوانیم کلام مرحوم آقای بروجردی ـ رحمة الله علیه ـ را هم به همین سیاق حمل کنیم. چون ایشان از باب حذریّت عقلاء از لغویّت کلام حکیم در باب عقدالوضع، قیدی را که متکلّم در قضیّۀ خود میآورد، در ترتّب آن حکم دخیل میدانستند که مطلب قبلاً عرض شد. بناءًعلیهذا ایشان را به آن نتایج و آثار و مقتضیاتی که بر مبنای مرحوم آقاضیاء پیش میآید ملتزم میکنیم.
نقد نظریۀ مرحوم آقاضیاء
در مفاد کلام ایشان نظرٌ من جهات:
اشکال اول: آیا هر قیدی در ترتب حکم دخیل است؟
اولاً، در اینکه شما هر قیدی را که متکلّم در کلام بیاورد در ترتّب حکم دخیل میدانید، اشکال است. مگر هر قیدی دلالت بر دخالت میکند؟! ممکن است بسیاری از قیودی که متکلّم، چه در ناحیۀ عقدالوضع و چه در ناحیۀ عقدالحمل میآورد، قید تأکیدی باشند. ممکن است بسیاری از قیودی را که متکلّم در کلام خود میآورد، عنوان مشیر و مرآت از یک عنوان کلّی باشند.
